English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
self defense U پایداری داخلی پایداری ملی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
internal defense U پدافند داخلی پایداری داخلی
Other Matches
persistency U پایداری گاز جنگی پایداری اصرار
resist U پایداری
consistent U پایداری
stableness U پایداری
resisting U پایداری
permanencies U پایداری
permanency U پایداری
resisted U پایداری
persistence U پایداری
stickability U پایداری
stability U پایداری
resists U پایداری
consistency U پایداری
hold one's own U پایداری
hold one's ground U پایداری
perenniality U پایداری
consistence U پایداری
constancy U پایداری
resistance U پایداری
commorant U پایداری
endurance U پایداری 0
permanence U پایداری
speed stability U پایداری سرعت
staying power U نیروی پایداری
negative stability U پایداری منفی
staidness U ارامش پایداری
stability constant U ثابت پایداری
longitudinal stability U پایداری طولی
thermodynamic stability U پایداری ترمودینامیکی
light stable U پایداری نور
soil consistence U پایداری خاک
people forces U نیروی پایداری
plastic consistency U پایداری خمیری
neutral stability U پایداری بی تفاوت
stability of an emulsion U پایداری امولسیون
neutral stability U پایداری خنثی
retentivity U پایداری مغناطیسی
stability calculation U حساب پایداری
spiral stability U پایداری چرخشی
stability of slope U پایداری ترانشه
static stability U پایداری استاتیک
optical stability U پایداری نوری
stabilizing U پایداری کردن
kinetic stability U پایداری جنبشی
directional stability U پایداری جهشی
directional stability U پایداری سمتی
elastic stability U پایداری ارتجاعی
fixity U قرار پایداری
creep strength U پایداری خزشی
frequency stability U پایداری فرکانس
stability U پایایی پایداری
kinetic stability U پایداری سینتیکی
inherent stability U پایداری ماندگار
lateral stability U پایداری عرضی
resistance adjustment میزان پایداری
consistency of concrete U پایداری بتن
fuel endurance U قدرت پایداری سوخت
statics U دانش پایداری نیروها
creep strength depending on time U پایداری خزشی تابع زمان
ligand field stabilization energy U انرژی پایداری میدان لیگاند
crystal field stabilization energy U انرژی پایداری میدان بلور
half residence time U نیمه عمر پایداری عناصرریزش اتمی یا رادیواکتیو
venting U سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
vent U سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
vented U سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
l.f.s.e U energy stabilization ligandfield انرژی پایداری میدان لیگاند
vents U سوراخی در مرکز چتر نجات برای افزایش پایداری
warping U پیچاندن بالها بصورت متقارن برای بدست اوردن پایداری عرضی و قابل کنترل
wheel satellite U ماهوارهای که بصورت دایرهای ساخته شده و معمولابرای پایداری وضعیت یا واردساختن گرانش ساختگی به سرنشینان دوران میکند
chrome dyes U کرم یا گروهی از رنگینه های شیمیایی که به همراه دی کرومات پتاسیم در رنگرزی پشم به کار رفته و رنگ نسبتا پایداری بوجود می آورند
resisting U مقاومت کردن پایداری کردن
resisted U مقاومت کردن پایداری کردن
resists U مقاومت کردن پایداری کردن
resists U پایداری کردن ایستادگی کردن
resist U مقاومت کردن پایداری کردن
resist U پایداری کردن ایستادگی کردن
resisted U پایداری کردن ایستادگی کردن
resisting U پایداری کردن ایستادگی کردن
direct dyes U رنگینه های مستقیم [که بدون نیاز به دندانه بصورت مستقیم با آب و الیاف پنبه، ابریشم و پشم ترکیب داده شده و رنگ های روشن و براقی را بوجود می آورد ولی در عین حال در برابر شستشو، پایداری خوبی ندارد.]
incretion U ترشح درونی یا داخلی تراوش داخلی
squawk U مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawked U مخابره داخلی ارتباط داخلی
internal structure U ساختمان داخلی سازه داخلی
squawks U مخابره داخلی ارتباط داخلی
exchanged stabilization fund U مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
storage U 1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
in- U داخلی
indoor U داخلی
internal door U در داخلی
anie U داخلی
in U داخلی
ben U داخلی
domestic U داخلی
municipal U داخلی
endogenous U داخلی
interiors U داخلی
interior U داخلی
territorial U داخلی
internal medicine U طب داخلی
internal U داخلی
inside U داخلی
esoteric U داخلی
inner U داخلی
insides U داخلی
innate U داخلی
intramural U داخلی
indoor antenna U انتن داخلی
internal circuit U مدار داخلی
internal bus U مسیر داخلی
internal connection U اتصال داخلی
internal bus U گذرگاه داخلی
internal brake U ترمز داخلی
internal boffles U تیغههای داخلی
internal attack U تک داخلی یا تک از داخل
internal armature U ارمیچر داخلی
inboard aileron U شهپر داخلی
imside dimension U اندازه داخلی
internal circuit U حلقه داخلی
internal conductor U سیم داخلی
internal conductance U اندوکتیویته ی داخلی
internal conductance U اندوکتانس داخلی
internal commerce U تجارت داخلی
interion architecture U معماری داخلی
home trade U تجارت داخلی
internal combustion U احتراق داخلی
internal clock U ساعت داخلی
interlan angle U زاویه داخلی
internal structure U سازه داخلی
domestic tariff U تعرفه داخلی
internal angle U زاویه ی داخلی
intermediate structure U ساختمان داخلی
inland rules U قوانین داخلی
inland waterway U ابراه داخلی
inner bottom U جدار داخلی
inferior conjunction U مقارنه داخلی
inside hinge U لولای داخلی
inner harbor U بندر داخلی
inner liner U روکش داخلی
inner loop U حلقه داخلی
inner planets U سیارات داخلی
inner product U ضرب داخلی
inner zone U منطقه داخلی
inside caliper U کولیس داخلی
inside diameter U قطر داخلی
inland duty U گمرک داخلی
inside micrometer U میکرومتر داخلی
interior wall U دیوار داخلی
interior span U دهانه داخلی
interior guard U نگهبان داخلی
interior ballistics U بالیستیک داخلی
interior architecture U معماری داخلی
inferior planets U سیارههای داخلی
interior affairs U امور داخلی
interference drag U پسای داخلی
interconnection U اتصالی داخلی
intercommunication U ارتباط داخلی
inside wing U بال داخلی
inside thread U مارپیچ داخلی
inside draft U شیب داخلی
internal consistency U سازگاری داخلی
rules of procedure U نظامنامه داخلی
internal transactions U معاملات داخلی
internal trade U تجارت داخلی
internal supercharger U سوپرشارژر داخلی
internal structure U ساختار داخلی
internal stress U تنش داخلی
internal storage U انباره داخلی
internal storage U حافظه داخلی
internal storage U حافظه ی داخلی
internal short circuit U کوتهمداری داخلی
internal shield U غلاف داخلی
internal security U امنیت داخلی
internal security U تامین داخلی
internal ruling U نظامنامه داخلی
internal resistance U مقاومت داخلی
internal report U گزارش داخلی
internal voltage U ولتاژ داخلی
internal window sill U کف پنجره داخلی
municipal law U حقوق داخلی
municipal court U دادگاه داخلی
marketing audit U کنترل داخلی
territorial sea U دریای داخلی
local subscriber U مشترک داخلی
local currency U پول داخلی
in-fighting U جنگ داخلی
incoming message cassette U نوارپیغام داخلی
inward light U نور داخلی
intrados U قوس داخلی
interphone U مخابرات داخلی
internality U داخلی بودن
internal reflector U رفلکتور داخلی
internal programme U برنامه داخلی
internal power U مصرف داخلی
internal energy U انرژی داخلی
internal electrolysis U الکترولیز داخلی
internal electrode U الکترود داخلی
internal efficiency U راندمان داخلی
internal ear U گوش داخلی
internal diseconomies U زیانهای داخلی
internal discharge U تخلیه داخلی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com