Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
appel
U
پاکوب 2 بار پا کوبیدن شمشیرباز به نشانه متوقف کردن مبارزه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
attentions
U
شمشیرباز اماده برای مبارزه
attention
U
شمشیرباز اماده برای مبارزه
tabulation
U
نقاط تنظیم در امتداد یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر برای هر دستور tab متوقف میشود
stops
U
نقط ه تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر در آنجا متوقف می شوند برای دستورات بعدی
stopped
U
نقط ه تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر در آنجا متوقف می شوند برای دستورات بعدی
stopping
U
نقط ه تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر در آنجا متوقف می شوند برای دستورات بعدی
stop
U
نقط ه تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر در آنجا متوقف می شوند برای دستورات بعدی
lunging
U
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunges
U
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunged
U
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunge
U
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
jousted
U
مبارزه کردن
combating
U
مبارزه کردن
combats
U
مبارزه کردن
jousting
U
مبارزه کردن
joust
U
مبارزه کردن
jousts
U
مبارزه کردن
combated
U
مبارزه کردن
combat
U
مبارزه کردن
challengo
U
مبارزه کردن
to take up the glove
U
قبول مبارزه کردن
champions
U
مبارزه دفاع کردن از
championed
U
مبارزه دفاع کردن از
to take up the gauntlet
U
قبول مبارزه کردن
champion
U
مبارزه دفاع کردن از
championing
U
مبارزه دفاع کردن از
mauls
U
کوبیدن خرد کردن
maul
U
کوبیدن خرد کردن
mauled
U
کوبیدن خرد کردن
smites
U
ذلیل کردن کوبیدن
fustigate
U
کوبیدن انتقاد کردن
smiting
U
ذلیل کردن کوبیدن
drive
U
سواری کردن کوبیدن
mauling
U
کوبیدن خرد کردن
drives
U
سواری کردن کوبیدن
smite
U
ذلیل کردن کوبیدن
halts
U
متوقف کردن
halted
U
متوقف کردن
halt
U
متوقف کردن
put under the ban
U
متوقف کردن
conflict
U
ناسازگار بودن مبارزه کردن
conflicted
U
ناسازگار بودن مبارزه کردن
conflicts
U
ناسازگار بودن مبارزه کردن
to launch
[start]
a campaign
U
مبارزه ای
[مسابقه ای]
را آغاز کردن
to conduct
[run]
a campaign
U
مبارزه ای
[مسابقه ای]
را اجرا کردن
clinching
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinched
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinch
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinches
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
pash
U
بازور پرتاب کردن کوبیدن
shut down
U
خاموش کردن و متوقف کردن کارایی ماشین یا سیستم
stopping
U
متوقف کردن ایستگاه
stop
U
متوقف کردن ایستگاه
to bring traffic to a standstill
U
ترافیک را متوقف کردن
stopped
U
متوقف کردن ایستگاه
stops
U
متوقف کردن ایستگاه
stopping the work
U
متوقف کردن کار
gravel
U
شن دار متوقف کردن
bushwhack
U
ادای کسی را در اوردن مبارزه کردن
pointer
U
نشانه گرافیکی برای بیان محل نشانه گر روی صفحه نمایش
pointers
U
نشانه گرافیکی برای بیان محل نشانه گر روی صفحه نمایش
to stamp the snow off your boots
U
با کوبیدن پا برف را از چکمه ها پاک کردن
squashes
U
کوبیدن ونرم کردن خفه کردن
squash
U
کوبیدن ونرم کردن خفه کردن
squashing
U
کوبیدن ونرم کردن خفه کردن
squashed
U
کوبیدن ونرم کردن خفه کردن
checked
U
کم یا متوقف کردن سرعت بدن
checks
U
کم یا متوقف کردن سرعت بدن
call it quits
<idiom>
U
متوقف کردن تمام کار
check
U
کم یا متوقف کردن سرعت بدن
peg out
U
کوبیدن میخ چوبی در زمین پیاده کردن
phaseout
U
تدریجا متوقف کردن کار یاتولید
ends
U
خاتمه دادن یا متوقف کردن چیزی
tie up
<idiom>
U
آرام یا متوقف کردن حرکت یا عملی
to stop cold something
U
چیزی را فوری کاملا متوقف کردن
ended
U
خاتمه دادن یا متوقف کردن چیزی
fielding
U
متوقف کردن و کنترل گوی هاکی
end
U
خاتمه دادن یا متوقف کردن چیزی
to suspend payment
U
پرداخت راموقوف کردن متوقف شدن
pull over
<idiom>
U
متوقف کردن ماشین گوشه جاده
swingle
U
الت برای کوبیدن وپاک کردن لیفههای بذرک
cancellation
U
عمل متوقف کردن فرآیند شروع شده
stall
U
متوقف شدن یا کردن از کار انداختن یا افتادن
abort
U
متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
aborting
U
متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
aborted
U
متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
stalling
U
متوقف شدن یا کردن از کار انداختن یا افتادن
aborts
U
متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
no drop image
[تصویر نشانه که در حین عملیات کشیدن و قرار دادن ایجاد میشود و وقتی که نشانه گر روی شی است و میتواند شی مقصد باشد.]
cancel
U
متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل
cancelling
U
متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل
cancels
U
متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل
struggles
U
تلاش کردن مبارزه کردن
struggle
U
تلاش کردن مبارزه کردن
struggling
U
تلاش کردن مبارزه کردن
oppugn
U
مبارزه کردن با دعوا کردن
struggled
U
تلاش کردن مبارزه کردن
lay to rest
<idiom>
U
رها کردن ،متوقف کردن
ToolTips
U
برنامهای که تحت ویندوز کار میکند و یک خط از متن را زیر یک نشانه نشان میدهد وقتی که کاربر نشانه را روی آن قرار میدهد
symbolically
U
آنچه به عنوان نشانه کار میکند و یا از نام نشانه یا برچسب استفاده میکند
symbolic
U
آنچه به عنوان نشانه کار میکند و یا از نام نشانه یا برچسب استفاده میکند
point
U
نشانه روی کردن
sighting
U
نشانه روی کردن
marks
U
نشانه کردن حریف
to present arms
U
نشانه روی کردن
sightings
U
نشانه روی کردن
mark
U
نشانه کردن حریف
fencer
U
شمشیرباز
backsword man
U
شمشیرباز
registers
U
کفگیرک نشانه روی ثبت کردن
register
U
کفگیرک نشانه روی ثبت کردن
registering
U
کفگیرک نشانه روی ثبت کردن
sabreur
U
شمشیرباز سابر
assaults
U
یورش شمشیرباز
epeeist
U
شمشیرباز اپه
assault
U
یورش شمشیرباز
fencing position
U
گارد شمشیرباز
line of attack
U
سینه شمشیرباز
foilist
U
شمشیرباز فویل
assaulted
U
یورش شمشیرباز
foilsman
U
شمشیرباز فویل
represent
U
عمل کردن مانند نشانه برای چیزی
minimise
U
کوچک کردن پنجره برنامه به اندازه یک نشانه
represented
U
عمل کردن مانند نشانه برای چیزی
represents
U
عمل کردن مانند نشانه برای چیزی
guard
U
حالت دفاعی شمشیرباز
fleche
U
نقل مکان شمشیرباز
guarding
U
حالت دفاعی شمشیرباز
bib
U
محافظ گلوی شمشیرباز
sword arm
U
دست مسلح شمشیرباز
coquille
U
محافظ دست شمشیرباز
bibs
U
محافظ گلوی شمشیرباز
lanista
U
شمشیرباز اموزگار شمشیربازی
preparation of attack
U
شمشیرباز اماده حمله
hit not valid
U
ضربه بی ارزش شمشیرباز
composite attack
U
حمله شمشیرباز با حرکات پی در پی
attack on the blade
U
حمله شمشیرباز به تیغه
fencing measure
U
فاصله معمولی دو شمشیرباز
compound attack
U
حمله شمشیرباز با حرکات پی در پی
off target hit
U
ضربه بی ارزش شمشیرباز
guards
U
حالت دفاعی شمشیرباز
offensive movement
U
حرکت تهاجمی شمشیرباز
time hit
U
ضربه شمشیرباز در ضد حمله
deadline
U
منتظر تعمیر متوقف کردن وسایل برای تعمیر
deadlines
U
منتظر تعمیر متوقف کردن وسایل برای تعمیر
jumped
U
حمله شمشیرباز با پرش به هوا
attack on preparation
U
شمشیرباز اماده برای حمله
out of distance
U
دور بودن شمشیرباز از حریف
jump
U
حمله شمشیرباز با پرش به هوا
jumps
U
حمله شمشیرباز با پرش به هوا
trompement
U
گریز شمشیرباز از ضربه حریف
close in
U
نزدیک شدن شمشیرباز به بدن حریف
plastron
U
محافظ سینه کمر و پهلوهای شمشیرباز
stance
U
طرز ایستادن شمشیرباز مقابل حریف
stances
U
طرز ایستادن شمشیرباز مقابل حریف
progressive attack
U
پیشروی شمشیرباز با حرکات تهاجمی گوناگون
peach design
U
نقش هلو
[این نقش هم بصورت شکوفه درخت هلو به نشانه بهار و هم بصورت میوه به نشانه طول عمر در فرش های چین بکار می رود.]
throw a monkey wrench into
<idiom>
U
آرام آرام متوقف کردن چیزی
hits
U
به هدف زدن ضربه شمشیرباز به بدن حریف
hitting
U
به هدف زدن ضربه شمشیرباز به بدن حریف
in distance
U
نزدیک بودن شمشیرباز برای ضربه زدن
hit
U
به هدف زدن ضربه شمشیرباز به بدن حریف
opposition
U
حرکت شمشیرباز ضمن تماس با شمشیر حریف تقابل
balestra
U
پرش کوتاه و سریع شمشیرباز بجلو برای حمله
label
U
1-کلمه یا نشانه دیگری در برنامه کامپیوتری برای مشخص کردن تابع با عبارت . 2-حرف
labeling
U
1-کلمه یا نشانه دیگری در برنامه کامپیوتری برای مشخص کردن تابع با عبارت . 2-حرف
labels
U
1-کلمه یا نشانه دیگری در برنامه کامپیوتری برای مشخص کردن تابع با عبارت . 2-حرف
labelled
U
1-کلمه یا نشانه دیگری در برنامه کامپیوتری برای مشخص کردن تابع با عبارت . 2-حرف
to stop somebody or something
U
کسی را یا چیزی را نگاه داشتن
[متوقف کردن]
[مانع کسی یا چیزی شدن]
[جلوگیری کردن از کسی یا از چیزی]
tabulation
U
1-مرتب کردن جدول اعداد.2-حرکت نوک چاپ یا نشانه گر در یک فاصله معین شده در امتداد یک خط
campaigns
U
مبارزه
struggled
U
مبارزه
struggling
U
مبارزه
kumite
U
مبارزه
fight
U
مبارزه
campaigning
U
مبارزه
struggles
U
مبارزه
bu
U
مبارزه
fights
U
مبارزه
campaign
U
مبارزه
struggle
U
مبارزه
campaigned
U
مبارزه
turn to
U
مبارزه
strikes
U
اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
strike
U
اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
pummels
U
کوبیدن
rammed
U
کوبیدن
threshed
U
کوبیدن
ram
U
کوبیدن
flails
U
کوبیدن
pummeling
U
کوبیدن
pummelling
U
کوبیدن
threshing
U
کوبیدن
peen
U
کوبیدن
stub
U
کوبیدن
pummeled
U
کوبیدن
pummel
U
کوبیدن
pummelled
U
کوبیدن
stubbed
U
کوبیدن
thresh
U
کوبیدن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com