Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
relative
U
پاسهای مرتب که به نرم افزارکامپیوترامکان محاسبه زمان حقیقی میدهد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
holds
U
پاسهای زمان بندی سفکرون برای سیگنال زمانی تلویزیون
hold
U
پاسهای زمان بندی سفکرون برای سیگنال زمانی تلویزیون
realtime
U
زمان حقیقی یا زمان خالص ارسال و دریافت پیامها
exchange
U
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanged
U
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanges
U
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanging
U
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
computation of replacement factors
U
محاسبه عمر قانونی وسایل محاسبه زمان تعویض وسایل
graphics
U
پردازنده جانبی که سرعت نمایش را افزایش میدهد. محل پیکس ها را محاسبه میکند که خط c شکل را می سازند و آنها را نمایش میدهد
real time
U
زمان حقیقی
processor bound
U
اشاره به فرایندهایی میکندکه به محض استفاده از واحدپردازش مرکزی جهت اجرای پردازش یا محاسبه حقیقی سرعتش کم میشود
loom time
U
مدت زمان بافت
[از زمان چله کشی تا جدا کردن فرش بافته شده از دار و مبنای تعیین ساعات کار مفید، وقت حقیقی لازم جهت اتمام فرش و قیمت نسبی فرش می باشد.]
gyrocompass
U
نوعی قطب نما که همواره شمال حقیقی را نشان میدهد
periodic
U
که مرتب رخ میدهد
periodical
U
که مرتب رخ میدهد
arithmetic logic unit
U
بخشی از CPU که عملیات محاسباتی را انجام میدهد واحد محاسبه و منطق
alu
U
Unit Logic Arithmetic بخشی از CPU که عملیات محاسباتی را انجام میدهد واحد محاسبه و منطق
post
U
که در زمان چاپ و نه روی صفحه نمایش مرتب شود
clocks
U
باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
clock
U
باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
chronologize
U
بترتیب زمان قراردادن موافق تاریخ مرتب کردن
posts
U
که در زمان چاپ و نه روی صفحه نمایش مرتب شود
posted
U
که در زمان چاپ و نه روی صفحه نمایش مرتب شود
post-
U
که در زمان چاپ و نه روی صفحه نمایش مرتب شود
sorts
U
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sorted
U
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sort
U
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
clocks
U
ماشینی که زمان را نشان میدهد
clock
U
ماشینی که زمان را نشان میدهد
rates
U
تعداد خطاهایی که در یک زمان مشخص رخ میدهد
rate
U
تعداد خطاهایی که در یک زمان مشخص رخ میدهد
list
U
1-محاسبه مجموعهای از موضوعات داده مثل جمع و حذف و مرتب کردن و بهنگام سازی ورودی ها. 2LISP- یا زبان سطح بالا برای پردازش لیست دستورات یا داده و در یک محیط هوش مصنوعی
work load
U
مقدارکاری که یک کارگر در زمان معین انجام میدهد
margins
U
فضا یا زمان که به چیزی امکان امنیت میدهد
margin
U
فضا یا زمان که به چیزی امکان امنیت میدهد
rates
U
حجم داده یاا کارهایی که در یک زمان مشخص رخ میدهد
rate
U
حجم داده یاا کارهایی که در یک زمان مشخص رخ میدهد
flops
U
اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
flopping
U
اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
flop
U
اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
flopped
U
اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
mflops
U
اندازه سرعت محاسبه که به عنوان تعداد دستورات اعشاری که در ثانیه پردازش می شوند محاسبه میشود
multiplex
U
روش تقسیم که بخشهای زمان را طبق نیاز به سیگنالهای اختصاص میدهد
multi-
U
سیستم کامپیوتری که به چندین کاربر اجازه دستیابی به یک فایل یا برنامه در یک زمان میدهد
multi
U
سیستم کامپیوتری که به چندین کاربر اجازه دستیابی به یک فایل یا برنامه در یک زمان میدهد
isallobaric
U
خط فرضی که نقاط دارای فشار جوی مساوی در زمان معینی رانشان میدهد
isallobar
U
خط فرضی که نقاط دارای فشار جوی مساوی در زمان معینی رانشان میدهد
optical
U
اشبعه لیزر و سایر منابع نور برای داده به صورت پاسهای نوری
realistic deterrence
U
میخکوب کردن حقیقی استراتژی سد کردن پیشروی کمونیسم در دنیا ممانعت حقیقی از پیشرفت کمونیسم
director
U
نرم افزار نوشتاری چند رسانهای محصول Macromedia که به کاربر اجازه کنترل عناصر در زمان مشخص میدهد
directors
U
نرم افزار نوشتاری چند رسانهای محصول Macromedia که به کاربر اجازه کنترل عناصر در زمان مشخص میدهد
flash card
U
ورقهای که روی ان کلمات یااعداد یا تصاویری نوشته شده و معلم انرا برای زمان کوتاهی بشگردان نشان میدهد
i/o
U
پردازندهای که پردازش کمی را انجام میدهد چرا که زمان آن برای خواندن یا نوشتن داده از پورت ورودی / خروجی صرف میشود
sorted
U
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sort
U
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sorts
U
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
merge sorting algorithm
U
الگوریتمی که در ان محتویات دو ارایه مرتب برای ایجادارایه مرتب سوم ترکیب می شوند
subroutine
U
بخشی از برنامه که تابع مورد نظر را انجام میدهد و در هر زمان از داخل برنامه اصلی قابل فراخوانی است
persistence
U
مدت زمان یک CRT یک تصویر را نمایش میدهد پس از توقف دنبال کردن مسیر اشعه تصویر روی صفحه نمایش
sorted
U
برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sorts
U
برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sort
U
برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
line haul
U
زمان لازم برای حمل بار به وسیله ستون زمان حمل باریا زمان حرکت ستون موتوری
filing
U
1-مرتب کردن متن ها. 2-متن هایی که باید مرتب شوند
cache
U
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
caches
U
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache memory
U
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
sorts
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
logical
U
حرف یا کلمهای که عمل منط قی که انجام میدهد را شرح میدهد.
bubble sort
U
روش مرتب کردن که در آن مرتب جفت جفت داده ها عوض می شوند تامرتب شوند
circuit
U
روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
circuits
U
روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
road time
U
یا زمان تخلیه جاده زمان عبور ستون
It will be some time before the new factory comes online, and until then we can't fulfill demand.
U
آغاز به کار کردن کارخانه جدید مدتی زمان می برد و تا آن زمان قادر به تامین تقاضا نخواهیم بود.
dma
U
UPC ای که به کنترولی DMA اجازه ارسال داده روی باس در حین دورههای ساعت میدهد وقتی که دستورات داخلی یا NOP را انجام میدهد
veracious
U
حقیقی
genuine
U
حقیقی
real
U
حقیقی
truest
U
حقیقی
unfeigned
U
حقیقی
truer
U
حقیقی
true
U
حقیقی
actual
U
حقیقی
intrinsic
U
حقیقی
efective
U
حقیقی
true score
U
نمره حقیقی
true dip
U
شیب حقیقی
true course
U
راه حقیقی
true value
U
مقدار حقیقی
true azimuth
U
گرای حقیقی
trueness
U
بی ریایی حقیقی
true power
U
توان حقیقی
natural person
U
شخص حقیقی
true wind
U
باد حقیقی
true heading
U
سمت حقیقی
genuine
U
حقیقی یا درست
true variance
U
پراکنش حقیقی
actual resistivity
U
مقاومت حقیقی
actual movement
U
حرکت حقیقی
true mean
U
میانگین حقیقی
true life
U
حقیقی وصحیح
true copolymer
U
همبسپار حقیقی
true resistance
U
مقدارمقاومت حقیقی
absolute magnitude
U
قدر حقیقی
ohmic valve
U
مقدارمقاومت حقیقی
observed altitude
U
ارتفاع حقیقی
interpolymer
U
همبسپار حقیقی
true or real focus
U
کانون حقیقی
real image
U
تصویر حقیقی
real address
آدرس حقیقی
down-to-earth
U
حقیقی واقعی
truer
U
حقیقی کردن
truer
U
واقعی حقیقی
true
U
حقیقی کردن
true
U
واقعی حقیقی
real numbers
U
اعداد حقیقی
genuine
U
واقعی حقیقی
real constant
U
ثابت حقیقی
real function
U
تابع حقیقی
down to earth
U
حقیقی واقعی
real number
U
عدد حقیقی
real memory
U
حافظه حقیقی
truest
U
واقعی حقیقی
true north
U
شمال حقیقی
real power
U
توان حقیقی
real storage
U
حافظه حقیقی
real gas
U
گاز حقیقی
truest
U
حقیقی کردن
real module
U
ضریب حقیقی
support
U
CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
formats
U
روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
format
U
روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
brake horsepower
U
توان حقیقی مهاری
apparent horizon
U
افق حقیقی نقاط
particle density
U
وزن مخصوص حقیقی
rightful
U
حقیقی دارای استحقاق
verisimilar
U
دارای فاهر حقیقی
live exercise
U
تمرین رزمی حقیقی
euciliate
U
مژه داران حقیقی
real numbers
U
اعدد حقیقی
[ریاضی]
actual maximum flowline
U
ماکزیمم خط ابدهی حقیقی
real number
U
عدد حقیقی
[ریاضی]
real sector
U
بخش متغیرهای حقیقی
real-valued function
U
تابع حقیقی
[ریاضی]
ToolTips
U
برنامهای که تحت ویندوز کار میکند و یک خط از متن را زیر یک نشانه نشان میدهد وقتی که کاربر نشانه را روی آن قرار میدهد
access time
U
کل زمان لازم برای رسانه ذخیره سازی از وقتی که تقاضای داده میشود تا زمان بازگشت داده
IAM
U
فضای حافظه که زمان دستیابی بین زمان حافظه اصلی و سیستم بر پایه دیسک دارد
references
U
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
reference
U
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
developed muzzle velocity
U
سرعت ابتدایی و حقیقی توپ
true azimuth
U
سمت حقیقی گرای جغرافیایی
real analytic function
U
تابع تحلیلی
[حقیقی]
[ریاضی]
dative
U
حالت مفعولی غیرصریح حقیقی
substantive
U
دارای ماهیت واقعی حقیقی
true or sternal ribs
U
دندههای حقیقی اضلاع پیوسته به قص
unsigned real number
U
عدد حقیقی بدون علامت
enlightement
U
روشنی فکر اگاهی حقیقی
axiom
U
قضیه حقیقی حقیقت متعارفه
axioms
U
قضیه حقیقی حقیقت متعارفه
present
U
زمان حاضر زمان حال
seek time
U
زمان جستجو زمان طلب
response time
U
زمان جواب زمان پاسخگویی
presented
U
زمان حاضر زمان حال
arrivals
U
زمان حضور زمان رسیدن
arrival
U
زمان حضور زمان رسیدن
presents
U
زمان حاضر زمان حال
presenting
U
زمان حاضر زمان حال
read time
U
زمان اماده شدن اطلاعات زمان در دسترس قرار گرفتن اطلاعات کامپیوتری
acoelous
U
بدون معدهء حقیقی یادستگاه هاضمه
real absolute value function
U
تابع حقیقی قدر مطلق
[ریاضی]
tour of duty
U
زمان گردش ماموریت زمان توقف پرسنل در مناطق مختلف ماموریت
anachronisms
U
اشتباه در ترتیب حقیقی وقایع و فهور اشخاص
anachronism
U
اشتباه در ترتیب حقیقی وقایع و فهور اشخاص
oafs
U
بچهای که پریان بجای بچه حقیقی بگذارند
approximations
U
خطای ناشی از گرد کردن یک عدد حقیقی
oaf
U
بچهای که پریان بجای بچه حقیقی بگذارند
approximation
U
خطای ناشی از گرد کردن یک عدد حقیقی
many valued
U
دارای دو قیمت یکی حقیقی دیگری دروغین
analysis
U
محاسبه
slide rule
U
خط کش محاسبه
computations
U
محاسبه
calculation
U
محاسبه
computing
U
محاسبه
computation
U
محاسبه
slide rules
U
خط کش محاسبه
prediction
U
محاسبه
predictions
U
محاسبه
I give the programme zero
[nought]
out of ten for reality.
U
من به این برنامه در رابطه با حقیقی بودنش از ده امتیاز صفر را می دهم.
supervisory
U
1-سیگنالی که نشان میدهد آیا مدار مشغول است یا خیر. 2-سیگنالی که وضعیت وسیله را نشان میدهد
approximation
U
محاسبه ملایم
computational
U
مربوط به یک محاسبه
approximations
U
محاسبه ملایم
miscalculation
U
محاسبه اشتباه
computational
U
اشتباه در محاسبه
design load
U
بارمبنای محاسبه
computation
U
نتیجه محاسبه
account
U
محاسبه نمودن
engineer's scale
U
خط کش محاسبه مهندسی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com