Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
consummatory response
U
پاسخ پایانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
reply
[answer]
U
پاسخ نامه ای
[پاسخ به پیام پست الکترونیکی ]
[پاسخ زبانی دفاعیه]
answering
U
پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answered
U
پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answer
U
پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answers
U
پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
voice answer back
U
یک دستگاه پاسخ صوتی که میتواندسیستم کامپیوتری را به یک شبکه تلفنی وصل کند تا پاسخ صوتی را به درخواستهای انجام شده از ترمینالهای تلفنی فراهم اورد
originating
U
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originate
U
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originated
U
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originates
U
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
finals
U
پایانی
immeasurability
U
بی پایانی
illimitableness
U
بی پایانی
consummatory
U
پایانی
illimitability
U
بی پایانی
termial
U
پایانی
immeasurableness
U
بی پایانی
immeusurableness
U
بی پایانی
final
U
پایانی
terminal
U
پایانی
terminals
U
پایانی
termination
U
پایانی
terminal stimulus
U
محرک پایانی
terminal
U
پایانه پایانی
nonterminal
U
غیر پایانی
consummatory stimulus
U
محرک پایانی
terminals
U
پایانه پایانی
game point
U
امتیاز پایانی
afterword
U
سخن پایانی
final cinditions
U
شرایط پایانی
end point
U
نقطه پایانی
end pleasure
U
لذت پایانی
end link
U
حلقه پایانی
end action
U
عمل پایانی
end spurt
U
جهش پایانی
termination phase
U
مرحله پایانی
terminal organ
U
اندام پایانی
terminal reinforcement
U
تقویت پایانی
terminal symbol
U
نماد پایانی
terminal symbol
U
علامت پایانی
terminal threshold
U
استانه پایانی
terminal unit
U
واحد پایانی
termination stage
U
مرحله پایانی
semi-final
U
نیم پایانی
terminal insomnia
U
بیخوابی پایانی
semifinal
U
نیم پایانی
terminal error
U
خطای پایانی
a never-ending job
U
کار بی پایانی
final state
U
حالت پایانی
termial depression
U
افسردگی پایانی
reliability index
U
نمایه پایانی
semi-final
U
مسابقات نیم پایانی
home stretch
U
گام های پایانی
twentyfive yard line
U
خط 52 یاردی موازی خط پایانی
nonterminal symbol
U
نماد غیر پایانی
final boiling point
U
نقطه جوش پایانی
krause's end bulbs
U
پیازهای پایانی کراوس
terminal and stay resident program
U
برنامه مقیم پایانی ایستا
tsr
U
برنامه مقیم پایانی ایستا
no-man's land
U
منطقه بین خط سرویس و خط پایانی
back room
U
محوطه بین خط پایانی ودیوار
playoffs
U
مسابقهی پایانی برای تعیین تیم قهرمان
playoff
U
مسابقهی پایانی برای تعیین تیم قهرمان
go baseline
U
حرکت کردن در امتداد خط پایانی برای دریافت پاس
floats
U
ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
float
U
ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
floated
U
ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
it is inexpedient to reply
U
پاسخ دادن مصلحت نیست پاسخ دادن مقتضی نیست
re entry vehicle
U
نوعی رسانگرهای فضایی که برای ورود به اتمسفر زمین در بخش پایانی مسیر خودطراحی شده اند
melodramas
U
نمایش توام با موسیقی واوازکه پایانی خوش داشته باشد عشق خوش فرجام
melodrama
U
نمایش توام با موسیقی واوازکه پایانی خوش داشته باشد عشق خوش فرجام
gridding
U
محدودیت ساختمان یک تصویرگرافیکی که مستلزم افتادن نقاط پایانی خطوط روی نقاط شبکه است
responses
U
پاسخ
response
U
پاسخ
answers
U
پاسخ
negative reply
U
پاسخ رد
in answer to
U
در پاسخ به
replication
U
پاسخ
counterplea
U
پاسخ رد
answered
U
پاسخ
respond
U
پاسخ
responded
U
پاسخ
responds
U
پاسخ
answering
U
پاسخ
reply
U
پاسخ
replies
U
پاسخ
no
U
: پاسخ نه
replied
U
پاسخ
responsions
U
پاسخ
replying
U
پاسخ
answerback
U
در پاسخ
in reply to
U
در پاسخ
rebutter
U
پاسخ رد
item of written comment
U
پاسخ
answer
U
پاسخ
statement
U
پاسخ
response
[commentary]
U
پاسخ
representation
[statement]
U
پاسخ
reaction
[answer, commentary]
U
پاسخ
response differentiation
U
تفکیک پاسخ
anatomy response
U
پاسخ کالبدی
preparatory response
U
پاسخ مقدماتی
responds
U
پاسخ دادن
position response
U
پاسخ مکانی
answer mode
U
حالت پاسخ
response duration
U
مدت پاسخ
original response
U
پاسخ ابتکاری
popular response
U
پاسخ رایج
reflection response
U
پاسخ قرینه
an a answer
U
پاسخ مثبت
vaccum response
U
پاسخ غیابی
vab
U
پاسخ سمعی
response amplitude
U
دامنه پاسخ
to make a response
U
پاسخ دادن
to definitive answer
U
پاسخ قطعی
replier
U
پاسخ دهنده
answering
U
پاسخ به یک سوال
answerback
U
پاسخ برگشتی
content response
U
پاسخ محتوایی
correct response
U
پاسخ درست
right answer
U
پاسخ درست
response rate
U
سرعت پاسخ
response set
U
امایه پاسخ
discriminatory response
U
پاسخ افتراقی
distal response
U
پاسخ دوربرد
emitted response
U
پاسخ صدوری
response strength
U
نیرومندی پاسخ
running rate
U
اهنگ پاسخ
frequency respone
U
پاسخ فرکانس
response threshold
U
استانه پاسخ
response time
U
زمان پاسخ
responsorial
U
پاسخ دهنده
answers
U
پاسخ به یک سوال
impluse response
U
پاسخ ایمپولز
movement response
U
پاسخ حرکت
moro response
U
پاسخ مورو
anticipatory response
U
پاسخ انتظاری
answers
U
: پاسخ دادن
operandum
U
ابزار پاسخ
color response
U
پاسخ رنگ
manipulandum
U
ابزار پاسخ
response equivalence
U
هم ارزی پاسخ
delayed response
U
پاسخ درنگیده
response generalization
U
تعمیم پاسخ
conditioned response
U
پاسخ شرطی
response intensity
U
شدت پاسخ
irresponsive
U
پاسخ ندهنده
response latency
U
نهفتگی پاسخ
answers
U
: جواب پاسخ
voice answer back
U
پاسخ سمعی
answerable
U
پاسخ دار
rejoin
U
در پاسخ گفتن
rejoin
U
پاسخ دادن
rejoined
U
پاسخ دادن
rejoining
U
در پاسخ گفتن
rejoining
U
پاسخ دادن
rejoins
U
در پاسخ گفتن
rejoins
U
پاسخ دادن
answered
U
: پاسخ دادن
answered
U
: جواب پاسخ
oracle
U
پاسخ مبهم
answer
U
پاسخ به یک سوال
image response
U
پاسخ تصویر
answer
U
: پاسخ دادن
early answer
U
پاسخ زود
solution
U
پاسخ یک مشکل
solutions
U
پاسخ یک مشکل
answer
U
: جواب پاسخ
rejoined
U
در پاسخ گفتن
plea
U
پاسخ دعوی
pleas
U
پاسخ دعوی
rejoinder
U
پاسخ دفاعی
rejoinders
U
پاسخ دفاعی
oracles
U
پاسخ مبهم
answered
U
پاسخ به یک سوال
w response
U
پاسخ کلی
respond
U
پاسخ دادن
answering
U
: پاسخ دادن
whole response
U
پاسخ کلی
answering
U
: جواب پاسخ
calculation
U
پاسخ تقریبی
responded
U
پاسخ دادن
come up with
<idiom>
U
یافتن پاسخ
affirmative
U
پاسخ "بله " بود
he returned a negative
U
پاسخ منفی داد
inquiry system
U
سیستم پرسش- پاسخ
interrogator responsor
U
دستگاه پرسش- پاسخ
i pause for a reply
U
منتظر پاسخ هستم
high frequency responce
U
پاسخ فرکانس بالا
response time
U
زمان پاسخ دهی
answer
[to something]
U
پاسخ
[به چیزی]
[راه حل]
unconditioned response
U
پاسخ غیر شرطی
rejoinders
U
پاسخ دفاعی دادن
rejoinder
U
پاسخ دفاعی دادن
to fail to provide an answer
U
درماندن در دادن پاسخ
pure color response
U
پاسخ خالص رنگ
psychogalvanic response
U
پاسخ گالوانیکی- روانی
visual righting response
U
پاسخ تعادل دیداری
pilomotor response
U
پاسخ سیخ شدن مو
rejoin
U
پاسخ دفاعی دادن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com