Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
it is inexpedient to reply
U
پاسخ دادن مصلحت نیست پاسخ دادن مقتضی نیست
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
no reply necessary
[NRN]
U
نیازی به پاسخ نیست.
answers
U
پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answer
U
پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answering
U
پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answered
U
پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
it is impolitic reply so soon
U
صلاح نیست به این زودی پاسخ داده شود
reply
[answer]
U
پاسخ نامه ای
[پاسخ به پیام پست الکترونیکی ]
[پاسخ زبانی دفاعیه]
voicing
U
کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
voices
U
کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
voice
U
کامپیوتر متصل به دستگاه تلفن که وقتی شخص آنجا نیست به تلفنهای او پاسخ میدهدو امکان ضبط پیام ها را بوجود می آورد.
answer
U
: پاسخ دادن
respond
U
پاسخ دادن
answered
U
: پاسخ دادن
answering
U
: پاسخ دادن
answers
U
: پاسخ دادن
to make a response
U
پاسخ دادن
rejoining
U
پاسخ دادن
rejoins
U
پاسخ دادن
rejoin
U
پاسخ دادن
rejoined
U
پاسخ دادن
responds
U
پاسخ دادن
responded
U
پاسخ دادن
it is inadvisable to say that
U
گفتن ان مصلحت نیست
return a negative
U
پاسخ منفی دادن
rejoin
U
پاسخ دفاعی دادن
rejoined
U
پاسخ دفاعی دادن
to fail to provide an answer
U
درماندن در دادن پاسخ
rejoinder
U
پاسخ دفاعی دادن
rejoinders
U
پاسخ دفاعی دادن
rejoining
U
پاسخ دفاعی دادن
rejoins
U
پاسخ دفاعی دادن
to answer in the a
U
پاسخ مثبت دادن
it is inadvisable to say that
U
گفتن ان مقتضی نیست
reply
U
پاسخ دادن جواب کتبی
replying
U
پاسخ دادن جواب کتبی
replied
U
پاسخ دادن جواب کتبی
to beg the question
U
در پاسخ به پرسشی جاخالی دادن
readiness to report
U
امادگی برای پاسخ دادن
replies
U
پاسخ دادن جواب کتبی
to respond to blackmail
[a threat]
U
پاسخ دادن به باج گیری
[ تهدیدی]
replied
U
پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
responded
U
پاسخ دادن یا عمل کردن به دلیلی
answer
U
پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
responds
U
پاسخ دادن یا عمل کردن به دلیلی
replies
U
پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
reply
U
پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
answered
U
پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
respond
U
پاسخ دادن یا عمل کردن به دلیلی
irresponsiveness
U
عدم امادگی برای پاسخ دادن
answering
U
پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
answers
U
پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
replying
U
پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
politic
U
مصلحت دان مصلحت امیز مقتضی
write-in
U
رای دادن به کسی که نامش در فهرست کاندیدها نیست
inquiries
U
ترمینالی که برای دستیابی و پاسخ دادن به فایلهای ذخیره شده روی کامپیوتر دور به کار می رود
inquiry
U
ترمینالی که برای دستیابی و پاسخ دادن به فایلهای ذخیره شده روی کامپیوتر دور به کار می رود
write
U
رای دادن به کسی که نامش در لیست کاندیدهای حزبی نیست حذف
writes
U
رای دادن به کسی که نامش در لیست کاندیدهای حزبی نیست حذف
intelligence
U
1-توانایی پاسخ دادن . 2-توانایی وسیله برای اجرای و پردازش برنامه
All is not gold that glitters.
<proverb>
U
هر آنچه میدرخشد طلا نیست(هر گردى گردو نیست).
bloop
U
عبور دادن مغناطیس از روی نوار برای پاک کردن سیگنالهایی که نیازی به آنها نیست
quoting
U
خصوصیتی در پستهای الکترونیکی که امکان پاسخ دادن به پیام به همراه متن پیام اصلی میدهد
winchester disk
U
دیسک سخت کوچک در یک واحد بسته که وقتی پر است یا لازم نیست , قابل جدا شدن از کامپیوتر نیست
pan
U
حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
pans
U
حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
pan-
U
حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
voice answer back
U
یک دستگاه پاسخ صوتی که میتواندسیستم کامپیوتری را به یک شبکه تلفنی وصل کند تا پاسخ صوتی را به درخواستهای انجام شده از ترمینالهای تلفنی فراهم اورد
step frame
U
استفاده از رشته ویدیویی به صورت یک فریم در هر لحظه برای زمانی که کامپیوتر قوی نیست یا آن قدر سریع نیست که تصاویر بلادرنگ را نشان دهد
seconding
U
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconds
U
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
second
U
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconded
U
مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
transparent
U
برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
transparently
U
برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
originated
U
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originating
U
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originate
U
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originates
U
با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
leaving files open
U
به معنای اینکه فایل بسته نیست یا حاوی نشانه پایان فایل نیست .
his parentage isunknown
U
اصل و نسبتش معلوم نیست پدرو مادرش معلوم نیست کی هستند
it is past all hope
U
جای هیچ امیدواری نیست هیچ امیدی نیست
reducing
U
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce
U
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces
U
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
respond
U
پاسخ
answerback
U
در پاسخ
counterplea
U
پاسخ رد
response
U
پاسخ
responses
U
پاسخ
representation
[statement]
U
پاسخ
reaction
[answer, commentary]
U
پاسخ
item of written comment
U
پاسخ
statement
U
پاسخ
responded
U
پاسخ
in reply to
U
در پاسخ
responds
U
پاسخ
response
[commentary]
U
پاسخ
answer
U
پاسخ
answered
U
پاسخ
answering
U
پاسخ
in answer to
U
در پاسخ به
negative reply
U
پاسخ رد
rebutter
U
پاسخ رد
replication
U
پاسخ
answers
U
پاسخ
replied
U
پاسخ
no
U
: پاسخ نه
replies
U
پاسخ
replying
U
پاسخ
responsions
U
پاسخ
reply
U
پاسخ
response latency
U
نهفتگی پاسخ
response rate
U
سرعت پاسخ
response time
U
زمان پاسخ
response intensity
U
شدت پاسخ
response generalization
U
تعمیم پاسخ
whole response
U
پاسخ کلی
response equivalence
U
هم ارزی پاسخ
emitted response
U
پاسخ صدوری
frequency respone
U
پاسخ فرکانس
response duration
U
مدت پاسخ
distal response
U
پاسخ دوربرد
discriminatory response
U
پاسخ افتراقی
delayed response
U
پاسخ درنگیده
anticipatory response
U
پاسخ انتظاری
anatomy response
U
پاسخ کالبدی
response threshold
U
استانه پاسخ
response strength
U
نیرومندی پاسخ
conditioned response
U
پاسخ شرطی
consummatory response
U
پاسخ پایانی
correct response
U
پاسخ درست
answerback
U
پاسخ برگشتی
answer mode
U
حالت پاسخ
right answer
U
پاسخ درست
response set
U
امایه پاسخ
content response
U
پاسخ محتوایی
replier
U
پاسخ دهنده
response differentiation
U
تفکیک پاسخ
original response
U
پاسخ ابتکاری
running rate
U
اهنگ پاسخ
movement response
U
پاسخ حرکت
moro response
U
پاسخ مورو
operandum
U
ابزار پاسخ
image response
U
پاسخ تصویر
manipulandum
U
ابزار پاسخ
impluse response
U
پاسخ ایمپولز
irresponsive
U
پاسخ ندهنده
to definitive answer
U
پاسخ قطعی
vab
U
پاسخ سمعی
popular response
U
پاسخ رایج
w response
U
پاسخ کلی
response amplitude
U
دامنه پاسخ
voice answer back
U
پاسخ سمعی
color response
U
پاسخ رنگ
vaccum response
U
پاسخ غیابی
answerable
U
پاسخ دار
reflection response
U
پاسخ قرینه
responsorial
U
پاسخ دهنده
preparatory response
U
پاسخ مقدماتی
position response
U
پاسخ مکانی
early answer
U
پاسخ زود
answering
U
: جواب پاسخ
rejoining
U
در پاسخ گفتن
solution
U
پاسخ یک مشکل
come up with
<idiom>
U
یافتن پاسخ
answers
U
پاسخ به یک سوال
oracles
U
پاسخ مبهم
answer
U
: جواب پاسخ
rejoins
U
در پاسخ گفتن
plea
U
پاسخ دعوی
rejoin
U
در پاسخ گفتن
rejoined
U
در پاسخ گفتن
rejoinders
U
پاسخ دفاعی
pleas
U
پاسخ دعوی
answered
U
پاسخ به یک سوال
calculation
U
پاسخ تقریبی
solutions
U
پاسخ یک مشکل
answer
U
پاسخ به یک سوال
oracle
U
پاسخ مبهم
an a answer
U
پاسخ مثبت
answering
U
پاسخ به یک سوال
answers
U
: جواب پاسخ
answered
U
: جواب پاسخ
rejoinder
U
پاسخ دفاعی
galvanic skin response
U
پاسخ برقی پوست
response time
U
زمان پاسخ دهی
unconditioned response
U
پاسخ غیر شرطی
stimulus response model
U
الگوی محرک- پاسخ
ucr
U
پاسخ غیر شرطی
s r model
U
الگوی محرک- پاسخ
stimulus response psychology
U
روانشناسی محرک- پاسخ
s r psychology
U
روانشناسی محرک- پاسخ
shading response
U
پاسخ سایه روشن
high frequency responce
U
پاسخ فرکانس بالا
he returned a negative
U
پاسخ منفی داد
inquiry system
U
سیستم پرسش- پاسخ
interrogator responsor
U
دستگاه پرسش- پاسخ
the answer is in the negative
U
پاسخ ان منفی است
pilomotor response
U
پاسخ سیخ شدن مو
calculation
U
پاسخ به یک مشکل در ریاضی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com