English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
impluse response U پاسخ ایمپولز
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
impluse response U پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
Other Matches
reply [answer] U پاسخ نامه ای [پاسخ به پیام پست الکترونیکی ] [پاسخ زبانی دفاعیه]
answered U پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answers U پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answering U پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answer U پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
pulsed U ایمپولز
momentum U ایمپولز
pulse U ایمپولز
impluse U ایمپولز
counted U تعداد ایمپولز
impluse amplitude U دامنه ایمپولز
impluse ratio U نسبت ایمپولز
voltage impluse U ایمپولز ولتاژ
impluse selection U انتخاب ایمپولز
input pulse U ایمپولز ورودی
impluse train U توالی ایمپولز
impluse transformer U مبدل ایمپولز
count U تعداد ایمپولز
impluse width U عرض ایمپولز
counts U تعداد ایمپولز
counting U تعداد ایمپولز
impluse separator U جداکننده ایمپولز
impluse meter U شمارشگر ایمپولز
impluse margine U حاشیه ایمپولز
impluse corrector U مصحح ایمپولز
impluse detector U مدولاتور ایمپولز
impluse converter U مبدل ایمپولز
impluse contact U کنتاکت ایمپولز
ignition pulse U ایمپولز احتراق
impluse duration U مدت ایمپولز
buzzer signal U ایمپولز شماره گیری
impluse modulator U اشکارساز ضربه جریان مدولاتور ایمپولز
impluse counter U شمارشگر ضربه جریان کنتور ایمپولز
voice answer back U یک دستگاه پاسخ صوتی که میتواندسیستم کامپیوتری را به یک شبکه تلفنی وصل کند تا پاسخ صوتی را به درخواستهای انجام شده از ترمینالهای تلفنی فراهم اورد
originating U با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originates U با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originated U با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originate U با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
it is inexpedient to reply U پاسخ دادن مصلحت نیست پاسخ دادن مقتضی نیست
response U پاسخ
responsions U پاسخ
replying U پاسخ
replication U پاسخ
rebutter U پاسخ رد
answerback U در پاسخ
responses U پاسخ
reply U پاسخ
replies U پاسخ
responded U پاسخ
counterplea U پاسخ رد
replied U پاسخ
responds U پاسخ
in reply to U در پاسخ
no U : پاسخ نه
respond U پاسخ
negative reply U پاسخ رد
representation [statement] U پاسخ
answer U پاسخ
answered U پاسخ
statement U پاسخ
response [commentary] U پاسخ
answers U پاسخ
reaction [answer, commentary] U پاسخ
answering U پاسخ
in answer to U در پاسخ به
item of written comment U پاسخ
answering U پاسخ به یک سوال
respond U پاسخ دادن
calculation U پاسخ تقریبی
answers U : پاسخ دادن
answers U : جواب پاسخ
manipulandum U ابزار پاسخ
irresponsive U پاسخ ندهنده
answer U : پاسخ دادن
oracle U پاسخ مبهم
oracles U پاسخ مبهم
answers U پاسخ به یک سوال
early answer U پاسخ زود
operandum U ابزار پاسخ
answering U : جواب پاسخ
an a answer U پاسخ مثبت
anatomy response U پاسخ کالبدی
discriminatory response U پاسخ افتراقی
answerback U پاسخ برگشتی
answer U : جواب پاسخ
anticipatory response U پاسخ انتظاری
delayed response U پاسخ درنگیده
color response U پاسخ رنگ
right answer U پاسخ درست
correct response U پاسخ درست
conditioned response U پاسخ شرطی
consummatory response U پاسخ پایانی
distal response U پاسخ دوربرد
emitted response U پاسخ صدوری
frequency respone U پاسخ فرکانس
answering U : پاسخ دادن
responded U پاسخ دادن
answered U پاسخ به یک سوال
answered U : پاسخ دادن
responds U پاسخ دادن
answered U : جواب پاسخ
answer U پاسخ به یک سوال
responsorial U پاسخ دهنده
image response U پاسخ تصویر
content response U پاسخ محتوایی
to definitive answer U پاسخ قطعی
plea U پاسخ دعوی
pleas U پاسخ دعوی
rejoinder U پاسخ دفاعی
response generalization U تعمیم پاسخ
response equivalence U هم ارزی پاسخ
response duration U مدت پاسخ
response differentiation U تفکیک پاسخ
response amplitude U دامنه پاسخ
replier U پاسخ دهنده
vaccum response U پاسخ غیابی
reflection response U پاسخ قرینه
voice answer back U پاسخ سمعی
w response U پاسخ کلی
response intensity U شدت پاسخ
response latency U نهفتگی پاسخ
to make a response U پاسخ دادن
answerable U پاسخ دار
running rate U اهنگ پاسخ
vab U پاسخ سمعی
response time U زمان پاسخ
response threshold U استانه پاسخ
response strength U نیرومندی پاسخ
response set U امایه پاسخ
solution U پاسخ یک مشکل
solutions U پاسخ یک مشکل
response rate U سرعت پاسخ
whole response U پاسخ کلی
come up with <idiom> U یافتن پاسخ
rejoining U پاسخ دادن
rejoinders U پاسخ دفاعی
answer mode U حالت پاسخ
rejoins U در پاسخ گفتن
moro response U پاسخ مورو
rejoined U پاسخ دادن
movement response U پاسخ حرکت
rejoining U در پاسخ گفتن
rejoined U در پاسخ گفتن
rejoin U پاسخ دادن
preparatory response U پاسخ مقدماتی
rejoin U در پاسخ گفتن
original response U پاسخ ابتکاری
rejoins U پاسخ دادن
position response U پاسخ مکانی
popular response U پاسخ رایج
unconditioned response U پاسخ غیر شرطی
return a negative U پاسخ منفی دادن
s r model U الگوی محرک- پاسخ
ucr U پاسخ غیر شرطی
modulation frequency response U پاسخ فرکانس مدولاسیون
to answer in the a U پاسخ مثبت دادن
the answer is in the negative U پاسخ ان منفی است
surrebutter U اخرین پاسخ خواهان
stimulus response theory U نظریه محرک- پاسخ
shading response U پاسخ سایه روشن
stimulus response psychology U روانشناسی محرک- پاسخ
s r psychology U روانشناسی محرک- پاسخ
stimulus response model U الگوی محرک- پاسخ
electrodermal response U پاسخ برقی پوست
response time U زمان پاسخ دهی
pure color response U پاسخ خالص رنگ
visual righting response U پاسخ تعادل دیداری
open ended question U پرسش باز پاسخ
psychogalvanic response U پاسخ گالوانیکی- روانی
no reply necessary [NRN] U نیازی به پاسخ نیست.
answer [to something] U پاسخ [به چیزی] [راه حل]
to fail to provide an answer U درماندن در دادن پاسخ
response hierarchy U سلسله مراتب پاسخ
inquiry system U سیستم پرسش- پاسخ
interrogator responsor U دستگاه پرسش- پاسخ
pilomotor response U پاسخ سیخ شدن مو
i pause for a reply U منتظر پاسخ هستم
high frequency responce U پاسخ فرکانس بالا
he returned a negative U پاسخ منفی داد
galvanic skin response U پاسخ برقی پوست
white space response U پاسخ به بخش سفید
rejoinders U پاسخ دفاعی دادن
phone U پاسخ به تماس در تلفن
phones U پاسخ به تماس در تلفن
phoning U پاسخ به تماس در تلفن
affirmative U پاسخ "بله " بود
rejoins U پاسخ دفاعی دادن
rejoining U پاسخ دفاعی دادن
rejoined U پاسخ دفاعی دادن
rejoin U پاسخ دفاعی دادن
rejoinder U پاسخ دفاعی دادن
solve U یافتن پاسخ یک مشکل
solves U یافتن پاسخ یک مشکل
solving U یافتن پاسخ یک مشکل
calculation U پاسخ به یک مشکل در ریاضی
conditioned avoidance response U پاسخ اجتنابی شرطی
solved U یافتن پاسخ یک مشکل
conditioned emotional response U پاسخ هیجانی شرطی
all or none response U پاسخ همه یا هیچ
phoned U پاسخ به تماس در تلفن
Recent search history Forum search
Search history is off. Activate
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com