English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
woof U پارچه کتانی دارای پود کردن
woofs U پارچه کتانی دارای پود کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
canvas U پارچه کرباسی یا کتانی یاعلفی پارچه کانوادوزی
canvases U پارچه کرباسی یا کتانی یاعلفی پارچه کانوادوزی
linen U پارچه کتانی
drabbet U نوعی پارچه کتانی
lockram U نوعی پارچه کتانی
forfars U یکجور پارچه کتانی ضخیمforelady
reline U پارچه کتانی تازه دوختن
gingham U نوعی پارچه پنبهای یا کتانی
canvas پارچه کتانی جهت لفاف فرش
cambric U نوعی پارچه کتانی فریف قمیص
linenfold U [پارچه های کتانی برای آذین قاب]
monadelphous U دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
denims U پارچه کتانی راه راه و زبر
denim پارچه کتانی راه راه و زبر
univalve U دارای صدف یک پارچه
dolmen U ساختمانی که دارای چندستون یک پارچه سنگی است
salt bag U کیسه نمک [بافتی پارچه ای یا زیر و رو و یا بصورت قالیچه کوچک دارای پرز که جهت نگهدای از نکمک یا غلات بافته شده.]
biased fabric U پارچه جندلایهای که بصورت اریب با تار و پود پارچه بریده شده است
bleacher U کارگر پارچه سفیدکنی شستشو وسفیدکنی پارچه بلیط یا صندلی کم ارزش مسابقات ورزشی
gig mill U ماشین خوابدارکردن پارچه کارخانهای که پارچه رادران خوابدارم
tartan U یکجور پارچه پشمی شطرنجی پارچه پیچازی
sarsenet U پارچه ابریشمی پارچه پشمی سنگین
sarcenet U پارچه ابریشمی پارچه پشمی سنگین
flaxen U کتانی
toadflax U گل کتانی
flaxy U کتانی
peanut U رنگ کتانی
list slippers U کفش کتانی
peanuts U رنگ کتانی
inkle U نوار کتانی
mutch U کلاه کتانی
inkle U قیطان کتانی
flaxen U کتانی رنگ
lingerie U ملبوس کتانی
tennis shoe U تنیس کفش کتانی
surplice U ردای کتانی سفید وگشادکشیشان
surplices U ردای کتانی سفید وگشادکشیشان
cotton duke U بافت ساده پنبهای یا کتانی
To smooth out a cloth by ironing it . U پارچه را با اطوصاف کردن
rochet U جبه کتانی گشاد اسقفان وراهبان
fagot U ریشه کردن حاشیه پارچه
calico printing U عمل باسمه کردن پارچه
faggots U ریشه کردن حاشیه پارچه
faggot U ریشه کردن حاشیه پارچه
yarn dye U نخ پارچه بافی را رنگ کردن
sneaker U کسی که دزدکی راه میرود کفش کتانی
sneakers U کسی که دزدکی راه میرود کفش کتانی
tassels U پارچه برای تمیز کردن تیر
drip dry U خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
drip-dry U خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
tassel U پارچه برای تمیز کردن تیر
slop U هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
slopped U هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
slopping U هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
to feel like something U احساس که شبیه به چیزی باشد کردن [مثال پارچه]
mopped U چوبی که سر ان را پارچه می پیچند و برای تمیز کردن بکارمیرود
mopping U چوبی که سر ان را پارچه می پیچند و برای تمیز کردن بکارمیرود
mops U چوبی که سر ان را پارچه می پیچند و برای تمیز کردن بکارمیرود
mop U چوبی که سر ان را پارچه می پیچند و برای تمیز کردن بکارمیرود
to unstitch something [sewing] U کوکی [بخیه ای] را باز کردن [دوختن پارچه] [فناوری بافندگی]
personate U خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
curbed U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grate U باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grated U باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grates U باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbs U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbing U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curb U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
incorporating U جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporate U جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
threads U دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
militarize U جنگ طلب کردن دارای روح نظامی کردن
thread U دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
incorporates U جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
spatula U مرهم کش کاردک مخصوص پهن کردن و مالیدن مرهم روی پارچه و زخم و غیره
spatulas U مرهم کش کاردک مخصوص پهن کردن و مالیدن مرهم روی پارچه و زخم و غیره
reman U دارای نفرات تازه کردن مردانگی کردن
edge U : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
edges U : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
isobar U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled U دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious U دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent U دارای دهن باز دارای لبان برگشته
fortifying U دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortify U دارای استحکامات کردن تقویت کردن
furnish U دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnishes U دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnishing U دارای اثاثه کردن مجهز کردن
catalyze U دارای اثرمجاورتی کردن تسریع کردن
fortifies U دارای استحکامات کردن تقویت کردن
inflame U دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflaming U دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflames U دارای اماس کردن ملتهب کردن
innervate U دارای پی کردن
potentialize U دارای استعداد کردن
bodies U دارای جسم کردن
fluoridate U دارای فلورید کردن
crenelate U دارای کنگره کردن
varnish U دارای فاهرخوب کردن
nationalised U دارای ملیت کردن
varnished U دارای فاهرخوب کردن
varnishes U دارای فاهرخوب کردن
varnishing U دارای فاهرخوب کردن
vitaminize U دارای ویتامین کردن
hydroxylate U دارای هیدروکسیل کردن
gift U دارای استعداد کردن
insoul U دارای روح کردن
gifts U دارای استعداد کردن
hydrogenate U دارای هیدروژن کردن
tooth U دارای دندان کردن
embrasure U دارای منفذ کردن
nationalises U دارای ملیت کردن
tinkles U دارای طنین کردن
nationalising U دارای ملیت کردن
tinkled U دارای طنین کردن
whipstitch U دارای مرز کردن
vallum U دارای استحکامات کردن
tinkle U دارای طنین کردن
nationalize U دارای ملیت کردن
embrasures U دارای منفذ کردن
nationalizes U دارای ملیت کردن
nationalizing U دارای ملیت کردن
personalize U دارای شخصیت کردن
castellate U دارای استحکامات کردن
tinkling U دارای طنین کردن
crenellate U دارای کنگره کردن
body U دارای جسم کردن
transistorize U دارای ترانسیتور کردن
personify U دارای شخصیت کردن
index U :دارای فهرست کردن
indexed U :دارای فهرست کردن
zigzag U دارای پیچ و خم کردن
zigzagged U دارای پیچ و خم کردن
personifies U دارای شخصیت کردن
zigzags U دارای پیچ و خم کردن
nitrogenize U دارای نیتروژن کردن
personified U دارای شخصیت کردن
indexes U :دارای فهرست کردن
ensoul U دارای روح کردن
rampart U دارای استحکامات کردن
populate U دارای جمعیت کردن
systemize U دارای همست کردن
populating U دارای جمعیت کردن
freckle U خال دارای کک مک کردن
personifying U دارای شخصیت کردن
zigzagging U دارای پیچ و خم کردن
populates U دارای جمعیت کردن
substantivize U دارای ماهیت کردن
virile U دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried U دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
acinaseous U دارای تخم و بذر دارای تخمدان
gravel blind U دارای چشم تار دارای دید کم
low tension U دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
velure U پارچه مخملی ماهوت پاک کن پارچهای باماهوت پاک کن پاک کردن
tongues U گفتن دارای زبانه کردن
ravines U دارای دره تنگ کردن
pane U دارای جام شیشه کردن
panes U دارای جام شیشه کردن
wigs U دارای گیس مصنوعی کردن
tat U دارای حاشیه توری کردن
wig U دارای گیس مصنوعی کردن
criss-crossing U دارای نقش چلیپایی کردن
hyphenate U بوسیله خط دارای فاصله کردن
criss-crossed U دارای نقش چلیپایی کردن
reengine U دارای موتور تازه کردن
bedevil U دارای روح شیطانی کردن
methodize U دارای روش یاقاعدهای کردن
fulcrum U دارای نقطه اتکاء کردن
criss-crosses U دارای نقش چلیپایی کردن
criss-cross U دارای نقش چلیپایی کردن
ravine U دارای دره تنگ کردن
bedevilled U دارای روح شیطانی کردن
flyspeck U دارای لکه مگس کردن
bedevils U دارای روح شیطانی کردن
rehabilitating U دارای امتیازات اولیه کردن
bedevilling U دارای روح شیطانی کردن
prongs U دارای چنگک یا چنگال کردن
rehabilitated U دارای امتیازات اولیه کردن
sanitate U دارای لوازم بهداشتی کردن
prong U دارای چنگک یا چنگال کردن
rehabilitate U دارای امتیازات اولیه کردن
granulate U دارای ذرات ریز کردن
rehabilitates U دارای امتیازات اولیه کردن
to p a thing person with athing U کسی را دارای چیزی کردن
to p a thing for a person U کسی را دارای چیزی کردن
motivate U تهییج کردن دارای انگیزه شده
motivating U تهییج کردن دارای انگیزه شده
motivated U تهییج کردن دارای انگیزه شده
shoes U دارای کفش کردن نعل زدن به
bell U دارای زنگ کردن کم کم پهن شدن
shoe U دارای کفش کردن نعل زدن به
motivates U تهییج کردن دارای انگیزه شده
bells U دارای زنگ کردن کم کم پهن شدن
substantialize U دارای وجود خارجی کردن یاشدن
shoeing U دارای کفش کردن نعل زدن به
mastermind U دارای نبوغ فکری ابداع کردن
masterminded U دارای نبوغ فکری ابداع کردن
masterminding U دارای نبوغ فکری ابداع کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com