English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
sex linked characteristic U ویژگی وابسته به جنس
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
redundancy U نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
redundancies U نسخه برداری از یک ویژگی به منظور جلوگیری از خرابی سیستم که نتیجه بد عمل کردن ان ویژگی است
attributes U ویژگی
featuring U ویژگی
features U ویژگی
specification U ویژگی
traits U ویژگی
attribute U ویژگی
trait U ویژگی
featured U ویژگی
property U ویژگی
attributing U ویژگی
exclusivity U ویژگی
feature U ویژگی
characteristically U ویژگی
characteristic U ویژگی
source trait U ویژگی پایه
feature of performance U ویژگی عملکرد
peculiarities U حالت ویژگی
peculiarity U حالت ویژگی
surface trait U ویژگی روساختی
common trait U ویژگی مشترک
personality trait U ویژگی شخصیت
faceless U بدون ویژگی
membership character U ویژگی عضویت
polarity U ویژگی قطبی
polarities U ویژگی قطبی
dynamic trait U ویژگی پویشی
peronality of laws U ویژگی قانون
feature U ویژگی عملکرد
ergic trait U ویژگی پویشی
phallic U وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
outline utility U برنامه یا ویژگی کمکی اختصاری
dead U [چوبکاری بدون ویژگی خاصی]
parameter U ویژگی بنیادی قابل تعریف پارامتر
parameters U ویژگی بنیادی قابل تعریف پارامتر
maintainability U ویژگی مربوط به جداسازی وتعمیر یک خرابی
type ahead U ویژگی ای که باعث از بین رفتن کلمه میشود
end of page halt U ویژگی ای که چاپگر را درپایان هر صفحه خروجی متوقف میکند
syzygial U وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic U وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
olympian U اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
dialectological U وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
subglacial U وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
choral U وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
telepathic U وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
vehicular U وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
phylar U وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
sothic U وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
lexicographic U وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
puritanical U وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
rectal U وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
word star U یک برنامه پردازش کلمه مشهور که شامل هجی کردن کلمات و ویژگی ادغام پستی استacrostic
cliquey U وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory U وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
kinetic U وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
cliquy U وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
erotic U وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
monarchic U وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
bourgeois <adj.> U از ویژگی های این طبقه متوسط، به طور معمول با اشاره به ارزشهای مادی ادراک شده و یا نگرش مرسوم
rat's nest U یک ویژگی در سیستمهای طراحی مدار چاپی که به استفاده کننده اجازه میدهدتا تمام اتصالات میان مولفه ها را ببیند
sister services U یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
frontal U وابسته به پیشانی وابسته بجلو
lithic U وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose U وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
alto-rilievo U [ویژگی های نقش برجسته ای که در آن شکل ها به اندازه ای بیش از نصف ضخامت خود برجسته اند.]
accumulation U [مجموعه ای از ویژگی های معماری مشتق شده از دوره های مختلف تاریخی با ترتیب زمانی مشخص]
word warp U فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
bionics U مطالعه سیستمهای زنده به منظور ارتباط دادن ویژگی هاو اعمال انها به توسعه سخت افزار مکانیکی و الکترونیکی کاربرد علم بیولوژی درمهندسی الکترونیک و سایرعلوم مهندسی
hermitical U وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
morphic U وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
Neanderthal U وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
associating U وابسته وابسته کردن
associated U وابسته وابسته کردن
associate U وابسته وابسته کردن
associates U وابسته وابسته کردن
historic character U [شخصیت های تاریخی که در طرح های مناظر برای توصیف ساختارها و ویژگی های معماری و تاریخی استفاده می شد.]
Temerchin motife U نگاره تمرچین [این نقش هشت ضلعی در فرش های افغانی، ترکمنی و قفقازی بکار رفته و ویژگی خاص آن تکرار حالتی از ماهی در طراحی است و بصورت چهار قاب مشابه با تضاد رنگی می باشد.]
popliteal U وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
poplitaeal U وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal U وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
physico chemical U وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
piezoelectric U ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
life cycle hypothesis U فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
commissarial U وابسته به
attendant U وابسته
affiliate U وابسته
plantar U وابسته به کف پا
attendants U وابسته
pyrexial U وابسته به تب
attache U وابسته
appurtenant U وابسته
sexual organs U وابسته به
hanger on U وابسته
israelitish U وابسته به
interdependent U وابسته
febile U وابسته به تب
related U وابسته
thereof U وابسته به ان
thereof=of that U وابسته به ان
germane U وابسته
elfin U وابسته به جن
attached U وابسته
pertinent U وابسته
affiliated U وابسته
affiliates U وابسته
affiliating U وابسته
syncop U وابسته به غش
pyretic U وابسته به تب
aquatic U وابسته به اب
riverrine U وابسته به
federating U وابسته
federates U وابسته
attributable U وابسته به
tuitionary U وابسته به
levitical U وابسته به
adjective U وابسته
adjectives U وابسته
pertaining U وابسته
akin U وابسته
dependent U وابسته
belonging U وابسته ها
federate U وابسته
federated U وابسته
pyrexic U وابسته به تب
elysian U وابسته به
comprador U وابسته
subordinate U وابسته
carpal U وابسته به مچ
wedded U وابسته
messianic U وابسته به
pertianing U وابسته
congenerous U وابسته
cephalic U وابسته به سر
of kin U وابسته
contingent U وابسته
contingents U وابسته
relative U وابسته
cantabrigian U وابسته به
subordinated U وابسته
correspondents U وابسته
diphtheric U وابسته به
subordinating U وابسته
monitorial U وابسته به
relevant U وابسته
subordinates U وابسته
correspondent U وابسته
dependants U وابسته
dependant U وابسته
subversion U وابسته به خرابکاری
ethnic U وابسته به نژادشناسی
compunctious U وابسته به پشیمانی
ranine U وابسته به وزغ
structurally U وابسته به ساختمان
structural U وابسته به بنا
congestive U وابسته به تراکم
structurally U وابسته به بنا
radio ulnar U وابسته به زندبالاوزندپائین
floricultural U وابسته به گلکاری
flexional U وابسته به صرف
humans U وابسته بانسان
dermatic U وابسته به زیرپوست
memory dependent U وابسته حافظه
menopausal U وابسته به یائسگی
radio carpal U وابسته به زندبالاومچ
non self maintained discharge U تخلیه وابسته
structural U وابسته به ساختمان
communistic U وابسته بکمونیسم
commercial attache U وابسته بازرگانی
clitoral U وابسته به چوچوله
oratorical U وابسته به سخنرانی
pygmaean U وابسته به پیگمی ها
outer directed U برون وابسته
clerkly U وابسته به کشیش
pythian U وابسته به "اپولو"
pyrrhic U وابسته به " پیروس "
nasal U وابسته به بینی
nasal U وابسته به منخرین
pessimistic U وابسته به بدبینی
mission U وابسته به ماموریت
missions U وابسته به ماموریت
clitoric U وابسته به چوچوله
pygmean U وابسته به پیگمی ها
commercial attache U وابسته تجاری
commercial attache U وابسته تجارتی
social U وابسته بجامعه
device dependent U وابسته به دستگاه
nomological U وابسته به قانون
mensal U وابسته به میز
planetary U وابسته به سیاره
focal U وابسته بکانون
diaconal U وابسته بشماس
orthopedic U وابسته به استخوانپزشکی
diametral U وابسته بقطر
noachian U وابسته به نوح
cloistral U وابسته به صومعه
ovular U وابسته به تخمک
ornithic U وابسته به مرغان
microscopic U وابسته به میکروسکپ
darky U وابسته به نژادسیاه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com