Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
metllurgist
U
ویژه گرفلز کاری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
specialization
U
ویژه کاری
specializing
U
ویژه کاری کردن متخصص شدن
specializes
U
ویژه کاری کردن متخصص شدن
specialize
U
ویژه کاری کردن متخصص شدن
specialising
U
ویژه کاری کردن متخصص شدن
specialises
U
ویژه کاری کردن متخصص شدن
idiosyncrasies
U
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasy
U
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
to watch for certain symptoms
U
توجه کردن به نشانه های ویژه
[علایم ویژه مرض ]
special interest groups
U
گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
specialities
U
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
speciality
U
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialty
U
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
idiocrasy
U
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه
praetorial
U
متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
blow torch
U
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torch
U
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torches
U
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torching
U
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
to know the ropes
U
راههای کاری را بلد بودن لم کاری رادانستن
torched
U
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
pence for any thing
U
میل بچیزی یا کاری یااستعدادبرای کاری
stringing
U
خطوط خاتم کاری و منبت کاری
glid
U
تذهیب کاری
[در زمینه فرش بوسیله نخ طلا، نقره و یا جواهرات. نوعی از این تذهیب کاری به صوفی بافی معروف است.]
drilling pattern
U
نمونه مته کاری الگوی مته کاری
expressed
U
ویژه
privilege
U
حق ویژه
extra special
U
ویژه
net
U
ویژه
nets
U
ویژه
expresses
U
ویژه
express
U
ویژه
particulars
U
ویژه
specific
U
ویژه
specific humidity
U
نم ویژه
adhoc
U
ویژه
specifics
U
ویژه
expressing
U
ویژه
nett
U
ویژه
prerogatives
U
حق ویژه
specially
U
ویژه
expert
U
ویژه گر
special
<adj.>
U
ویژه
extra
<adj.>
U
ویژه
experts
U
ویژه گر
paticular
U
ویژه
priviege
U
حق ویژه
idiocrasy
U
ویژه
particular
U
ویژه
special character
U
ویژه
prerogative
U
حق ویژه
peculiar
U
ویژه
specialist
U
ویژه گر
special
U
ویژه
specialists
U
ویژه گر
lachrymal
U
ویژه اشک
physiologist
U
ویژه گر فیزیولوژی
physiologists
U
ویژه گر فیزیولوژی
labeled cargo
U
کالای ویژه
characteristic
U
نشان ویژه
specific weight
U
سنگینی ویژه
specific weight
U
وزن ویژه
specific humidity
U
رطوبت ویژه
specialty
U
ویژه گری
nutritionist
U
ویژه گر تغذیه
prerogatives
U
حق یا امتیاز ویژه
specific lattice
U
شبکه ویژه
specialists
U
ویژه کار
kink
U
ویژه گی فرریز
specific resistance
U
مقاومت ویژه
special drawing right
U
حق برداشت ویژه
indicium
U
نشانه ویژه
monographs
U
ویژه نگاشت
monograph
U
ویژه نگاشت
specific rotation
U
چرخش ویژه
dead weights
U
ویژه وزن
dead weight
U
ویژه وزن
experts
U
ویژه کار
expert
U
ویژه کار
garb
U
پوشاک ویژه
specific viscosity
U
گرانروی ویژه
specific volume
U
حجم ویژه
specialist
U
ویژه کار
characteristically
U
نشان ویژه
praetorian guard
U
گارد ویژه
net profit
U
سود ویژه
self weight
U
ویژه وزن
singular matrix
U
ماتریش ویژه
singular matrix
U
ماتریس ویژه
monocular
U
ویژه یک چشم
monkish
U
ویژه راهبان
special agreement
U
قرارداد ویژه
special bastard
U
حرامزاده ویژه
special case
U
مورد ویژه
penologist
U
ویژه گر کیفرشناسی
preceptorial
U
ویژه اموزگاری
prerogatived
U
دارای حق ویژه
proper function
U
ویژه تابع
proper volume
U
ویژه حجم
particular lien
U
حق حبس ویژه
quantum state
U
ویژه حالت
relative density
U
گرانی ویژه
resistivity
U
مقاومت ویژه
specialization
U
ویژه گری
special character
U
دخشه ویژه
special deposits
U
سپردههای ویژه
specializing
U
ویژه گری
specializes
U
ویژه گری
specialize
U
ویژه گری
specialising
U
ویژه گری
specialises
U
ویژه گری
lingoes
U
زبان ویژه
lingo
U
زبان ویژه
specific heat
U
دمای ویژه
specific heat
U
گرمای ویژه
regiospecific
U
جهت ویژه
specific drawdown
U
افت ویژه
life guard
U
هنگ ویژه
special drawing rights
U
حق برداشت ویژه
special duty
U
کار ویژه
special party
U
گروه ویژه
special passport
U
پاسپورت ویژه
special symbol
U
نماد ویژه
special verdict
U
تصمیم ویژه
species specific
U
نوع- ویژه
specific cost
U
هزینه ویژه
specific donor
U
دهنده ویژه
lacrimal
U
ویژه اشک
stall
U
لژ جایگاه ویژه
electrical resistivity
U
مقاومت ویژه
capital
U
ارزش ویژه
byelaw
U
قانون ویژه
acoustician
U
ویژه گر اواشنود
idioms
U
تعبیر ویژه
idioms
U
زبان ویژه
idiom
U
تعبیر ویژه
idiom
U
زبان ویژه
specific gravity
U
گرانی ویژه
bylaw
U
قانون ویژه
cariologist
U
ویژه گر قلب
characteristic function
U
ویژه تابع
eigenvalue
U
ویژه مقدار
eigenfunction
U
ویژه تابع
ecotype
U
بوم ویژه
conizance
U
نشان ویژه
traits
U
نشان ویژه
trait
U
نشان ویژه
proper value
U
ویژه مقدار
characteristic root
U
ویژه مقدار
characteristic number
U
ویژه مقدار
specific gravities
U
گرانی ویژه
version
U
شرح ویژه
specialities
U
ویژه گری
speciality
U
ویژه گری
juveniles
U
ویژه نو جوانان
juvenile
U
ویژه نو جوانان
nutritionists
U
ویژه گر تغذیه
versions
U
شرح ویژه
zoologist
U
ویژه گرجانورشناسی
morbid
U
ویژه ناخوشی
rarely
U
بااستادی ویژه
characteristics
U
نشان ویژه
extraordinary meeting
U
نشست ویژه
special session
U
نشست ویژه
body guard
U
هنگ ویژه
booths
U
جای ویژه
booth
U
جای ویژه
standing orders
U
اوامر ویژه
standing order
U
اوامر ویژه
neurologist
U
ویژه گر اعصاب
endemical
U
ویژه یک قوم
lineaments
U
نشان ویژه
prerogatives
U
دارای حق ویژه
prerogative
U
دارای حق ویژه
prerogative
U
حق یا امتیاز ویژه
gastronomist
U
ویژه گرخوراک
habiliments
U
جامه ویژه
lineament
U
نشان ویژه
stalling
U
لژ جایگاه ویژه
special effects
U
جلوههای ویژه
equity capital
U
ارزش ویژه
(not one's) cup of tea
<idiom>
U
علاقه ویژه
extra equipment
U
متعلقات ویژه
specific yield
U
ابدهی ویژه
favourite or vor
U
ویژه مخصوص
speleologist
U
ویژه گر غارشناسی
political scientist
U
ویژه گر علوم سیاسی
royal prerogative
U
حق امتیاز ویژه پادشاه
special ammunition
U
مهمات مخصوص یا ویژه
idiosyncratic
U
وابسته به حالت ویژه
he is in the know
U
اطلاع ویژه دارد
syphilologist
U
طبیب ویژه گرسفلیس
germanity
U
صفات ویژه المانی
political scientists
U
ویژه گر علوم سیاسی
gynarcologist
U
ویژه کاردرناخوشیهای زنانه
theoretician
U
ویژه گردر تئوری
mycologist
U
ویژه گر قارچ شناسی
theoreticians
U
ویژه گردر تئوری
molar specific heat
U
گرمای ویژه مولی
molecular specific heat
U
گرمای ویژه مولی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com