Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 214 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
power of attorney
U
وکالت نامه
mandate
U
وکالت نامه
mandated
U
وکالت نامه
mandates
U
وکالت نامه
mandating
U
وکالت نامه
letters of procurator
U
وکالت نامه
warrant of attorney
U
وکالت نامه
certificate of authority
U
وکالت نامه
full power of attorney
U
وکالت نامه
letter of attorney
U
وکالت نامه
power of attorney
U
وکالت نامه
power of authority
U
وکالت نامه
power of procuration
U
وکالت نامه
warrant of attorney
U
وکالت نامه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
post script
U
مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
letter of intent
U
تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
pourparley
U
جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparler
U
جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
cryptoparts
U
بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
libeling
U
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelled
U
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libels
U
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelling
U
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libel
U
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeled
U
هجو نامه یا توهین نامه افترا
written agreement
U
موافقت نامه پیمان نامه
certificates
U
رضایت نامه شهادت نامه
credential
U
گواهی نامه اعتبار نامه
certificate
U
رضایت نامه شهادت نامه
affidavits
U
شهادت نامه قسم نامه
proctorship
U
وکالت
deputations
U
وکالت
procuration
U
وکالت
procuratory
U
وکالت
deputation
U
وکالت
proxyship
U
وکالت
bar
U
وکالت
bars
U
وکالت
subrogation
U
وکالت
attorney
U
وکالت
attorneys
U
وکالت
legal profession
U
وکالت
procuracy
U
وکالت
procurance
U
وکالت
per procurationem
U
به وکالت
agentship
U
وکالت
agency
U
وکالت
attorneyship
U
وکالت
power of attorney
U
وکالت
delegation
U
وکالت
advocacy
U
وکالت
agencies
U
وکالت
delegations
U
وکالت
to a. letter
U
روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
legal profession
U
حرفه وکالت
oppointing as one's attorney
U
وکالت دادن
membership of the parliament
U
وکالت مجلس
lawyer's office
U
دفتر وکالت
general power of attorney
U
وکالت مطلق
bar examination
U
امتحان وکالت
proxy
U
وکالت وکالتنامه
appoint as one's council
U
وکالت دادن
referred brief
U
وکالت انتخابی
to go to the bar
U
وکالت کردن
qualified power of attorney
U
وکالت مقید
bar
U
وکالت دادگاه
attorneyship
U
مقام وکالت
bars
U
وکالت دادگاه
procuratory
U
سند وکالت
act as counsel
U
وکالت کردن
attorneyship
U
وکالت دعاوی
delegate power of attorney
U
وکالت در توکیل
representational
U
وابسته به نمایندگی یا وکالت
proxy
U
نمایندگی وکالت وکالتنامه
oppoint him as one's proxy
U
به کسی وکالت دادن
give soneone powers
U
به کسی وکالت دادن
give powers
U
به کسی وکالت دادن
go to the bar
U
وکالت کردن در دعاوی
disbarment
U
محرومیت از شغل وکالت
empowers
U
وکالت دادن وکیل کردن
delegated
U
وکالت دادن محول کردن به
disbar
U
از شغل وکالت محروم کردن
delegate
U
وکالت دادن محول کردن به
empowered
U
وکالت دادن وکیل کردن
to be called at the bar
U
به سمت وکالت پذیرفته شدن
delegates
U
وکالت دادن محول کردن به
delegating
U
وکالت دادن محول کردن به
empowering
U
وکالت دادن وکیل کردن
empower
U
وکالت دادن وکیل کردن
testacy
U
دارای وصیت نامه بودن نگارش وصیت نامه
he lost the seat
U
مقام یا کرسی وکالت راازدست داد
i intend my son for the bar
U
خیال دارم پسرم را بگذارم وکالت کند
inns of court
U
کانون چهار انجمن قانونی درلندن که حق دارندمردم رااجازه وکالت بدهند
recredential
U
نامهای است که بعضی اوقات رئیس دولتی که سفیر نزد ان ماموریت دارد در جواب احضار نامه سفیر به رئیس دولت فرستنده سفیر می نویسد و در واقع این نامه پاسخی است به استوار نامهای که سفیر در شروع ماموریتش تقدیم داشته است
practitioners
U
وکیل کیف به دست وکیلی که کاراصلیش وکالت باشد وکیل حرفهای
practitioner
U
وکیل کیف به دست وکیلی که کاراصلیش وکالت باشد وکیل حرفهای
disbarment
U
محروم کردن از حق وکالت دادگستری ممنوع الوکاله کردن
retaining fee
U
وجهی که بطور مستمرپرداخت به وکیل پرداخت شودتا از خدمات حقوقی اومستمرا" استفاده شود یا اورا از قبول وکالت طرف مقابل بازدارند
empowered
U
اختیار دادن وکالت دادن
empower
U
اختیار دادن وکالت دادن
empowers
U
اختیار دادن وکالت دادن
empowering
U
اختیار دادن وکالت دادن
manifest
U
نامه
manifested
U
نامه
carrier
U
نامه بر
breve
U
نامه
manifests
U
نامه
manifesting
U
نامه
post boy
U
نامه بر
carriers
U
نامه بر
epistle
U
نامه
letters
U
نامه
letter
U
نامه
epistles
U
نامه
correspoundence
U
نامه ها
bacchanalian song
U
ساقی نامه
deed of transfer
U
انتقال نامه
bail bond
U
ضمانت نامه
deed of sale
U
بیع نامه
lease contract
U
اجاره نامه
demand note
U
مطالبه نامه
certificate of incorporation
U
شرکت نامه
epistoler
U
نامه نویس
bill of lading
U
بار نامه
certificate of authority
U
اجازه نامه
bill of indicment
U
ادعا نامه
letter writer
U
نامه نگاری
bill of exception
U
اعتراض نامه
bill of divorce
U
طلاق نامه
deed of gift
U
هبه نامه
circular letter
U
نامه اداری
letter of recommendation
U
سفارش نامه
concessionary agreement
U
امتیاز نامه
credential
U
استوار نامه
registered letter
U
نامه سفارشی
concordat
U
موافقت نامه
road book
U
راه نامه
statement of a claim
U
افهار نامه
corrigenda
U
غلط نامه
stemma
U
نسب نامه
concession deed
U
امتیاز نامه
recognizance
U
التزام نامه
collins
U
نامه پر سود
pursuivant
U
نامه رسان
questionary
U
پرسش نامه
deed of endowment
U
وقف نامه
deed of conveyance
U
صلح نامه
decameron
U
داستان نامه
recognizance
U
تعهد نامه
pigeongram
U
نامه کبوتر
escape chit
U
امان نامه
letters patent
U
نامه سرگشاده
letters patent
U
نامه سرگشوده
bill of sale
U
بیع نامه
leter of condolenee
U
تعزیت نامه
billet doux
U
نامه عاشقانه
letter book
U
رونوشت نامه
letter missive
U
امر نامه
letters of administration
U
قیم نامه
letter no
U
نامه شماره 5
letter of a
U
اگاهی نامه
letter of a
U
اطلاع نامه
letter of indemnity
U
ضمانت نامه
letter writing
U
نامه نگاری
letter writer
U
نامه نویس
letter of recommendation
U
توصیه نامه
letter of invitation
U
دعوت نامه
letter of introduction
U
معرفی نامه
light list
U
چراغ نامه
mailer
U
نامه رسان
letter de chancellerie
U
نامه رسمی
passionary
U
مصیبت نامه
formulary
U
دستور نامه
passionary
U
شهادت نامه
packet boat
U
کشتی نامه بر
gender tree
U
شجره نامه
memorandum of understanding
U
تفاهم نامه
genealogical tree
U
شجره نامه
marriage contract
U
عقد نامه
marriage bed
U
عقد نامه
genealogical tree
U
نسب نامه
bylaws
U
ایین نامه
guaranty
U
ضمانت نامه
bylaw
U
ایین نامه
byelaw
U
ایین نامه
by low
U
ایین نامه
l/c
U
اعتبار نامه
leetter writing
U
نامه نگاری
letter of indemnity
U
غرامت نامه
letter of reference
U
معرفی نامه
letter of reference
U
توصیه نامه
warrant of attorney
U
اجازه نامه
power of procuration
U
اجازه نامه
power of authority
U
اجازه نامه
certificate of authority
U
اختیار نامه
full power of attorney
U
اختیار نامه
letter of attorney
U
اختیار نامه
power of attorney
U
اختیار نامه
power of authority
U
اختیار نامه
power of procuration
U
اختیار نامه
warrant of attorney
U
اختیار نامه
full power of attorney
U
اجازه نامه
letter of attorney
U
اجازه نامه
power of attorney
U
اجازه نامه
surety bond
U
تضمین نامه
Did you carry (deliver) the letter ?
U
نامه را بردی یا نه ؟
Letter of recommendation.
U
توصیه نامه
Registered mail.
U
نامه سفارشی
hear from
<idiom>
U
دریافت نامه
Are there any letters for me?
U
من نامه ای ندارم؟
dictionary
U
واژه نامه
glossary
U
واژه نامه
lexicon
[dictionary]
U
واژه نامه
word book
U
واژه نامه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com