Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
maximum gate trigger voltage
U
ولتاژ احتراق حداکثر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
maximum gate trigger current
U
جریان احتراق حداکثر
ignition voltage
U
ولتاژ احتراق
critical grid current
U
جریان احتراق شبکه ولتاژ احتراق شبکه
peak voltage
U
ولتاژ حداکثر
maximum reverse r.m.s. voltage
U
ولتاژ سد موثر حداکثر
maximum output voltage
U
ولتاژ خروجی حداکثر
maximum operating voltage
U
ولتاژ کار حداکثر
maximum permissible voltage
U
ولتاژ مجاز حداکثر
maximum powerpoint voltage
U
ولتاژ در نقطه توان حداکثر
crossfiring
U
اتصال کوتاه بین دو سیم درسیستم احتراق که باعث احتراق نابهنگام میشود
line voltage
U
ولتاژ خطی ولتاژ زنجیرشده ولتاژ خط
premature ignition
U
احتراق نابهنگام احتراق بیموقع
transmissions
U
که پاس ولتاژ و ولتاژ صفر توسط اعداد دو دویی نشان داده می شوند
unipolar
U
که پاس ولتاژ مثبت و ولتاژ صفر با اعداد دودویی نشان داده می شوند
transmission
U
که پاس ولتاژ و ولتاژ صفر توسط اعداد دو دویی نشان داده می شوند
voltage regulator
U
تنظیم کننده ولتاژ نافم ولتاژ
non return to zero
U
سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد
surge
U
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
surges
U
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
surged
U
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
voltage balance
U
موازنه ولتاژ تعادل ولتاژ
electrically
U
قطعه حافظه فقط خواندنی که مختوای آن با اعمال ولتاژ خاص به سوزن نوشتن فایل برنامه ریزی است و توسط نور یا ولتاژ مخصوص قابل پاک شدن است
max min system
U
سیستم حداکثر و حداقل سیستم انبارداری که در ان حداقل و حداکثر موجودی تعیین میگردد
maximal aerobic power
U
بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر اکسیژن مصرفی حداکثر توان توازی
maximal oxygen uptake
U
حداکثر اکسیژن مصرفی بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر توان هوازی
maximal oxygen consumption
U
حداکثر اکسیژن مصرفی بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر توان هوازی
capacity cost
U
هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
piezoelectric
U
ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
negative true logic
U
سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
positive
U
سیسم منط قی که در آن یک منط قی با سطح ولتاژ مثبت و صفر منط قی با سطح ولتاژ صفر یا منفی نشان داده میشود
burning
U
احتراق
seeting on fire
U
احتراق
firing
U
احتراق
lighting
U
احتراق
ignition
U
احتراق
oxidization
U
احتراق
arson
U
احتراق
deflagration
U
احتراق
combustion
U
احتراق
explosions
U
احتراق
inflammation
U
احتراق
explosion
U
احتراق
combustibility
U
قابلت احتراق
heat of combustion
U
گرمای احتراق
combustion area
U
محفظه احتراق
ignition
U
اشتعال احتراق
combustion chamber
U
محفظه احتراق
misfiring
U
احتراق ناقص
ignition lag
U
تاخیر احتراق
base ignition
U
احتراق تحتانی
external combustion
U
احتراق خارجی
magneto ignition
U
احتراق با مگنت
burning brand
U
نوع احتراق
combustion efficiency
U
راندمان احتراق
combustion efficiency
U
بازده احتراق
combustion
U
اشتعال احتراق
ignitability
U
قابلیت احتراق
combustible
U
احتراق پذیر
timing
U
زمان احتراق
combustible
U
قابل احتراق
dual ignition
U
احتراق دو برقی
duplex ignition
U
احتراق دوگانه
combustiblity
U
قابلیت احتراق
combustor
U
محفظه احتراق
advanced ignition
U
اوانس احتراق
internal combustion
U
احتراق داخلی
heat value
U
گرمای احتراق
ignition pulse
U
ضربه احتراق
surface burning
U
احتراق سطحی
ignitible
U
قابل احتراق
sulfur
U
اصل احتراق
ignition spark
U
جرقه احتراق
ignition charge
U
خرج احتراق
ignition pulse
U
ایمپولز احتراق
igniting agent
U
عامل احتراق
single ignition
U
احتراق تک برقی
ignition switch
U
کلید احتراق
flash point
U
نقطه احتراق
hot bulb ignition
U
احتراق سرسرخ
flame out
U
قطع احتراق
ignition pulse
U
پالس احتراق
ignition device
U
وسیله احتراق
ignition current
U
جریان احتراق
firing accessories
U
لوازم احتراق
ignition by contact
U
احتراق تماسی
ignition by incandescence
U
احتراق التهابی
ignition cable
U
کابل احتراق
igniting spark
U
جرقه احتراق
ignition circuit
U
مدار احتراق
ignition condition
U
حالت احتراق
two spark ignition
U
احتراق دو جرقهای
ignition control
U
کنترل احتراق
triple ignition
U
احتراق سه برقی
heating value
U
گرمای احتراق
igniting point
U
نقطه احتراق
ignitibility
U
قابلیت احتراق
igniter switch
U
کلید احتراق
pre ignition
U
زود احتراق
ignition choke
U
پیچک احتراق
premature ignition
U
احتراق زودرس
firing order
U
ترتیب احتراق
firing position
U
موقعیت احتراق
ignitable
U
قابل احتراق
inexplosive
U
غیرقابل احتراق
igniter switch
U
سوئیچ احتراق
sulphur
U
اصل احتراق
burning brand
U
علامت احتراق نیمسوزی
internal combustion engines
U
موتور احتراق داخلی
constant pressure combustion
U
احتراق در فشار ثابت
ignition voltage
U
فشار الکتریکی احتراق
internal combustion engine
U
موتور احتراق داخلی
jump spark ignition
U
احتراق با جرقه جهنده
combustible
U
جسم قابل احتراق
ignition analyzer
U
اسیلوگراف کنترل احتراق
incombustible
U
غیر قابل احتراق
ignition by contact breaking
U
احتراق با قطع کنتاکت
make and break ignition
U
احتراق با قطع و وصل
incombustibility
U
عدم امکان احتراق
explosively
U
بطور قابل احتراق
compression ingition
U
احتراق توسط فشار
delay zction firing
U
عمل احتراق با تاخیر
ignition temperature
U
درجه حرارت احتراق
preignition
U
احتراق قبل از وقت
ignition system
U
سیستم احتراق موتور
dual ignition system
U
سیستم احتراق دوتایی
combustor
U
سیستم احتراق توربین
order of fire
U
ترتیب احتراق موتور
molar heat of combusion
U
گرمای مولی احتراق
molar enthalpy of combusion
U
انتالپی مولی احتراق
firedamp
U
گاز قابل احتراق معدن
vaporizing combustor
U
سیستم احتراق توربین گاز
timing
U
تنظیم زمان احتراق موتور
afterburning
U
عملیات بعد از احتراق سوخت
cannular
U
محفظه احتراق حلقوی شکل
can annular
U
محفظه احتراق حلقوی شکل
burner cans
U
محفظه احتراق موتورهای توربینی
capacitor discharge ignition
U
سیستم احتراق با انرژی زیاد
precombustion chamber engine
U
موتور با اطاق احتراق تراکم قبلی
explosive
U
قابل احتراق ماده محترقه یا منفجره
can
U
هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
cans
U
هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
canning
U
هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
ignition
U
احتراق اتش زدن مشتعل کردن
peak
U
حداکثر
maximum
U
حداکثر
outsides
U
حداکثر
outside
U
حداکثر
endurance
U
حداکثر
uttermost
U
حداکثر
peaks
U
حداکثر
maximal
U
حداکثر
peaking
U
حداکثر
flat out
U
حداکثر سرعت
global maximum
U
حداکثر مطلق
intensity maximum
U
حداکثر شدت
maximum limited stress
U
تنش حداکثر
maximum load
U
بار حداکثر
maximum deviation
U
انحراف حداکثر
maximal
U
وابسته به حداکثر
maximization
U
به حداکثر رسانیدن
maximum amplitude
U
دامنه حداکثر
peak current
U
جریان حداکثر
maximum energy
U
انرژی حداکثر
maximum gain
U
تقویت حداکثر
maximum efficiency
U
راندمان حداکثر
maximum efficiency
U
حداکثر کارائی
maximum duration
U
زمان حداکثر
maximum detector
U
اشکارساز حداکثر
maximum density
U
حداکثر تراکم
full speed
U
حداکثر سرعت
full bore
U
حداکثر تلاش
maximum demand
U
بار حداکثر
maximum deflection
U
انحراف حداکثر
maximum current
U
جریان حداکثر
maximum capacity
U
فرفیت حداکثر
maximum available powere
U
توان حداکثر
maximum frequency
U
فرکانس حداکثر
maximum work
U
کار حداکثر
peak speed
U
حداکثر سرعت
high tides
U
حداکثر مد دریا
price ceilings
U
حداکثر قیمت
relative maximum
U
حداکثر نسبی
maximum ratings
U
مقدار حداکثر
maximum speed
U
حداکثر سرعت
submaximal
U
زیر حداکثر
maximum prr ermissible
U
مجاز حداکثر
maximum profit
U
حداکثر سود
maximum price
U
حداکثر بها
peak output
U
حداکثر تولید
peak load
U
بار حداکثر
maximum value
U
مقدار حداکثر
maximum thermometer
U
گرماسنج حداکثر
peaks
U
حداکثر کاکل
peaking
U
حداکثر کاکل
payloads
U
حداکثر بار
payload
U
حداکثر بار
peak demand
U
حداکثر تقاضا
maximum slope
U
حداکثر شیب
high tide
U
حداکثر مد دریا
peak load
U
حداکثر بار
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com