Total search result: 209 (14 milliseconds) |
ارسال یک معنی جدید |
|
|
|
|
Menu
 |
English |
Persian |
Menu
 |
 |
program interrupt U |
وقفه برنامه |
 |
|
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
|
Search result with all words |
|
 |
basic U |
سیستمی که برنامه یا کارهای مشخصی را برای یک کامپیوتر مرکزی انجام میدهد و با استفاده از سیگنالهای وقفه قابل کنترل است |
 |
 |
basics U |
سیستمی که برنامه یا کارهای مشخصی را برای یک کامپیوتر مرکزی انجام میدهد و با استفاده از سیگنالهای وقفه قابل کنترل است |
 |
 |
transparent U |
مودمی که در صورت بروز وقفه , تمام وضعیت برنامه و ماشین را حفظ میکند. وقفه سرویس داده میشود و سیستم به وضعیت قبلی برمی گردد |
 |
 |
transparently U |
مودمی که در صورت بروز وقفه , تمام وضعیت برنامه و ماشین را حفظ میکند. وقفه سرویس داده میشود و سیستم به وضعیت قبلی برمی گردد |
 |
 |
interrupt U |
حالتی که در آن در صورتی که وقفه رخ دهد تمام وضعیتهای ماشین و برنامه حفظ می شوند |
 |
 |
interrupting U |
حالتی که در آن در صورتی که وقفه رخ دهد تمام وضعیتهای ماشین و برنامه حفظ می شوند |
 |
 |
interrupts U |
حالتی که در آن در صورتی که وقفه رخ دهد تمام وضعیتهای ماشین و برنامه حفظ می شوند |
 |
 |
station break U |
وقفه برنامه فرستنده رادیویی وتلویزیونی |
 |
Other Matches |
|
 |
interrupting U |
خط وقفه که میتواند ناتوان شود یا با استفاده از ماسک وقفه نادیده گرفته شود |
 |
 |
interrupts U |
خط وقفه که میتواند ناتوان شود یا با استفاده از ماسک وقفه نادیده گرفته شود |
 |
 |
interrupt U |
خط وقفه که میتواند ناتوان شود یا با استفاده از ماسک وقفه نادیده گرفته شود |
 |
 |
api U |
مجموعهای از توابع و دستورات برنامه استاندارد که به برنامه ساز امکان میدهد با برنامه از طریق برنامه کاربردی دیگر واسط شود |
 |
 |
automatic programming U |
روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار |
 |
 |
source U |
برنامه پیش از ترجمه نوشته شده در زبان برنامه نویسی توسط برنامه نویس |
 |
 |
object oriented U |
روش برنامه نویسی مثل ++C که هر قطعه برنامه به عنوان یک شی که در ارتباط با سایر اشیا است در برنامه به کار می رود |
 |
 |
new- U |
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود |
 |
 |
newest U |
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود |
 |
 |
new U |
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود |
 |
 |
newer U |
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود |
 |
 |
landing schedule U |
برنامه پیاده شدن به ساحل برنامه عملیات اب خاکی برنامه فرود |
 |
 |
swap U |
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی |
 |
 |
job U |
دستورات کنترل کار یا برنامه کوتاه که پیش از اجرای برنامه باز میشود و سیستم را طبقه نیاز برنامه تنظیم میکند |
 |
 |
swops U |
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی |
 |
 |
swopping U |
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی |
 |
 |
swopped U |
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی |
 |
 |
swapped U |
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی |
 |
 |
swaps U |
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی |
 |
 |
jobs U |
دستورات کنترل کار یا برنامه کوتاه که پیش از اجرای برنامه باز میشود و سیستم را طبقه نیاز برنامه تنظیم میکند |
 |
 |
dynamic data exchange U |
در ویندوز ماکروسافت و OS/2 روشی که در آن دو برنامه فعال می توانند دادههای خود را رد و بدل کنند یک برنامه از سیستم عامل می خواهد تا بین دو برنامه اتصال برقرار کند |
 |
 |
modular U |
بخشهای کوچک نوشته شده در برنامه از کد کامپیوتر که مناسب برنامه سافت یافته است و از برنامه اصلی قابل فراخوانی است |
 |
 |
Send To command U |
دستور منو در منوی فایل یک برنامه کاربری ویندوز که به کاربر امکان ارسال فایل یا داده موجود و در برنامه به برنامه دیگر میدهد |
 |
 |
preemptive multitasking U |
حالت چندکاره که سیستم عامل یک برنامه را برای مدت زمانی اجرا میکند و پس کنترل را به برنامه بعدی میدهد به طوری که برنامه بعدی وقت پردازنده را نخواهد گرفت |
 |
 |
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code U |
زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری |
 |
 |
assembly U |
1-زمانی که طول می کشد تا برنامه اسمبلی یک برنامه را ترجمه کند. 2-زمانی که اسمبلر برنامه را از زبان اسمبلی به کد ماشین تبدیل میکند |
 |
 |
applet U |
1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3- |
 |
 |
down time U |
وقفه |
 |
 |
jib U |
وقفه |
 |
 |
jibbed U |
وقفه |
 |
 |
jibbing U |
وقفه |
 |
 |
jibs U |
وقفه |
 |
 |
uninterrupted U |
بی وقفه |
 |
 |
suspensions U |
وقفه |
 |
 |
suspension U |
وقفه |
 |
 |
station U |
وقفه |
 |
 |
ceased U |
وقفه |
 |
 |
standstil U |
وقفه |
 |
 |
stationed U |
وقفه |
 |
 |
stations U |
وقفه |
 |
 |
arrest U |
وقفه |
 |
 |
hoid up U |
وقفه |
 |
 |
pause U |
وقفه |
 |
 |
pausing U |
وقفه |
 |
 |
ceasing U |
وقفه |
 |
 |
at a stretch U |
بی وقفه |
 |
 |
paused U |
وقفه |
 |
 |
ceases U |
وقفه |
 |
 |
cease U |
وقفه |
 |
 |
discontinuance U |
وقفه |
 |
 |
stound U |
وقفه |
 |
 |
abeyance U |
وقفه |
 |
 |
gap U |
وقفه |
 |
 |
hold back U |
وقفه |
 |
 |
gaps U |
وقفه |
 |
 |
interval U |
وقفه |
 |
 |
hiatus U |
وقفه |
 |
 |
pauses U |
وقفه |
 |
 |
standstill U |
وقفه |
 |
 |
arrests U |
وقفه |
 |
 |
interruption U |
وقفه |
 |
 |
chasms U |
وقفه |
 |
 |
interrupting U |
وقفه |
 |
 |
chasm U |
وقفه |
 |
 |
blocks U |
وقفه |
 |
 |
stick U |
وقفه |
 |
 |
blocked U |
وقفه |
 |
 |
deadlock U |
وقفه |
 |
 |
unabated <adj.> U |
بی وقفه |
 |
 |
block U |
وقفه |
 |
 |
blocking U |
وقفه |
 |
 |
interrupts U |
وقفه |
 |
 |
interruptions U |
وقفه |
 |
 |
arrested U |
وقفه |
 |
 |
break U |
وقفه |
 |
 |
dead lock U |
وقفه |
 |
 |
paralysis U |
وقفه |
 |
 |
breaks U |
وقفه |
 |
 |
desuetude U |
وقفه |
 |
 |
interrupt U |
وقفه |
 |
 |
abeyance or adeyancy U |
وقفه |
 |
 |
continous cycle U |
دوره بی وقفه |
 |
 |
betweentimes U |
درمدت وقفه |
 |
 |
run on U |
بدون وقفه |
 |
 |
full stops U |
وقفه کامل |
 |
 |
sticking voltage U |
ولتاژ وقفه |
 |
 |
affect block U |
وقفه عاطفه |
 |
 |
vectored interrupt U |
وقفه برداری |
 |
 |
wind rocked out U |
وقفه تنفسی |
 |
 |
external interrupt U |
وقفه خارجی |
 |
 |
time out U |
وقفه فاصله |
 |
 |
full stop U |
وقفه کامل |
 |
 |
priority interrupt U |
وقفه اولویت |
 |
 |
automatic interrupt U |
وقفه خودکار |
 |
 |
work stoppage U |
وقفه در کار |
 |
 |
blocking period U |
دوره وقفه |
 |
 |
unceasing U |
بدون وقفه |
 |
 |
machine interupption U |
وقفه ماشین |
 |
 |
flashbacks U |
وقفه زمانی |
 |
 |
caesura U |
وقفه ایست |
 |
 |
massed learning U |
یادگیری بی وقفه |
 |
 |
massed practice U |
تمرین بی وقفه |
 |
 |
system interrupt U |
وقفه سیستم |
 |
 |
flashback U |
وقفه زمانی |
 |
 |
uninterrupted duty U |
کار بی وقفه |
 |
 |
nerve block U |
وقفه عصبی |
 |
 |
interrupt handler U |
گرداننده وقفه |
 |
 |
interval U |
ایست وقفه |
 |
 |
interrupt driven U |
وقفه گرا |
 |
 |
interrupt vector U |
بردار وقفه |
 |
 |
parameter U |
استفاده از برنامه برای بررسی پارامترها و تنظیم سیستم یا برنامه به درستی |
 |
 |
parameters U |
استفاده از برنامه برای بررسی پارامترها و تنظیم سیستم یا برنامه به درستی |
 |
 |
sequential U |
حالتی که هر دستور برنامه در برنامه در محلهای پیاپی ذخیره شده اند |
 |
 |
supervisory U |
برنامه اصلی در سیستم کامپیوتری که اجرای تعبیر برنامه ها را کنترل میکند |
 |
 |
scheduled wave U |
امواج برنامه ریزی شده حرکات اب خاکی موج طبق برنامه |
 |
 |
source computer U |
کامپیوتری که برای ترجمه یک برنامه منبع به برنامه مقصود بکار می رود |
 |
 |
business U |
مجموعهای از برنامه ها که برای امور تجاری برنامه ریزی شده اند. |
 |
 |
compiler U |
نرم افزاری که برنامه کد گذاری شده را به برنامه با کد ماشین تبدیل میکند |
 |
 |
businesses U |
مجموعهای از برنامه ها که برای امور تجاری برنامه ریزی شده اند. |
 |
 |
executives U |
برنامه اصلی در سیستم کامپیوتر که اجرای سایر برنامه ها را کنترل میکند |
 |
 |
executive U |
برنامه اصلی در سیستم کامپیوتر که اجرای سایر برنامه ها را کنترل میکند |
 |
 |
iterate U |
حلقه یا مجموعه دستورات در برنامه که تکرار می شوند تا برنامه کامل شود |
 |
 |
iterative routine U |
حلقه یا مجموعه دستورات در برنامه که تکرار می شوند تا برنامه کامل شود |
 |
 |
goto U |
دستور برنامه نویسی که جهش به نقط ه یا تابعی دیگر در برنامه دارد |
 |
 |
calling U |
مجموعهای از دستورات برنامه برای اجرای مستقیم از زیر برنامه |
 |
 |
stop U |
دستور برنامه نویسی کامپیوتر که اجرای برنامه را متوقف میکند |
 |
 |
stops U |
دستور برنامه نویسی کامپیوتر که اجرای برنامه را متوقف میکند |
 |
 |
diagnostics U |
تابعی در کامپایلر که به برنامه نویس کمک میکندخطاهای کد برنامه را بیابد |
 |
 |
subprogram U |
1-زیر تابع در یک برنامه . 2-برنامهای که با برنامه اصلی فراخوانی شود |
 |
 |
synthetic address U |
زبان برنامه نویسی که برنامه اصلی به آن نوشته شده است |
 |
 |
stopped U |
دستور برنامه نویسی کامپیوتر که اجرای برنامه را متوقف میکند |
 |
 |
development U |
مجموعه برنامه هایی که به برنامه نویس امکان نوشتن ویرایش |
 |
 |
stopping U |
دستور برنامه نویسی کامپیوتر که اجرای برنامه را متوقف میکند |
 |
 |
developments U |
مجموعه برنامه هایی که به برنامه نویس امکان نوشتن ویرایش |
 |
 |
chapter U |
بخشی از برنامه اصلی که به تنهایی قابل اجراست و نیازی به بقیه برنامه ندارد |
 |
 |
chapters U |
بخشی از برنامه اصلی که به تنهایی قابل اجراست و نیازی به بقیه برنامه ندارد |
 |
 |
coding U |
صفحه چاپی مخصوص که برنامه نویس دستورات کد گذاری نوعی برنامه را می نویسد |
 |
 |
debugger U |
نرم افزاری که به برنامه نویس کمک میکند خطاهای برنامه را پیدا کند |
 |
 |
object oriented U |
زبان برنامه نویسی که برای برنامه نویس شی گرا مثل C++ به کار می رود |
 |
 |
optimum schedule U |
مطلوبترین برنامه اجرائی برنامه ایکه مخارج پروژه رابه حداقل می رساند |
 |
 |
toolkit U |
مجموعه توابعی که به برنامه نویس درنوشتن و رفع اشکال برنامه کمک میکند |
 |
 |
dragged U |
به نشانه برنامه دیگر که باعث شروع این برنامه و درج داده میشود |
 |
 |
main line program U |
بخشی از یک برنامه که ترتیب اجرای سایر واحدهای موجوددر برنامه را کنترل میکند |
 |
 |
c U |
زبان برنامه نویسی سطح بالا برای برنامه نویس ساخت یافته |
 |
 |
drop U |
دستور برنامه ازکاربر یا خطایی که با عث توقف برنامه بدون اجازه ترسیم میشود |
 |
 |
dropped U |
دستور برنامه ازکاربر یا خطایی که با عث توقف برنامه بدون اجازه ترسیم میشود |
 |
 |
dropping U |
دستور برنامه ازکاربر یا خطایی که با عث توقف برنامه بدون اجازه ترسیم میشود |
 |
 |
drops U |
دستور برنامه ازکاربر یا خطایی که با عث توقف برنامه بدون اجازه ترسیم میشود |
 |
 |
drag U |
به نشانه برنامه دیگر که باعث شروع این برنامه و درج داده میشود |
 |
 |
source language U |
1-زبانی که برنامه در ابتدا به آن نوشته شده است .2-زبان برنامه پیش از ترجمه |
 |
 |
compiling U |
تبدیل برنامه سطح بالا به برنامه کد ماشین که خود قابل اجرا است |
 |
 |
conditional U |
دستور برنامه سازی که جهش به بخشی از برنامه میکند در صورت برقراری شرطی |
 |
 |
function U |
مجموعهای از دستورات برنامه کامپیوتری در برنامه اصلی که کار خاصی را انجام می دهند |
 |
 |
functioned U |
مجموعهای از دستورات برنامه کامپیوتری در برنامه اصلی که کار خاصی را انجام می دهند |
 |
 |
dynamic link library U |
در ویندوز ماکروسافت و OS/2 کتابخانه برنامه ها که از طریق برنامه اصلی قابل فراخوانی است |
 |
 |
drags U |
به نشانه برنامه دیگر که باعث شروع این برنامه و درج داده میشود |
 |
 |
concurrent U |
اجرای چنیدین برنامه همزمان با اجرا کردن هر بخش کوچک از برنامه به نوبت |
 |
 |
statement U |
دستور برنامه که کنترل برنامه را طبق خروجی یکرویداد مجدداگ هدایت کند |
 |
 |
statements U |
دستور برنامه که کنترل برنامه را طبق خروجی یکرویداد مجدداگ هدایت کند |
 |
 |
functions U |
مجموعهای از دستورات برنامه کامپیوتری در برنامه اصلی که کار خاصی را انجام می دهند |
 |
 |
compile U |
تبدیل برنامه سطح بالا به برنامه کد ماشین که خود قابل اجرا است |
 |
 |
compiles U |
تبدیل برنامه سطح بالا به برنامه کد ماشین که خود قابل اجرا است |
 |
 |
pl/m U |
زبان برنامه نویسی که برای برنامه ریزی کردن ریزکامپیوترها بکار می رود |
 |
 |
compiled U |
تبدیل برنامه سطح بالا به برنامه کد ماشین که خود قابل اجرا است |
 |
 |
conditional U |
دستور برنامه سازی که کنترل برنامه را طبق خروجی یک رویداد غیر مستقیم میکند |
 |
 |
hook U |
نقط های در برنامه که برنامه نویس میتواند که آزمایش یا رفع مشکل را وارد کند |
 |
 |
helped U |
تابعی در برنامه یا سیستم که حاوی اطلاعات مفید درباره برنامه استفاده شده است |
 |
 |
intermittent error U |
خطایی که تصادفا در سیستم ارتباطی یا کامپیوتر رخ میدهد به علت خطای برنامه برنامه یا اختلال |
 |
 |
transferring U |
دستور برنامه نویسی که حاوی جهش به بخشی از برنامه است در صورتی که وضعی رخ دهد |
 |
 |
identification U |
بخشی از کد اصلی برنامه COBOL که مشخصه ها و قالبهای داده و متغیر در برنامه مشخص اند |
 |
 |
sections U |
بخشی از برنامه اصلی که مستقل اجرا میشود وبدون نیاز به اجرای بقیه برنامه |
 |
 |
section U |
بخشی از برنامه اصلی که مستقل اجرا میشود وبدون نیاز به اجرای بقیه برنامه |
 |
 |
parent program U |
در حین اجرا. مراحل اصلی که به برنامه پدر بر می گردد پس از اتمام کار برنامه فرزند |
 |
 |
transfer U |
دستور برنامه نویسی که حاوی جهش به بخشی از برنامه است در صورتی که وضعی رخ دهد |
 |
 |
segments U |
بخش از برنامه اصلی که مستقلاگ اجرا شود و نیازی به اجرای تعبیر برنامه نیست |
 |
 |
hooks U |
نقط های در برنامه که برنامه نویس میتواند که آزمایش یا رفع مشکل را وارد کند |
 |
 |
help U |
تابعی در برنامه یا سیستم که حاوی اطلاعات مفید درباره برنامه استفاده شده است |
 |
 |
macro U |
زبان برنامه نویسی که به برنامه نویس امکان تعریف و استفاده از دستورات ماکرو میدهد |
 |
 |
transfers U |
دستور برنامه نویسی که حاوی جهش به بخشی از برنامه است در صورتی که وضعی رخ دهد |
 |
 |
segment U |
بخش از برنامه اصلی که مستقلاگ اجرا شود و نیازی به اجرای تعبیر برنامه نیست |
 |
 |
helps U |
تابعی در برنامه یا سیستم که حاوی اطلاعات مفید درباره برنامه استفاده شده است |
 |
 |
annotations U |
توضیح یا توجه در برنامه در مورد نحوه اجرای برنامه |
 |
 |
out of line U |
جملاتی مربوط به یک برنامه کامپیوتری که در خط اصلی برنامه نیستند |
 |
 |
modes U |
وارد کردن دستور به عنوان خط ی از برنامه و پس اجرای برنامه |
 |
 |
mode U |
وارد کردن دستور به عنوان خط ی از برنامه و پس اجرای برنامه |
 |
 |
annotation U |
توضیح یا توجه در برنامه در مورد نحوه اجرای برنامه |
 |
 |
disarmed U |
ثیرات وقفه شدن |
 |
 |
parabiosis U |
وقفه رسانش عصبی |
 |
 |
short time rating U |
کار کردن با وقفه |
 |
 |
interrupts U |
حرکت دادن وقفه |
 |
 |
disarm U |
ثیرات وقفه شدن |
 |
 |
insolvency U |
وقفه در پرداخت دیون |
 |
 |
fall into abeyance U |
درحال وقفه افتادن |
 |
 |
ups U |
تامین برق بی وقفه |
 |
 |
disarms U |
ثیرات وقفه شدن |
 |
 |
interrupts U |
ناتوان کردن وقفه |
 |
 |
scanned interrupt U |
وقفه پویش شده |
 |
 |
interrupting U |
ناتوان کردن وقفه |
 |
 |
machine check interrupt U |
وقفه مقابله ماشین |
 |
 |
clock interrupt U |
وقفه زمان سنجی |
 |