English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 46 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
wifehood U وفایف زوجیت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
coverture U به زوجیت کسی در امدن زوجیت
transfer order U دستورالعمل ارائه وفایف اجرایی یا انتقال وفایف اجرایی نیروهای مسلح
parity U زوجیت
conjugal rights U حقوق زوجیت
marriage ties U علقه زوجیت
matrimonial relations U علقه زوجیت
odd parity U زوجیت طاق
even parity U زوجیت جفت
wifehood U دوران زوجیت
vinculo matrimonii U ناشی از علقه زوجیت
nuptias non concubitus , sedconsensus , U برای ایجاد علقه زوجیت
specified tasks U وفایف تصریحی
assignment of tasks U تعیین وفایف
function keys U کلیدهایانجام وفایف
implied task U وفایف استنتاجی
physiology U علم وفایف الاعضاء
toe the line <idiom> U انجام وفایف شخصی
muliebrity U وفایف زنانه زنانگی
job description U شرح وفایف شغلی
assignment of tasks U واگذار کردن وفایف
positioned U قراردادن امورات مربوط به وفایف
position U قراردادن امورات مربوط به وفایف
that is beyond my duty U این از وفایف من خارج است
specified tasks U ماموریت تصریحی وفایف مصرحه
functional U وابسته به وفایف اعضاء وفیفهای
break U خای نپذیرفتن وفایف یک توافق
breaks U خای نپذیرفتن وفایف یک توافق
physiologic U وابسته به علم وفایف اعضاء ساختمانی
physiological U وابسته به علم وفایف اعضاء ساختمانی
deontology U وفیفه شناسی علم وفایف اخلاقی
he is nehgent of his duties U در انجام وفایف خودسهل انگار است
entoptics U شناسایی وفایف اجزای درونی چشم
second fiddle U کسیکه دارای وفایف فرعی ویاثانوی است
admin U تشریفات اداری و وفایف دیگر مربوط به کارکرد یک موسسه
this duty precedes all others U این وفیفه مقدم بر همه وفایف دیگر است
condonation U اغماض و چشم پوشی یکی اززوجین در مورد خلافی که ازدیگری در زمینه وفایف زناشویی صادر شده است
manning table U جدول تعیین مشاغل جدول وفایف پرسنل
exquatur U اجازه اقدام دادن به کنسول منظور اجازهای است که به کنسول داده میشود تا به وفایف خود عمل کند
automonitor U ثبت کننده عملیات کامپیوتر برنامه کامپیوتری که وفایف عملیاتی کامپیوتر را ثبت میکند
rosters U سیاهه نامه ها سیاهه وفایف
parenthood U مقام والدین وفایف والدین
roster U سیاهه نامه ها سیاهه وفایف
restitution of conjugal rights U دعوی الزام شوهر به مراجعت به خانه دعوی الزام به ایفاء وفایف زناشویی
serjeancy U گروهبانی وفایف گروهبانی
sergeancy U گروهبانی وفایف گروهبانی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com