Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 45 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
situation of a building
U
وضع قرارگرفتن بنا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
formation
U
ترتیب قرارگرفتن
disposal
U
در معرض دید قرارگرفتن
back
U
برپشت چیزی قرارگرفتن
backs
U
برپشت چیزی قرارگرفتن
centered
U
درمرکز قرارگرفتن
centers
U
درمرکز قرارگرفتن
centre
U
درمرکز قرارگرفتن
centred
U
درمرکز قرارگرفتن
obstruction
U
خطای قرارگرفتن بین گوی و حریفی که به سمت گوی می دودبقصد ممانعت حریف نه گرفتن گوی هر مانع بزرگ در مسیر قایق
obstructions
U
خطای قرارگرفتن بین گوی و حریفی که به سمت گوی می دودبقصد ممانعت حریف نه گرفتن گوی هر مانع بزرگ در مسیر قایق
stymie
U
قرارگرفتن گوی بازیگر درمسیر گوی حریف روی چمن نرم
stymied
U
قرارگرفتن گوی بازیگر درمسیر گوی حریف روی چمن نرم
stymieing
U
قرارگرفتن گوی بازیگر درمسیر گوی حریف روی چمن نرم
stymies
U
قرارگرفتن گوی بازیگر درمسیر گوی حریف روی چمن نرم
sit
U
قرارگرفتن
sits
U
قرارگرفتن
perch
U
قرارگرفتن
perched
U
قرارگرفتن
perches
U
قرارگرفتن
perching
U
قرارگرفتن
expose
U
در معرض دید قرارگرفتن یا دادن فاهر شدن یاکردن
exposes
U
در معرض دید قرارگرفتن یا دادن فاهر شدن یاکردن
exposing
U
در معرض دید قرارگرفتن یا دادن فاهر شدن یاکردن
heels
U
درپاشنه قرارگرفتن
tuck
U
درجای دنج قرارگرفتن یاقرار دادن شمشیر نازک
tucking
U
درجای دنج قرارگرفتن یاقرار دادن شمشیر نازک
tucks
U
درجای دنج قرارگرفتن یاقرار دادن شمشیر نازک
novice
U
جزء برندگان قرارگرفتن شمشیربازی که امتیاز منفی ندارد
novices
U
جزء برندگان قرارگرفتن شمشیربازی که امتیاز منفی ندارد
air start
U
طرز قرارگرفتن هواپیما درهوا در شروع مسابقه هواپیمابری
center
U
درمرکز قرارگرفتن
crowd the plate
U
نزدیک به پایگاه اصلی قرارگرفتن
hull defilade
U
تا ارتفاع لوله در پشت حفاظ قرارگرفتن
impressionability
U
امادگی برای تحت تاثیر قرارگرفتن
negative stagger
U
ترتیب قرارگرفتن بالهای هواپیماهی دوباله بطوریکه لبه حمله بال پایینی جلوتراز بخش متنافر بال بالایی قرارگیرد
possitive stagger
U
ترتیب قرارگرفتن بالهای هواپیمای دوباله بطوریکه لبه حمله بال بالایی جلوترازبخش متنافر بال پایینی باشد
problem program
U
برنامهای که به هنگام قرارگرفتن واحد پردازش مرکزی در حالت مسئله اجرا میشودبرنامه مسئلهای
setup
U
وضع قرارگرفتن میلههای بولینگ
to rangeoneself
U
قرارگرفتن
use up
U
تحلیل بردن مورد استفاده قرارگرفتن
bring up the rear
<idiom>
U
آخرهمه قرارگرفتن
call on to the carpet
<idiom>
U
مورد مواخذه قرارگرفتن
draw fire
<idiom>
U
مورد انتقاد قرارگرفتن
run the gauntlet
<idiom>
U
درمعرفی آزمایش سخت قرارگرفتن
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com