English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
reverse U وضعیتی که درآن ترمینالهای مثبت ومنفی ترکیب شده باشند, ودرنتیجه قطعه کارنمیکند
reversed U وضعیتی که درآن ترمینالهای مثبت ومنفی ترکیب شده باشند, ودرنتیجه قطعه کارنمیکند
reverses U وضعیتی که درآن ترمینالهای مثبت ومنفی ترکیب شده باشند, ودرنتیجه قطعه کارنمیکند
reversing U وضعیتی که درآن ترمینالهای مثبت ومنفی ترکیب شده باشند, ودرنتیجه قطعه کارنمیکند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
polarities U وضعیتی که ترمینالهای مثبت و منفی مختل شوند
polarity U وضعیتی که ترمینالهای مثبت و منفی مختل شوند
The pros and cons ( of something ) . U جنبه های موافق ومخالف ( مثبت ومنفی )
charge neutrality U تساوی تقریبی ذرات مثبت ومنفی در شارههای متراکم
positive U قطب مثبت باطری الکتریسیته مثبت اری یا تصدیق می کنم
pin U قطعه الکترونیکی که مستقیما جایگین دیگری میشود چون ترکیب سوزن ها یکسان است و سیگنالهای یکسانی را حمل می کنند
pinned U قطعه الکترونیکی که مستقیما جایگین دیگری میشود چون ترکیب سوزن ها یکسان است و سیگنالهای یکسانی را حمل می کنند
pinning U قطعه الکترونیکی که مستقیما جایگین دیگری میشود چون ترکیب سوزن ها یکسان است و سیگنالهای یکسانی را حمل می کنند
microprocessor U قط عات واحد پردازش مرکزی روی یک قطعه مجتمع مجزا که در صورت ترکیب با حافظه و قط عات ورودی /خروجی یک ریزکامپیوتر می سازد
microprocessors U قط عات واحد پردازش مرکزی روی یک قطعه مجتمع مجزا که در صورت ترکیب با حافظه و قط عات ورودی /خروجی یک ریزکامپیوتر می سازد
segmentation U تقسیم بچند قسمت یا قطعه قطعه قطعه سازی
colony U گروهی ا ز مردم یک کشور که جایی دور از کشورشان مستقر شده باشند ولی تابع قوانین و حکومت کشورشان در آنجا باشند
On that side . U درآن طرف
zero insertion force socket [قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
anti- U ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
Simultaneously. In a jiffy. U درآن واحد ( فورا")
positive externalities U صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
communications terminal U ترمینالهای ارتباطی
generator terminal U ترمینالهای ژنراتور
battery clamp U ترمینالهای باطری
input pair of terminals U زوج ترمینالهای اولیه
harmonic motion U اهنگ مرکبی که از ترکیب چند موج صوتی ساده تر ترکیب شده باشد
mixed ability کلاسی که درآن شاگردان سطح علمی وتوانائی متفاوتی دارند
round robin (meeting or discussion) <idiom> U جلسهای که درآن شخص ازیک گروه شرکت کرده باشد
isomerous U جسمی که ترکیب ان با ترکیب جسم دیگریکی است
isomer U جسمی که ترکیب ان با ترکیب جسم دیگریکی است
water terminal U ترمینالهای ابی اسکلههای کنار دریا
He has a negative attitude towards every thing . to oppose everything . U اصلا" توی دهنش نه است ( بد بین ومنفی است )
lobation U قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
replacing U دستوری به کامپیوتربرای یافتن یک داده مشخص وقرار دادن چیزدیگری درآن محل
replaces U دستوری به کامپیوتربرای یافتن یک داده مشخص وقرار دادن چیزدیگری درآن محل
replaced U دستوری به کامپیوتربرای یافتن یک داده مشخص وقرار دادن چیزدیگری درآن محل
replace U دستوری به کامپیوتربرای یافتن یک داده مشخص وقرار دادن چیزدیگری درآن محل
cad U استفاده از کامپیوتر و ترمینالهای گرافیکی برای کمک به طراح درکارش
cads U استفاده از کامپیوتر و ترمینالهای گرافیکی برای کمک به طراح درکارش
companion part U لنگه قطعه متقابل قطعه راهنما
central U ترمینالی که ارتباط بین کامپیوتر مرکز و ترمینالهای راه دور را برقرار میکند
databases U بازیابی و بهنگام سازی محاورهای رکوردهای پایگاه داده با استفاده از ترمینالهای line-on
database U بازیابی و بهنگام سازی محاورهای رکوردهای پایگاه داده با استفاده از ترمینالهای line-on
compositions U ترکیب یکان ترکیب رزمی
composition U ترکیب یکان ترکیب رزمی
automatic terminal information service U ارسال مداوم اطلاعات غیرکنترلی ثبت شده در مناطق ترمینالهای دذارای ترافیک سنگین
planar U روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
symmetric difference U تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
wide area network U شبکهای که ترمینالهای مختلف آن دور هستند و از طریق رادیو , ماهواره و کابل بهم وصل اند
except U تابع منط قی که مقدار آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند. و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
equality U تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یا دو ورودی درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
fasts U قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fastest U قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fast U قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fasted U قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
positional parameter U پارامتر وضعیتی
V format U ساختار داده که درآن دکوردهای با طول مختلف ذخیره شده اند با یک مشخصات ابتدایی که طول آنها را نوشته است
to rehash something U وضعیتی را بازدید کردن
toggle switch U سویچ چند وضعیتی
to get into U توی [وضعیتی] افتادن
to revisit the situation U وضعیتی را بازدید کردن
to fall into U توی [وضعیتی] افتادن
to be in a pickle <idiom> U در وضعیتی دشوار بودن
segments U قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
segment U قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
dismantling shot U تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
electronic cottage U مفهوم اجازه دادن به کارگران برای اینکه در خانه بمانند و کارها را توسط بکارگیری ترمینالهای کامپیوتر که به یک دفترمرکزی متصل میباشد انجام دهند
tandem U وضعیتی که در آن دووسیله همزمان کار می کنند
tandems U وضعیتی که در آن دووسیله همزمان کار می کنند
to languish U پژولیدن [به خاطر جایی یا وضعیتی ناخوشایند]
stating U وضعیتی که در آن عمل رخ میدهد یا میتواند رخ دهد
states U وضعیتی که در آن عمل رخ میدهد یا میتواند رخ دهد
state- U وضعیتی که در آن عمل رخ میدهد یا میتواند رخ دهد
state U وضعیتی که در آن عمل رخ میدهد یا میتواند رخ دهد
stated U وضعیتی که در آن عمل رخ میدهد یا میتواند رخ دهد
databases U مجموعه پیچیده از فایل ها یا دادههای ذخیره شده به صورت ساخت یافته در یک حافظه بزرگ که توسط یک یا چند کاربر در ترمینالهای مختلف قابل دستیابی است
database U مجموعه پیچیده از فایل ها یا دادههای ذخیره شده به صورت ساخت یافته در یک حافظه بزرگ که توسط یک یا چند کاربر در ترمینالهای مختلف قابل دستیابی است
to languish U فاسد شدن [به خاطر جایی یا وضعیتی ناخوشایند]
to languish U هرز رفتن [به خاطر جایی یا وضعیتی ناخوشایند]
toggle U سویچ چند وضعیتی تغییر وضع دادن
toggles U سویچ چند وضعیتی تغییر وضع دادن
lock up U وضعیتی که در ان امکان انجام عمل دیگری نمیباشد
to languish U ضایع شدن [به خاطر جایی یا وضعیتی ناخوشایند]
segments U قطعه قطعه کردن
sectional U قطعه قطعه بخشی
fragmenting U قطعه قطعه کردن
fritter U قطعه قطعه کردن
fragmentation U قطعه قطعه شدن
fragments U قطعه قطعه کردن
mainland U قطعه اصلی قطعه
fritters U قطعه قطعه کردن
fragment U قطعه قطعه کردن
segment U قطعه قطعه کردن
to handle something U چیزی را تحت کنترل آوردن [وضعیتی یا گروهی از مردم]
spillage U وضعیتی که داده بسیاری پردازش شوند و در بافر جا نشوند
spillages U وضعیتی که داده بسیاری پردازش شوند و در بافر جا نشوند
poss U مثبت
positive U مثبت
justificatory U مثبت
affirmatory U مثبت
assertive U مثبت
affirmative U مثبت
declaratory U مثبت
condition U وضعیتی که پس از اعمال چندین خطا روی داده انجام میشود
double coincidence of wants U نیازها وضعیتی که باید در مبادله پایاپای وجود داشته باشد
congestion U وضعیتی که در آن نیازهای ارتباطی یا فرآیند ها بیشتر از توانایی مستقیم باشد
positive element U سازه مثبت
positive pole U قطب مثبت
positive potential U پتانسیل مثبت
positive reinforcement U تقویت مثبت
yea U رای مثبت
active balance U مانده مثبت
anode U الکترود مثبت
positivism U مثبت گرایی
affirmative U عبارت مثبت
affirmative اظهار مثبت
positive plate U صفحه مثبت
positive modulation U تحمیل مثبت
positive lead U سیم مثبت
positive wire U سیم مثبت
positive correlation U همبستگی مثبت
aye U رای مثبت
pro- U جنبه مثبت
positive feedback U بازخورد مثبت
plus U افزودن به مثبت
anodes U قطب مثبت
positive economics U اقتصاد مثبت
positive electricity U الکتریسیته مثبت
positive electricity U برق مثبت
anode U قطب مثبت
positive feedback U واخوراند مثبت
anodes U الکترود مثبت
positive conductor U سیم مثبت
positive modulation U پخش مثبت
active balance U موازنه مثبت
cation U یون مثبت
false positive U مثبت کاذب
zincoid U قطب مثبت
positive logic U منطق مثبت
pro U جنبه مثبت
positive acceleration U شتاب مثبت
positive brush U زغال مثبت
positive glow U شعله مثبت
positive charge U بار مثبت
positive column U ستون مثبت
positive electrode U الکترد مثبت
positivity U مثبت بودن
nonposetive U غیر مثبت
positive transference U انتقال مثبت
hot-wires U سیم مثبت
if so U در صورت مثبت
positive transmission U پخش مثبت
an a answer U پاسخ مثبت
positive balance U مانده مثبت
positively skewed U چوله مثبت
assertion U افهار مثبت
affirmatively U بطور مثبت
hot-wiring U سیم مثبت
posivite ray U پرتو مثبت
positive transfer U انتقال مثبت
positive slope U شیب مثبت
positive sign U علامت مثبت
positive side U بخش مثبت
positive film U فیلم مثبت
hot-wired U سیم مثبت
hot wire U سیم مثبت
positive relation U رابطه مثبت
hot-wire U سیم مثبت
positive skewness U چولگی مثبت
positron U ذره کوچک مثبت
look at the world through rose-colored glasses <idiom> U خیلی مثبت بودن
anode U قطب مثبت باطری
take down <idiom> U مثبت وضبط صحبتها
positive cotton effect U پدیده مثبت کاتن
positive integer U عدد صحیح مثبت
cardinals U عدد صحیح مثبت
cardinal U عدد صحیح مثبت
averment U افهار قطعی یا مثبت
positive feeder U سیم تغذیه مثبت
positively U محققا" بطور مثبت
positive definite matrix U ماتریس همیشه مثبت
to answer in the a U پاسخ مثبت دادن
crater in positive carbon U گودی کربن مثبت
positive terminal U قطب مدار مثبت
positive post U قطب مدار مثبت
yea U بلکه رای مثبت
factorial U حاصلضرب اعدادصحیح مثبت
anodes U قطب مثبت باطری
positive skewness U عدم تقارن مثبت
yea-sayer U گوینده [رای] مثبت
to yet had it U طرف مثبت اکثریت را دارند
anodes U ترمینال الکتریکی مثبت یک وسیله
amphoteric U دارای برق مثبت و منفی
positive integer U عدد صحیح مثبت [ریاضی]
hydrogen ion U یون +H با بار الکتریکی مثبت
anode U ترمینال الکتریکی مثبت یک وسیله
polar U دارای الکتریسیته مثبت و منفی
anodize U بصورت قطب مثبت در اوردن
steady state U مدار یا وسیله یا برنامهای که در وضعیتی می ماند که هیچ عملی انجام نمیدهد ولی ورودی می پذیرد و..
anode glow U شعله مثبت فضای روشن اند
array U می باشند
arrays U می باشند
the like of you U باشند
unipolar U سیگنالی که فقط از سط وح ولتاژ مثبت استفاده میکند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com