English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
appliance U وسیله برقی
appliances U وسیله برقی
current consuming device U وسیله برقی
electroreceptive device U وسیله برقی
receiving apparatus U وسیله برقی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
portable appliance U وسیله برقی دستی
Other Matches
vacuums U جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
vacuuming U جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
vacuumed U جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
vacuum U جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
chains U باس ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند. و هر وسیله میتواند دادهای که در خط به سوی وسیله دیگر وجود دارد دریافت یا ارسال یا تغییر بدهد
chain U باس ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند. و هر وسیله میتواند دادهای که در خط به سوی وسیله دیگر وجود دارد دریافت یا ارسال یا تغییر بدهد
sensor U وسیله اکتشافی وسیله مراقبتی وسیله کشف کننده
oil gear U جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
fet U وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
power traverse U مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
crawler U وسیله نقلیهای که روی زنجیر حرکت میکند وسیله نقلیه خزنده
crawlers U وسیله نقلیهای که روی زنجیر حرکت میکند وسیله نقلیه خزنده
asynchronous U داده یا وسیله سریال که نیازی به یکنواخت بودن با وسیله دیگر ندارند
peripheral U مدیر و کنترل کننده وسیله ورودی /خروجی یا وسیله جانبی
loops U آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
looped U آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
loop U آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
contention U وضعیتی که در آن دو یاچند وسیله قصد برقراری ارتباط با یک وسیله را دارند
contentions U وضعیتی که در آن دو یاچند وسیله قصد برقراری ارتباط با یک وسیله را دارند
connectivity U توانایی یک وسیله برای ارتباط برقرار کردن باسایر وسیله ها و ارسال اطلاعات
built-in U نوشتاری که موقتاگ به وسیله یک وسیله جانبی معمولاگ چاپگر ذخیره سازی شده است
device U کنترل وسیله با حروف مختلف یاترکیب خاص آنها برای دستور دادن به وسیله
devices U کنترل وسیله با حروف مختلف یاترکیب خاص آنها برای دستور دادن به وسیله
daisy chain U روش اتصال یک وسیله با یک کابل از یک ماشین یا وسیله به دیگر
simulate U کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
simulates U کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
tie down U وسیله مهار هواپیما در محوطه پارکینگ وسیله بستن
simulating U کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
trainers U وسیله اموزش دهنده وسیله کمک اموزشی
trainer U وسیله اموزش دهنده وسیله کمک اموزشی
immersion proof U وسیله ضد رطوبت یا نفوذ اب وسیله ضد فرو رفتن در اب
daisy chain U باسهای ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند و هر وسیله میتواند داده را که به ماشین دیگر منتقل میشود دریافت
communication U مجموعه اصلی از برنامه ها که پروتکل ها را رعایت می کنند.کنترل کنندههای فرمت و وسیله و خط برای نوع وسیله یا خط استفاده میشود
laser U وسیله تولید نور با طول موج یکسان در یک اشعه باریک به وسیله برانگیختن یک ماده به حدی که فوتونهای نورانی منتشر کند
lasers U وسیله تولید نور با طول موج یکسان در یک اشعه باریک به وسیله برانگیختن یک ماده به حدی که فوتونهای نورانی منتشر کند
plotter U وسیله ناوبری وسیله رسم کننده
plotters U وسیله ناوبری وسیله رسم کننده
outputs U اطلاع یا دادهای که از CPU یا حافظه اصلی به وسیله دیگر منتقل شود و مثل صفحه نمایش یا چاپگر و وسیله ذخیره سازی جانبی
output U اطلاع یا دادهای که از CPU یا حافظه اصلی به وسیله دیگر منتقل شود و مثل صفحه نمایش یا چاپگر و وسیله ذخیره سازی جانبی
device U فضایی در حافظه که توسط یک وسیله مشخص گرفته شده است . CPU میتواند با قرار دادن دستورات در این محل وسیله را کنترل کند
devices U فضایی در حافظه که توسط یک وسیله مشخص گرفته شده است . CPU میتواند با قرار دادن دستورات در این محل وسیله را کنترل کند
communication U بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
dual capable U جنگ افزار یا وسیله دو کاره وسیله یا جنگ افزاری که دونوع ماموریت انجام میدهد
astigmatizer U وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
from pillar to post U ازیک وسیله به وسیله دیگر
handshaking U سیگنال استاندارد بین دو وسیله برای اطمینان از صحت کار سیستم . وسیله سازگار است و ارسال داده صحیح است .
handshakes U سیگنال استاندارد بین دو وسیله برای اطمینان از صحت کار سیستم . وسیله سازگار است و ارسال داده صحیح است .
handshake U سیگنال استاندارد بین دو وسیله برای اطمینان از صحت کار سیستم . وسیله سازگار است و ارسال داده صحیح است .
interserviceable U قابل استفاده به وسیله چندقسمت یا چند نوع یکان وسیله چند یکانی
cycles U عمل دستیالی به حافظه توسط یک وسیله جانبی که CPU را برای یک یا چند باس ساعت متوقف میکند تا داده از حافظه به وسیله منتقل شود
cycled U عمل دستیالی به حافظه توسط یک وسیله جانبی که CPU را برای یک یا چند باس ساعت متوقف میکند تا داده از حافظه به وسیله منتقل شود
cycle U عمل دستیالی به حافظه توسط یک وسیله جانبی که CPU را برای یک یا چند باس ساعت متوقف میکند تا داده از حافظه به وسیله منتقل شود
touch U وسیله مسط ح که محل و چیزی که سطح آنرا لمس کرده است احساس میکند برای کنترل محل نشانه گر یا روشن و خاموش کردن وسیله
demands U جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
demanded U جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
demand U جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
dangerous goods by road agreement U موافقتنامه بین کشورهای اروپایی که در ان درخصوص وسیله حمل نحوه بسته بندی و مشخصات وسیله حمل ونقل توضیح لازم داده شده است
touches U وسیله مسط ح که محل و چیزی که سطح آنرا لمس کرده است احساس میکند برای کنترل محل نشانه گر یا روشن و خاموش کردن وسیله
electrical U برقی
powers U برقی
powered U برقی
power U برقی
powering U برقی
before you know it U برقی
electric U برقی
galvanic U برقی
electricians mate U برقی
phased U وسیله جدید که به تدریج معرفی میشود و وسیله قدیمی کم کم بی استفاده میشود
phase U وسیله جدید که به تدریج معرفی میشود و وسیله قدیمی کم کم بی استفاده میشود
phases U وسیله جدید که به تدریج معرفی میشود و وسیله قدیمی کم کم بی استفاده میشود
tranship U نقل وانقال بار وغیره از یک وسیله یاکشتی به وسیله یاکشتی دیگری
trolley car U اتوبوس برقی
electrise U برقی کردن
power U توان برقی
power U دستگاه برقی
electrometallurgy U متالورژی برقی
electromagnet U اهنربای برقی
powered U دستگاه برقی
powered U توان برقی
electrochemical U برقی- شیمیایی
powering U توان برقی
electrifies U برقی کردن
trams U واگن برقی
electrical induction U القای برقی
powers U دستگاه برقی
electrical resistance U مقاومت برقی
electrical series U زوجهای برقی
triple ignition U احتراق سه برقی
powering U دستگاه برقی
electrical shant U مهار برقی
electrical sheet U ورقهای برقی
electromotor U موتور برقی
trolleybus U اتوبوس برقی
electrified U برقی کردن
electrotype U قالب برقی
eletro luminescence U لومینسانس برقی
frigidaire U یخچال برقی
electrify U برقی کردن
electrifying U برقی کردن
electrification U برقی کردن
trolley bus U اتوبوس برقی
trolley buses U اتوبوس برقی
foud royant a U سکته برقی
electrotype U چاپ برقی
gymnotus U مارماهی برقی
trolly U واگن برقی
electropathy U معالجه برقی
two unit system U دستگاه دو برقی
trolley U واگن برقی
trolleys U واگن برقی
all electric U تماما"برقی
vulcanization U جوش برقی
vulcanizer U جوشکار برقی
electrotherapeutics U درمان برقی
electrothermal printer U چاپگرحرارتی برقی
powers U توان برقی
tram U واگن برقی
electric brake U ترمز برقی
electric amalgam U ملغمه برقی
escalators U پله برقی
power blower U دمنده برقی
escalator U پله برقی
power turret U برجک برقی
electric soldering iron U هویه برقی
electric spectrum U طیف برقی
electric fluid U سیال برقی
electric candle U شمع برقی
moving staircase U پله برقی
electric power U توان برقی
electric machine U دستگاه برقی
electric light U روشنایی برقی
non electric U غیر برقی
electric iron U اطو برقی
electric cushion U بالش برقی
electric current U جریان برقی
electric cleaner U جارو برقی
electric charge U بار برقی
dual magneto U مگنت دو برقی
electric flux U شاره برقی
dual ignition U احتراق دو برقی
electric welding U جوش برقی
element U سازه برقی
elements U سازه برقی
electrical circuit U مدار برقی
thermoelectric U دما برقی
thermistor U رزیستور برقی
three unit electrical system U دستگاه سه برقی
electrical conductor U رسانای برقی
before you can say knife U برقی ناگهان
electrical discharge U تخلیه برقی
electric welding U جوشکاری برقی
single ignition U احتراق تک برقی
electric furnace U کوره برقی
electric furnace U بوته برقی
electric heater U بخاری برقی
electric thermometer U دماسنج برقی
electric train U قطار برقی
electric arch U قوس برقی
electric train U ترن برقی
electric , drill U مته برقی
electrical energy U انرژی برقی
hot seat U صندلی برقی
patent leather U چرم برقی
hot plate U اجاق برقی
cable car U تراموای برقی
vacuum cleaners U جاروی برقی
power broom U جاروی برقی
chain saw U اره برقی
electric shocks U ضربه برقی
moving stairway U پله برقی
electric shock U ضربه برقی
cable cars U تراموای برقی
refrigerator U یخچال برقی
refrigerators U یخچال برقی
escalator U پله برقی
chain saws U اره برقی
moving staircase U پله برقی
hot-plate U اجاق برقی
vacuum cleaner U جاروی برقی
thermoelectric U گرما برقی
hot-plates U اجاق برقی
antiwithdrawal device U وسیله ضد باز کردن ماسوره بمب وسیله ضد دستکاری ماسوره
device U یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله
radar prediction U بررسی به وسیله رادار تجزیه و تحلیل اطلاعات به وسیله رادار
devices U یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله
shiner U کفش چرمی برقی
drill مته برقی [ابزار]
shock therapy U درمان با ضربه برقی
spinet U ارگ برقی کوچک
differential electromagnet U اهنربای برقی تقابلی
density of charge U چگالی بار برقی
electric convulsive therapy U درمان با تشنج برقی
drilling machine U مته برقی [ابزار]
boring machine U مته برقی [ابزار]
attachment plug U دوشاخه وسایل برقی
electric railway U راه اهن برقی
tramline U خط مخصوص واگن برقی
tramlines U خط مخصوص واگن برقی
ect U درمان با تشنج برقی
cable way U راه اهن برقی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com