English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (23 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
broaden U وسیع کردن منتشر کردن
broadened U وسیع کردن منتشر کردن
broadening U وسیع کردن منتشر کردن
broadens U وسیع کردن منتشر کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
propagating U منتشر کردن قلمه کردن انتقال دادن
propagate U منتشر کردن قلمه کردن انتقال دادن
propagated U منتشر کردن قلمه کردن انتقال دادن
propagates U منتشر کردن قلمه کردن انتقال دادن
publish U طبع ونشر کردن منتشر کردن
publishes U طبع ونشر کردن منتشر کردن
published U طبع ونشر کردن منتشر کردن
rooms U وسیع تر کردن
gums U وسیع کردن
gumming U وسیع کردن
gummed U وسیع کردن
room U وسیع تر کردن
gum U وسیع کردن
circulate U دایر کردن منتشر کردن
to put forth U منتشر کردن چاپ کردن
circulated U دایر کردن منتشر کردن
circulates U دایر کردن منتشر کردن
diffusing U منتشر کردن
diffuses U منتشر کردن
irradiate U منتشر کردن
irradiated U منتشر کردن
diffused U منتشر کردن
spread U منتشر کردن
spreads U منتشر کردن
diffuse U منتشر کردن
irradiating U منتشر کردن
put forth U منتشر کردن
give forth U منتشر کردن
broadcasts U منتشر کردن
broadcast U منتشر کردن
irradiates U منتشر کردن
enlarging U توسعه دادن وسیع کردن
enlarges U توسعه دادن وسیع کردن
enlarge U توسعه دادن وسیع کردن
enlarged U توسعه دادن وسیع کردن
circumfuse U باطراف منتشر کردن
republish U دوباره منتشر کردن
spreads U منتشر کردن یا شدن
spread U منتشر کردن یا شدن
diffuses U نفوذ کردن منتشر شدن پراکندن
diffusing U نفوذ کردن منتشر شدن پراکندن
diffused U نفوذ کردن منتشر شدن پراکندن
diffuse U نفوذ کردن منتشر شدن پراکندن
spread U [منتشر کردن مایع روی سطح]
Open-plan <adj.> U سالن باز، محوطه وسیع، ساختمانی که هرطبقه آن فقط دارای یک محوطه وسیع است و اتاق ندارد
issuant U منتشر کننده منتشر شونده
to let somebody treat you like a doormat <idiom> U با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew U رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
largest U وسیع
captious U وسیع
abroad وسیع
large U وسیع
larger U وسیع
capacious U وسیع
roomier U وسیع
of a wide scope U وسیع
panoramic U وسیع
roomy U وسیع
immense U وسیع
vast U وسیع
spacious U وسیع
vasty U وسیع
far-reaching U وسیع
far reaching U وسیع
champaign U وسیع
ample U وسیع
extensive U وسیع
roomiest U وسیع
to cover much ground U وسیع بودن
widest U فراخ وسیع
wide U فراخ وسیع
extensive cultivation U زراعت وسیع
extensive agriculture U کشاورزی وسیع
wide U نامحدود وسیع
wider U فراخ وسیع
wider U نامحدود وسیع
plausive U وسیع محتمل
superhighway U جاده وسیع
heavy advertising U تبلیغات وسیع
widish U نسبتا وسیع
comprehensive U وسیع محیط
superhighways U جاده وسیع
broadly U بطور وسیع
capaciously U بطور وسیع
vastly U بطور وسیع
immensely U بطور وسیع
latitudinarianism U وسیع نظری
latifundia U املاک وسیع
widest U نامحدود وسیع
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
broadcast U منتشر
broadcasts U منتشر
steppes U جلگه وسیع بی درخت
broad minded U دارای فکر وسیع
large minded U دارای فکر وسیع
steppe U جلگه وسیع بی درخت
diffused U منتشر شده
to make a noise U منتشر شدن
diffuse U منتشر شده
distributed capacity U فرفیت منتشر
circulated U منتشر شدن
incident light U نور منتشر
diffusor U منتشر کننده
unissued <adj.> U منتشر نشده
circulate U منتشر شدن
diffuses U منتشر شده
diffusing U منتشر شده
inedited U منتشر نشده
get abroad U منتشر شدن
diffuser U منتشر کننده
spreader U منتشر کننده
circulates U منتشر شدن
broadcast U توزیع اطلاعات در یک فضای وسیع
large scale U نسبتا زیاد بمعیار وسیع
broadcasts U توزیع اطلاعات در یک فضای وسیع
large-scale U نسبتا زیاد بمعیار وسیع
broadloom U ساخته شده درکارگاه وسیع
large scale production method U روش تولیدبه مقیاس وسیع
ground swell U طغیان شدید و وسیع اب اقیانوس
avenuse U خیابان وسیع راهرو باغ
capture U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial U خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
widespreading U شایع همه جا منتشر
diffusively U بطور منتشر و یا مفصل
widespread U شایع همه جا منتشر
unissued shares U سهام منتشر نشده
propagated error U اشتباه منتشر شده
reported statistics U امارهای منتشر شده
spreads U منتشر شدن انتشار
releases U منتشر ساختن رهایی
pantropic U منتشر درنواحی گرمسیری
pantropical U منتشر درنواحی گرمسیری
release U منتشر ساختن رهایی
released U منتشر ساختن رهایی
spread U منتشر شدن انتشار
region U محوطه بسیار وسیع وبی انتها
crown green bowls U بولینگ بین دو بازیگر در چمن وسیع
regions U محوطه بسیار وسیع وبی انتها
hidden momentum of population growth U به دلیل این که یک جمعیت وسیع جوان
emitter U منتشر کننده پس دهنده امواج
posthumous U منتشر شده پس از مرگ نویسنده
the volume that preceded U جلدی که زودتر یاجلوتر منتشر شد
blowy U بسهولت باطراف منتشر شونده
epizootic U منتشر شونده درمیان جانوران
land office business U کار وسیع وبسیط وسریع کارپر سود یا پر موفقیت
get about U ازبستر بیماری برخاستن منتشر شدن
the disease threatens to sprea U این ناخوشی خطر منتشر شدن دارد
Green Book U مشخصات رسمی استاندارد I-CD که توسط Philips منتشر شد
challengo U ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verifying U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
foster U تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
shoot U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoots U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
survey U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
to temper [metal or glass] U آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
orienting U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orients U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveys U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orient U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
cross examination U تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
This dictionary is published(printed) in three volumes. U این فرهنگ زبان درسه جلد منتشر گردیده است
periodicals U مجلاتی که بصورت دورهای ماهانه سه ماهه سالانه و ... منتشر میشوند
calk U بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
serves U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
served U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
buck up U پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
serve U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
concentrating U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
assign U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigned U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
to appeal [to] U درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
to inform on [against] somebody U کسی را لو دادن [فاش کردن] [چغلی کردن] [خبرچینی کردن]
concentrate U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
assigning U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigns U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
tae U پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
concentrates U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
Xerox PARC U مرکز توسعه aerox که یک محدوده وسیع از محصولات از قبیل mouse و GVT ساخته است
lighted U دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
light U دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
led U دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند
lightest U دیود نیمه هادی که در اثر اعمال جریان نور منتشر میکند.
soft-pedal U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft pedal U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedals U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalling U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
wats U Service Telephone WidaArea سرویسی که تعدادنامحدودی از مکالمات را درناحیهای وسیع از یک نقطه به هر مکان مجاز می سازد
exploiting U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
times U تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
preach U وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com