English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
on hand U وسایل موجود درانبار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
victualling bill U پروانه حمل کالائی که درانبار گمرکی موجود باشد
abc analysis U طبقه بندی مخصوص کالاهای موجود درانبار که معمولابراساس قیمت موجودی هریک از اقلام تنظیم میگردد
line item U اقلام موجود در چانل درخواست وسایل
stock U درانبار
stocked U درانبار
polymorph U عضو یا موجود چند شکلی موجود زنده ایکه چندین مرحله تغییر ودگردیسی داشته باشد
warehouse refusal U اعلام عدم وجود درانبار
location survey U بازرسی در جای اجناس درانبار
current ratio U نسبت دارایی موجود به بدهی موجود
warehouse refusal U اعلام عدم موجودی کالا درانبار
lot integrity U دسته بندی مهمات به حسب نوبه یا جدا کردن انها درانبار
implied malice U سوء نیتی است که به موجب نشانههای موجود در قانون درصورت سرزدن اعمال خاص از فرد و یا به وجود امدن شرایط خاص در موضوع موجود فرض میشود
prevention of stripping U ممانعت از کار وسایل اکتشافی دشمن یا اکتشاف وسایل مخابراتی و رادارخودی
cpu U سیگنالهای واسط بین CPU و وسایل جانبی یا وسایل ورودی / خروجی
beach gear U وسایل پیاده کردن بار وسایل تخلیه کشتی تجهیزات اسکله
tackles U درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackled U درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackling U درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackle U درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
recovering U جمع اوری وسایل ازکارافتاده یا بیماران اخراجات وسایل
mounting U وسایل سوار شده روی یک دستگاه سر هم کردن وسایل
recovers U جمع اوری وسایل ازکارافتاده یا بیماران اخراجات وسایل
recover U جمع اوری وسایل ازکارافتاده یا بیماران اخراجات وسایل
excess property U وسایل اضافه بر سازمان وسایل اضافی
channelled U واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channel U واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channeled U واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channeling U واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channels U واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
pipeline assets U وسایل و لولههای سوخت رسانی سیستم لوله کشی وسایل نصب لوله
map U نموداری که اختصاص محدوده آدرس به وسایل مختلف حافظه را نشان میدهد. مثل RAM و ROM و وسایل انط باق حافظه ورودی /خروجی
maps U نموداری که اختصاص محدوده آدرس به وسایل مختلف حافظه را نشان میدهد. مثل RAM و ROM و وسایل انط باق حافظه ورودی /خروجی
bios U توابع سیستم که واسط بین زمان برنامه نویسی سطح بالا و وسایل جانبی سیستم است تا ورودی خروجی وسایل استاندارد را بررسی کند
service test U ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
computation of replacement factors U محاسبه عمر قانونی وسایل محاسبه زمان تعویض وسایل
dispersal lays U محوطههای تفرقه وسایل وخودروها محوطههای پناهگاه وسایل و خودروها
location audit U تصدیق دقت تعیین محل هدف به وسیله رادار تصدیق محل سکنی پرسنل یامحل اجناس درانبار
red concept U جدا کردن وسایل مخابراتی ارسال پیامهای طبقه بندی شده و رمز از وسایل ارسال پیامهای کشف
cryptoancillary equipment U وسایل و تجهیزات رمز وسایل تامین ارسال رمز
landing aids U وسایل کمک ناوبری فرودهواپیما وسایل کمکی فرودهواپیما
pioneer tools U وسایل حفاری و تهیه استحکامات وسایل مهندسی حفاری
basic U توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basics U توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basic issue items U وسایل همراه اقلام عمده اقلام شارژ انبار وسایل عمده
kits U جعبه ابزار یا وسایل جعبه وسایل
kit U جعبه ابزار یا وسایل جعبه وسایل
handy U موجود
handiest U موجود
entity U موجود
entities U موجود
extant U موجود
stock U موجود
handier U موجود
stocked U موجود
inesse U موجود
in store U موجود
going U موجود
existing U موجود
disposal U موجود
life U موجود
existent U موجود
lives U موجود
available U موجود
bound U موجود
on hand U موجود
to the fore U موجود
ready money U پول موجود
records available U اطلاعات موجود
presenting U موجود اماده
existing circumstances U شرایط موجود
inexistent U غیر موجود
presents U موجود اماده
presented U موجود اماده
thing U لباس موجود
status quo U وضع موجود
real U واقعی موجود
effective strength U استعدادرزمی موجود
biotype U موجود همزیست
present U موجود اماده
fleet in being U ناوگان موجود
availability U موجود بودن
to be there U موجود بودن
spot goods U کالاهای موجود
wight U موجود زنده
to have in stock U موجود داشتن
gremlin U موجود وهمی
available goods U کالاهای موجود
gremlins U موجود وهمی
available balance U مانده موجود
undertones U ته صدا موجود در زمینه
uric U موجود در ادرار پیشابی
undertone U ته صدا موجود در زمینه
being U موجود زنده شخصیت
nonentities U چیز غیر موجود
The root of exisiting differences. U ریشه اختلافات موجود
nonentity U چیز غیر موجود
superman U موجود مافوق انسان
free U موجود در دیسک یا حافظه
freed U موجود در دیسک یا حافظه
freeing U موجود در دیسک یا حافظه
microorganism U موجود ذره بینی
supermen U موجود مافوق انسان
dermatome U قسمت خارجی یک موجود
organism U ترکیب موجود زنده
hygroscopic moisture U رطوبت موجود در هوا
extant U نسخهء موجود و باقی
frees U موجود در دیسک یا حافظه
anaerobe U موجود غیر هوازی
virtual U موجود بالقوه تقدیری
hemophile U موجود خون دوست
biogenic U موجد موجود زنده
all available U تمام توپخانه موجود
preexistent U ازلیت موجود از قبل
organisms U ترکیب موجود زنده
available supply rate U نواخت اماد موجود
polyembryony U موجود چند جنینی
stock accounting U حساب کالاهای موجود
clara U هدف موجود نیست
microorganisms U موجود ذره بینی
water hardness U [میزان املاح موجود در آب]
back order U اماد غیر موجود
built in U موجود در داخل چیزی
menus U لیستی از انتخابهای اولیه موجود
menu U لیستی از انتخابهای اولیه موجود
humus U موار الی موجود در خاک
hydrotaxis U واکنش موجود زنده نسبت به اب
hypostasis U موجود فرضی حالت تعلیق
taxis U واکنش موجود زنده در برابرگرایش
ubiquitous U همه جا حاضر موجود درهمه جا
available supply rate U نواخت اماد مهمات موجود
ammunition available supply rate U نواخت اماد مهمات موجود
humidity U میزان بخار اب موجود درهوا
ammunition in hands of troops U مهمات موجود در دست یگانها
banshee U موجود وهمی بشکل روح
banshees U موجود وهمی بشکل روح
satyrs U موجود نیمه انسان ونیمه بز
moisture content U درصد رطوبت موجود در خاک
avaiiability U موجود بودن بدرد خوردن
solute U جسم حل شده موجود در محلول
latent U اضافه ازفرفیت بار موجود
NO VACANCIES U اتاق خالی موجود نیست.
beach reserves U ذخایر موجود دربارانداز ساحلی
satyr U موجود نیمه انسان ونیمه بز
symbiont U موجود زنده اجتمای یا همزی
zapping U حذف داده موجود در فضای کاری
availability edit U بررسی موجود بودن اقلام درخواستی
intravenous U موجود در سیاهرگ یا ورید داخل وریدی
addressability U کنترل موجود روی پیکسلهای صفحه
zap U حذف داده موجود در فضای کاری
cybercafe U نیز قهوه و شیرینی در آن موجود است
zapped U حذف داده موجود در فضای کاری
armament U جنگ افزار موجود روی وسیله
armaments U جنگ افزار موجود روی وسیله
zaps U حذف داده موجود در فضای کاری
radicalism U اجتماعی موجود سا سیستم فکری افراطی
abiogenesis U ایجاد موجود زنده از موادبی جان
biont U واحد مستقل موجود زنده سلول
intravenously U موجود در سیاهرگ یا ورید داخل وریدی
background U اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
sops U رویه عملیاتی استاندارد وضعیت موجود
sop U رویه عملیاتی استاندارد وضعیت موجود
nucleon U پروتون یا نوترون موجود درهسته اتمی
We dont have it in stock . U این جنس موجود نیست ( نداریم )
There are no tickets available for tonight . U بلیط برای امشب موجود نیست
keratin U ماده شاخی موجود در مووناخن و شاخ
preexist U ازلی بودن قبلا موجود شدن
sylph U روح یا موجود ساکن در هوا جن هوایی
backgrounds U اختلال موجود در سیگنال در خواست شده
halobiont U موجود زیست کننده دراب شور
set up U انتخابهای موجود هنگام نصب سیستم
To pool resources to gether . U کلیه منابع وامکانات موجود را یک کاسه کردن
aprFs-ski U فعالیتهای عمومی و سرگرمیهای موجود در پناهگاههای اسکی
net storage U انبار بار قوال انبارهای موجود در یک شبکه
backtab U برگرداندن نشانه گر به یک واحد عقب تر از موقعیت موجود
peripheral U فرفیت ذخیره سازی موجود در وسیله جانبی
recombinant U موجود دارای صفات ارثی متشکل جدید
resource U تقسیم منابع موجود در سیستم بین کارها
staged crews U خدمه موجود در روی وسیله یا کشتی یا هواپیما
stare decisis U قاعده صدور رای بر مبنای سابقه موجود
This is the oldest Persian script in existence. U این قدیمی ترین خط فارسی موجود است
delivery forecast U پیش بینی اشکالات موجود درسیستم تولید
To preserve the status quo . U وضع موجود ( شرایط فعلی ) را حفظ کردن
gamodeme U نژاد دور افتاده یا منزوی موجود زنده
dock warrant U سند مالکیت کالای موجود در انبار لنگرگاه
anticatalyst U مادهای که موجب وقفهء واکنشهای حیاتی موجود میشود
subject to being unsold U فروخته نشده باشد درصورت موجود بودن کالا
riparian law U قوانین مربوط به اعیان واموال موجود در اطراف رودخانه
formalism U اعتقاد به حفظ فاهر وقالبهای موجود در کلیه امور
metabolism U تحولات بدن موجود زنده برای حفظ حیات
terpene U هیدروکربن هایی موجود در اسانس بفرمول 61H 01C
fixes U تعداد بیتهای موجود که یک کلمه کامپیوتری را تشکیل میدهد
fix U تعداد بیتهای موجود که یک کلمه کامپیوتری را تشکیل میدهد
genes U عامل موجود در کروموزوم که ناقل صفات ارثی است
gene U عامل موجود در کروموزوم که ناقل صفات ارثی است
metabolisms U تحولات بدن موجود زنده برای حفظ حیات
prtsc U کلیدی که محتوای موجود روی صفحه را به چاپگر بفرستد
short lot U کالایی که مقدار موجود از ان کم است و در محوطه کوچک انبار میشود
analog U مدارهای موجود در PCB برای تبدیل خروجی دیجیتال به آنالوگ
proprioceptive U تحریک شده در اثر تحریکات درونی عضو موجود زنده
manning level U درصد پرسنل موجود ناو سطح استعداد پرسنلی وسیله
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com