Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
communication channels
U
وسایل ارتباطی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
communication
U
مراوده وسایل ارتباطی
personal
U
محدوده سیستمهای بی سیم ارتباطی که امکان رد و بدل کردن داده کامپیوتر با وسایل دیگر مثل چاپگر یا PDA را فراهم میکند
interactive
U
ارتباط بین یک گروه از مردم با وسایل ارتباطی مختلف
telematics
U
واسط پردازش داده و وسایل ارتباطی
Other Matches
HyperTerminal
U
برنامه ارتباطی که در ویندوز وجود دارد و به کاربر امکان صدا کردن کامپیوتر راه دور از طریق مودم و فایلهای ارتباطی میدهد
cpu
U
سیگنالهای واسط بین CPU و وسایل جانبی یا وسایل ورودی / خروجی
beach gear
U
وسایل پیاده کردن بار وسایل تخلیه کشتی تجهیزات اسکله
prevention of stripping
U
ممانعت از کار وسایل اکتشافی دشمن یا اکتشاف وسایل مخابراتی و رادارخودی
tackled
U
درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackling
U
درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackle
U
درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackles
U
درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
recover
U
جمع اوری وسایل ازکارافتاده یا بیماران اخراجات وسایل
recovering
U
جمع اوری وسایل ازکارافتاده یا بیماران اخراجات وسایل
recovers
U
جمع اوری وسایل ازکارافتاده یا بیماران اخراجات وسایل
mounting
U
وسایل سوار شده روی یک دستگاه سر هم کردن وسایل
excess property
U
وسایل اضافه بر سازمان وسایل اضافی
channeled
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channel
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channeling
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channels
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channelled
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
pipeline assets
U
وسایل و لولههای سوخت رسانی سیستم لوله کشی وسایل نصب لوله
maps
U
نموداری که اختصاص محدوده آدرس به وسایل مختلف حافظه را نشان میدهد. مثل RAM و ROM و وسایل انط باق حافظه ورودی /خروجی
map
U
نموداری که اختصاص محدوده آدرس به وسایل مختلف حافظه را نشان میدهد. مثل RAM و ROM و وسایل انط باق حافظه ورودی /خروجی
bios
U
توابع سیستم که واسط بین زمان برنامه نویسی سطح بالا و وسایل جانبی سیستم است تا ورودی خروجی وسایل استاندارد را بررسی کند
service test
U
ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
dispersal lays
U
محوطههای تفرقه وسایل وخودروها محوطههای پناهگاه وسایل و خودروها
computation of replacement factors
U
محاسبه عمر قانونی وسایل محاسبه زمان تعویض وسایل
red concept
U
جدا کردن وسایل مخابراتی ارسال پیامهای طبقه بندی شده و رمز از وسایل ارسال پیامهای کشف
cryptoancillary equipment
U
وسایل و تجهیزات رمز وسایل تامین ارسال رمز
pioneer tools
U
وسایل حفاری و تهیه استحکامات وسایل مهندسی حفاری
landing aids
U
وسایل کمک ناوبری فرودهواپیما وسایل کمکی فرودهواپیما
basic
U
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basics
U
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basic issue items
U
وسایل همراه اقلام عمده اقلام شارژ انبار وسایل عمده
tie line
U
خط ارتباطی
incorerence rency
U
بی ارتباطی
inconsequence
U
بی ارتباطی
communication line
U
خط ارتباطی
irrelation
U
بی ارتباطی
disconnectedness
U
بی ارتباطی
long distance line
U
خط ارتباطی
communication channel
U
مجرای ارتباطی
association nuclei
U
هستههای ارتباطی
communication channel
U
کانل ارتباطی
routes of communication
U
کانالهای ارتباطی
trunk cable
U
کابل ارتباطی
relationship therapy
U
درمان ارتباطی
communication cable
U
کابل ارتباطی
network
U
شبکه ارتباطی
association areas
U
مناطق ارتباطی
association neuron
U
نورون ارتباطی
networks
U
شبکه ارتباطی
communication channel
U
کانال ارتباطی
association pathway
U
گذرگاه ارتباطی
routes of communication
U
مسیرهای ارتباطی
communication system
U
نظام ارتباطی
communications terminal
U
ترمینالهای ارتباطی
telecommunication cable
U
کابل ارتباطی
long distance cable
U
کابل ارتباطی
communication network
U
شبکه ارتباطی
communication link
U
اتثال ارتباطی
communication link
U
پیوند ارتباطی
communication interface
U
میانجی ارتباطی
communication device
U
دستگاه ارتباطی
communication protocol
U
پروتکل ارتباطی
answer/originate
U
رسانه ارتباطی
communication circuit
U
مدار ارتباطی
frontal association area
U
منطقه ارتباطی پیشانی
line of communications
U
خطوط ارتباطی زمین
band
U
مدار ارتباطی که سیگنال
receives
U
پذیرش داده از یک خط ارتباطی
receive
U
پذیرش داده از یک خط ارتباطی
bands
U
مدار ارتباطی که سیگنال
disrelation
U
عدم ارتباط بی ارتباطی
engineering circuit
U
کانال ارتباطی فنی
communication control character
U
کاراکتر کنترل ارتباطی
kits
U
جعبه ابزار یا وسایل جعبه وسایل
kit
U
جعبه ابزار یا وسایل جعبه وسایل
dedicated
U
خط ارتباطی برای کار خاص
air ground liaison code
U
کدهای ارتباطی زمینی وهوایی
channel
U
خط ارتباطی برای حمل سیگنالهای داده
answer
U
پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
channels
U
خط ارتباطی برای حمل سیگنالهای داده
answered
U
پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
path
U
مسیر از یک نقط ه در شبکه ارتباطی به دیگری
connect
U
اتصال دو نقط ه مدار یا شبکه ارتباطی
answering
U
پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
answers
U
پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
paths
U
مسیر از یک نقط ه در شبکه ارتباطی به دیگری
optical
U
سیستم ارتباطی با استفاده از فیبر نوری
channeled
U
خط ارتباطی برای حمل سیگنالهای داده
channeling
U
خط ارتباطی برای حمل سیگنالهای داده
channelled
U
خط ارتباطی برای حمل سیگنالهای داده
crosstalk
U
واسط بین دو کابل ارتباطی یا کانال
connects
U
اتصال دو نقط ه مدار یا شبکه ارتباطی
narrow band ISDN
U
نام دیگر سیستم ارتباطی ISDN
readied
U
خط وط ارتباطی یا وسایلی که منتظر دستیابی داده است
readies
U
خط وط ارتباطی یا وسایلی که منتظر دستیابی داده است
holdup
U
بازگشت یا نگهداری یک مقدار یا خط ارتباطی یا بخشی از حافظه
outputs
U
کانال ارتباطی که خروجی را به رسانه جانبی می برد
readying
U
خط وط ارتباطی یا وسایلی که منتظر دستیابی داده است
channels
U
کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند
analog
U
خط ارتباطی که خط وط آنالوگ مانند صوت را منتقل میکند
channeling
U
کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند
channeled
U
کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند
channel
U
کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند
ready
U
خط وط ارتباطی یا وسایلی که منتظر دستیابی داده است
positive
U
سیگنال ارتباطی که صحت یک پیام را بیان میکند
output
U
کانال ارتباطی که خروجی را به رسانه جانبی می برد
channelled
U
کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند
link
U
مسیر ارتباطی یا کانال بین دو قطعه یا وسیله
remoter
U
ایستگاه ارتباطی که توسط کامپیوترمرکزی قابل کنترل است
remotest
U
ایستگاه ارتباطی که توسط کامپیوترمرکزی قابل کنترل است
analog
U
خط ارتباطی که خط وط سیگنالهای آنالوگ مانند خط تلفن را منتقل میکند
adapter
U
وسیلهای که واسط CPU و یک یا چند کانال ارتباطی است
roams
U
حرکت به آسانی ودرارتباط با فرستنده ارتباطی بی سیم بودن
roaming
U
حرکت به آسانی ودرارتباط با فرستنده ارتباطی بی سیم بودن
roamed
U
حرکت به آسانی ودرارتباط با فرستنده ارتباطی بی سیم بودن
roam
U
حرکت به آسانی ودرارتباط با فرستنده ارتباطی بی سیم بودن
remote
U
ایستگاه ارتباطی که توسط کامپیوترمرکزی قابل کنترل است
connect
U
وضعیت یک مودم برای ارسال داده روی یک خط ارتباطی
head
U
وسیله ارتباطی بین آنتن و شبکه کابل تلویزیونی
analogue
U
خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند خط تلفن را منتقل می کنند
bridge
U
تط ابق اجزای ارتباطی تا اینکه قط ع برق با حداقل برسد
analogue
U
خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند صوت را منتقل می کنند
connects
U
وضعیت یک مودم برای ارسال داده روی یک خط ارتباطی
analogues
U
خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند خط تلفن را منتقل می کنند
analogues
U
خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند صوت را منتقل می کنند
bridges
U
تط ابق اجزای ارتباطی تا اینکه قط ع برق با حداقل برسد
bridged
U
تط ابق اجزای ارتباطی تا اینکه قط ع برق با حداقل برسد
congestion
U
وضعیتی که در آن نیازهای ارتباطی یا فرآیند ها بیشتر از توانایی مستقیم باشد
storing
U
سیستم ذخیره سیگنال کنترل ارتباطی در کامپیوتر به صورت برنامه
alternates
U
مسیر پبشتیبان در سیستم ارتباطی که در صورت مشکل استفاده میشود
alternated
U
مسیر پبشتیبان در سیستم ارتباطی که در صورت مشکل استفاده میشود
alternate
U
مسیر پبشتیبان در سیستم ارتباطی که در صورت مشکل استفاده میشود
balance
U
مدار الکتریکی که یک بار صحیح را روی خط ارتباطی قرار میدهد.
fixes
U
تابع هدایت ارتباطی که مسیرهای کارا یا نامناسب را در نظر نمیگیرد
store
U
سیستم ذخیره سیگنال کنترل ارتباطی در کامپیوتر به صورت برنامه
ccitt
U
انجمن بین المللی که پروتکلهای ارتباطی و استانداردها را معرفی می کنند
long haul network
U
شبکه ارتباطی بین کامپیوترهای دور با سیستم تلفن عمومی
hold
U
زمان سپری شده توسط مدار ارتباطی حین تماس
holds
U
زمان سپری شده توسط مدار ارتباطی حین تماس
clears
U
آزاد کردن خط ارتباطی وقتی ارسال تمام شده است
clearest
U
آزاد کردن خط ارتباطی وقتی ارسال تمام شده است
clearer
U
آزاد کردن خط ارتباطی وقتی ارسال تمام شده است
clear
U
آزاد کردن خط ارتباطی وقتی ارسال تمام شده است
base band
U
مدار ارتباطی که سیگنالهای محدود را در باند پایه ارسال کند
baseband
U
مدار ارتباطی که سیگنالهای محدود را در باند پایه ارسال کند
commonest
U
کانالی که به عنوان خط ارتباطی به چندین وسیله یا مدار به کار می رود
hitting
U
دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
common
U
کانالی که به عنوان خط ارتباطی به چندین وسیله یا مدار به کار می رود
balances
U
مدار الکتریکی که یک بار صحیح را روی خط ارتباطی قرار میدهد.
hits
U
دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
bsc
U
استاندارد برای اتصالات ارتباطی رسانههای با سرعت متوسط / بالا
fix
U
تابع هدایت ارتباطی که مسیرهای کارا یا نامناسب را در نظر نمیگیرد
handshaking
U
سیگنال ارسالی بین دو وسیله ارتباطی شامل آماده ارسال
hit
U
دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
commoners
U
کانالی که به عنوان خط ارتباطی به چندین وسیله یا مدار به کار می رود
landline
U
خط وط ارتباطی که از کابل برای اتصال فیزیکی و الکتریکی دو وسیله استفاده می کنند
asynchronous
U
ارتباطی که از hadshaking برای یکسان کردن ارسال داده استفاده می کنند
Shannon's Law
U
قانونی که بیشترین گنجایش محل اطلاعات را برای خط ارتباطی بیان کند
maps
U
نموداری که طرح داخل حافظه کامپیوتر یا نواحی ارتباطی را نشان میدهد
map
U
نموداری که طرح داخل حافظه کامپیوتر یا نواحی ارتباطی را نشان میدهد
end
U
کد نشان دهنده آخرین پایت بلاک داده ارسالی از طریق خط ارتباطی
ended
U
کد نشان دهنده آخرین پایت بلاک داده ارسالی از طریق خط ارتباطی
ends
U
کد نشان دهنده آخرین پایت بلاک داده ارسالی از طریق خط ارتباطی
test
U
آزمایش شبکه ارتباطی با ارسال حجم زیاد داده و پیام روی آن
tested
U
آزمایش شبکه ارتباطی با ارسال حجم زیاد داده و پیام روی آن
tests
U
آزمایش شبکه ارتباطی با ارسال حجم زیاد داده و پیام روی آن
leases
U
کانال ارتباطی مثل خط تلفن که برای استفاده اجاره شده است
lease
U
کانال ارتباطی مثل خط تلفن که برای استفاده اجاره شده است
saturation
U
آزمایش شبکه ارتباطی , با ارسال حجم بزرگ داده وپیام روی آن
GOSIP
U
استاندارد دولت آمریکا برای اطمینان از کار همزمان کامپیوترها و سیستمهای ارتباطی
storing
U
سیستم ارتباطی پست الکترونیکی که پیام را پیش از ارسال مجدد ذخیره میکند
adaptive channel allocation
U
تامین کانالهای ارتباطی طبق نیاز به جای استفاده از یک مکان دهی ثابت
communication
U
پردازندهای که چندین واسط و مدیریت بین کامپیوتر و کنترل خط وط ارتباطی برقرار میکند.
aux
U
مخفف برای پورت ارتباطی سریال تحت کنترل سیستم عامل DOS
switching
U
خط و مدار ارتباطی که در صورت نیاز ایجاد میشود و تا زمان لازم باقی می ماند
switching
U
نقط های در شبکه ارتباطی که پیام از خط وط و مدارهای مختلف در آنجا تنظیم می شوند
store
U
سیستم ارتباطی پست الکترونیکی که پیام را پیش از ارسال مجدد ذخیره میکند
traffics
U
اصط لاحی که تمام پیام ها و سیگنالهای پردازش شده سیستم را در ارتباطی شامل شود
network
U
شبکه ارتباطی بین کامپیوترهای راه دور که از سیستم تلفن عمومی استفاده می کنند
trafficking
U
اصط لاحی که تمام پیام ها و سیگنالهای پردازش شده سیستم را در ارتباطی شامل شود
trafficked
U
اصط لاحی که تمام پیام ها و سیگنالهای پردازش شده سیستم را در ارتباطی شامل شود
networks
U
شبکه ارتباطی بین کامپیوترهای راه دور که از سیستم تلفن عمومی استفاده می کنند
universal
U
کانال ارتباطی که امکان انتقال سریع بلاکهای داده به رسانه جانبی فراهم میکند
traffic
U
اصط لاحی که تمام پیام ها و سیگنالهای پردازش شده سیستم را در ارتباطی شامل شود
balances
U
خط ارتباطی که از هر سه توسط یک مدار متعادل بسته شده است تا از انعکاس سیگنال جلوگیری کند
gateway
U
اتصال میان دو شبکه نامتشابه کامپیوتری که دوشبکه ارتباطی متفاوت ومجزا را به هم وصل میکند
gateways
U
اتصال میان دو شبکه نامتشابه کامپیوتری که دوشبکه ارتباطی متفاوت ومجزا را به هم وصل میکند
pl/
U
زبان برنامه نویسی سطح بالا در کارهای ارتباطی و علمی روی کامپیوترهای بزرگ
balance
U
خط ارتباطی که از هر سه توسط یک مدار متعادل بسته شده است تا از انعکاس سیگنال جلوگیری کند
constructive trust
U
منظور مسئولیتی است که از حکم قانون ناشی میشود و ارتباطی به خواست شخص ندارد
Microcom Networking Protocol
U
سیستم تشخیص و تصحیح خطا سافت Microcom Inc که در مودم ها و نرم افزار ارتباطی به کار می رود
separate
U
استفاده از کانالهای ارتباطی مستقل در سیستمهای چندی کاناله برای ارسال داده کنترل وپیام ها
separates
U
استفاده از کانالهای ارتباطی مستقل در سیستمهای چندی کاناله برای ارسال داده کنترل وپیام ها
handshake
U
سیگنالهای ارسالی بین دو وسیله ارتباطی که آمادگی ارسال را بیان می کنند و نیز برای دریافت
handshakes
U
سیگنالهای ارسالی بین دو وسیله ارتباطی که آمادگی ارسال را بیان می کنند و نیز برای دریافت
separated
U
استفاده از کانالهای ارتباطی مستقل در سیستمهای چندی کاناله برای ارسال داده کنترل وپیام ها
contentions
U
سیستم کنترل ارتباطی که در آن وسیله باید منتظر زمان آزاد پیش از ارسال داده شود
contention
U
سیستم کنترل ارتباطی که در آن وسیله باید منتظر زمان آزاد پیش از ارسال داده شود
T committee
U
انجمن ANSI که استانداردهای ارتباطی دیجیتال برای آمریکا تنظیم میکند , به ویژه سرویسهای ISDN
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com