English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
charge sheet U ورقه حاوی مشخصات متهم
charge sheets U ورقه حاوی مشخصات متهم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
papered U ورقه مشخصات کشتی
papering U ورقه مشخصات کشتی
paper U ورقه مشخصات کشتی
papers U ورقه مشخصات کشتی
labeling U رکورد حاوی مشخصات فایل ذخیره شده
labelled U رکورد حاوی مشخصات فایل ذخیره شده
labels U رکورد حاوی مشخصات فایل ذخیره شده
label U رکورد حاوی مشخصات فایل ذخیره شده
headers U بخشی از داده در ابتدای نوار مغناطیسی که حاوی مشخصات
header U بخشی از داده در ابتدای نوار مغناطیسی که حاوی مشخصات
stations U نرم افزار و سخت افزار در مشخصات FDDJ که حاوی اطلاعات کنترل هستند
station U نرم افزار و سخت افزار در مشخصات FDDJ که حاوی اطلاعات کنترل هستند
stationed U نرم افزار و سخت افزار در مشخصات FDDJ که حاوی اطلاعات کنترل هستند
Yellow Book U مشخصات -CD ROM منتشر شده توسط Philips که حاوی قالب ذخیره سازی داده است و استاندارد ROM-CD XA را می پوشاند
arraign U احضار متهم زندانی به دادگاه جهت پاسخگویی به مفاد کیفرخواست تعقیب یا متهم کردن به طور اعم
foliate U ورقه شده ورقه ورقه شدن
provcation U در CL هرگاه برهیات منصفه ثابت شود که متهم در اثر فعل یا سخن یاهر دو تحریک شده باشدممکن است این موضوع باعث برائت متهم یا تجویز تخفیف بشود
marmolite U یک جور سنگ سماق ورقه ورقه که رنگ ان کمی سبزاست
flakiness U خاصیت چیزی که ورقه ورقه است
laminate U ورقه ورقه ورقه ورقه کردن
interlaminate U ورقه ورقه بین هم گذاردن
layer U مطبق کردن ورقه ورقه
to shell off U ورقه ورقه شدن ورامدن
layers U مطبق کردن ورقه ورقه
sheet U ورقه ورقه کردن ورقه
flaky U ورقه ورقه ورقه شونده
sheets U ورقه ورقه کردن ورقه
sheet U متورق ورقه ورقه
sheets U متورق ورقه ورقه
delaminate U ورقه ورقه شدن
exfoliate U ورقه ورقه شدن
exfoliaion U ورقه ورقه شدن
cleavages U ورقه ورقه شدگی
lamination U ورقه ورقه شدن
spall U ورقه ورقه کردن
laminate U ورقه ورقه شدن
cleavage U ورقه ورقه شدگی
copper foil U ورقه بسیار نازک مسی ورقه مسی زرورق مسی
envelopes U نام داده که حاوی پیام پستی است به همراه اطلاعات آدرس مقصد بسته کاغذ که حاوی نامهای است
envelope U نام داده که حاوی پیام پستی است به همراه اطلاعات آدرس مقصد بسته کاغذ که حاوی نامهای است
connexions U پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
connection U پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
master U 1-دیسکی که حاوی تمام فایلهای یک کار است . 2-دیکی که حاوی کد سیستم عامل کامپیوتر است که پیش از عملیات سیستم باید باز شود
masters U 1-دیسکی که حاوی تمام فایلهای یک کار است . 2-دیکی که حاوی کد سیستم عامل کامپیوتر است که پیش از عملیات سیستم باید باز شود
mastered U 1-دیسکی که حاوی تمام فایلهای یک کار است . 2-دیکی که حاوی کد سیستم عامل کامپیوتر است که پیش از عملیات سیستم باید باز شود
operation U ثباتی که حاوی در حین اجرا حاوی که اجرا باشد
arretted U متهم
culprit U متهم
accused U متهم
culprits U متهم
taxed with U متهم به
prisoner at the bar U متهم
cleavable U قابل شکافته شدن قابل ورقه ورقه شدن
denouncing U متهم کردن
denounces U متهم کردن
charge U متهم ساختن
denounced U متهم کردن
indicting U متهم کردن
charge U متهم کردن
indicted U متهم کردن
charges U متهم کردن
to give one the lie U متهم کردن
charges U متهم ساختن
indicts U متهم کردن
indict U متهم کردن
denounce U متهم کردن
plea of accused U مدافعات متهم
impeaching U متهم کردن
be charge with U متهم شدن به
bewary U متهم کردن
plea of accused U دفاع متهم
inculpate U متهم کردن
tax U متهم کردن
taxed U متهم کردن
taxes U متهم کردن
inculpable U متهم شدنی
incriminatory U متهم کننده
primary accused U متهم اصلی
criminator U متهم کننده
delate U متهم کردن
impeached U متهم کردن
impeaches U متهم کردن
accuse U متهم کردن
charged U متهم شده
accuses U متهم کردن
accuser U متهم کننده
accusers U متهم کننده
impeach U متهم کردن
criminiate U متهم بجایت کردن
criminate U متهم بجنایت کردن
committed for trial U تسلیم متهم به دادگاه
renounced U سرزنش یا متهم کردن
renounces U سرزنش یا متهم کردن
renounce U سرزنش یا متهم کردن
challenged U سرتافتن متهم کردن
challenge U سرتافتن متهم کردن
challenges U سرتافتن متهم کردن
accusable U قابل اتهام متهم
renouncing U سرزنش یا متهم کردن
incriminate U بگناه متهم کردن
dock U جایگاه متهم در دادگاه
docked U جایگاه متهم در دادگاه
incriminating U بگناه متهم کردن
incriminated U بگناه متهم کردن
second defendant U متهم ردیف دوم
incriminates U بگناه متهم کردن
docks U جایگاه متهم در دادگاه
definitions U مشخصات
paticular U مشخصات
characteristics U مشخصات
specs U مشخصات
identities U مشخصات
specifications U مشخصات
specification U مشخصات
particulars U مشخصات
definition U مشخصات
characteristic U مشخصات
identity U مشخصات
characteristically U مشخصات
circulars U لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
circular U لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
sef accusatory U متهم کننده نفس خود
redargue U متهم ساختن تکذیب کردن
to set up somebody [for something] U کسی بیگناه را متهم کردن
they accused him of the ft U اورابه دزدی متهم ساختند
to frame someone U کسی بیگناه را متهم کردن
filespec U مشخصات فایل
bale mark U مشخصات عدل
contract specification U مشخصات قرارداد
impedance characteristic U مشخصات امپدانس
spec U مشخصات بالا
rating plate U صفحه مشخصات
rating plate U پلاک مشخصات
technical specifications U مشخصات فنی
specification U دفترچه مشخصات
job specification U مشخصات شغلی
redirected U بازپرسی از شهود بعد ازبازجویی متهم
prisoner at the bar U کسیکه در نزد دادگاه متهم است
redirecting U بازپرسی از شهود بعد ازبازجویی متهم
redirects U بازپرسی از شهود بعد ازبازجویی متهم
redirect U بازپرسی از شهود بعد ازبازجویی متهم
format U حدود و مشخصات فرش
security U مشخصات کاربران مجاز
characteristics U مشخصات ومختصات وسایل
particulars U جزئیات خصوصیات مشخصات
target description U شرح مشخصات هدف
string U برچسب مشخصات یک رشته
particular specification U مشخصات ویژه در قرارداد
general specification U مشخصات عمومی قرارداد
ems U مشخصات حافظه گسترشی
ammunition data card U کارت مشخصات مهمات
embraceor U متهم به اعمال نفوذ درهیئت منصفه یا دادگاه
catalogued U فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
matrolinous U پارهای ازصفات و مشخصات از مادر
sourcing of suppliers U یافتن اسامی و مشخصات فروشندگان
header U اطلاعات مشخصات در ابتدای نوار
titles U مشخصات دیسک با توجه به محتوای آن
cataloguing U فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
characteristic U اندازه گیری مشخصات یک عنصر
characteristically U اندازه گیری مشخصات یک عنصر
describe U بیان مشخصات کسی یا چیزی
title U مشخصات دیسک با توجه به محتوای آن
enhanced expanded memory specification U مشخصات حافظه گسترشی پیشرفته
described U بیان مشخصات کسی یا چیزی
tidal tables U جداول مشخصات جذر و مددریا
damping charactristics U مشخصات خفه شدن ارتعاش
catalogues U فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
catalogue U فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
physical characteristics U مشخصات زمین خصوصیات بدنی
headers U اطلاعات مشخصات در ابتدای نوار
cataloged U فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
catalogs U فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
describing U بیان مشخصات کسی یا چیزی
describes U بیان مشخصات کسی یا چیزی
cataloging U فهرست و مشخصات کالاهای یک شرکت
co respondent U مردی که متهم بزنابازن شوهرداری بوده وباخودان زن یکجاموردتعیق
specification U یات مشخصات ساخته نشده باشد
specification U ی درباره تواناییهای برنامه , مشخصات و روش ها
badge reader U ماشینی که داده را از یک نشانه مشخصات می خواند
specific duties U عوارض گمرکی براساس مشخصات کالا
functional condition code U کد یا علامت مشخصات عمل کرد مهمات
per U طبق جزئیات که در مشخصات گفته شده
highest U وسیله با کیفیت بالا و مشخصات خوب
highs U وسیله با کیفیت بالا و مشخصات خوب
chip U طراحی و مشخصات یک عنصر روی یک قطعه
specification U درجه بالای دقت یا مشخصات زیاد
chips U طراحی و مشخصات یک عنصر روی یک قطعه
high U وسیله با کیفیت بالا و مشخصات خوب
He who excuses accuses himself. <proverb> U کسی که پوزش می خواهد خود را متهم می کند. [ضرب المثل]
Excuses always proceed from a guilty conscience. <proverb> U کسی که پوزش می خواهد خود را متهم می کند. [ضرب المثل]
A guilty conscience needs no accuser. <proverb> U کسی که پوزش می خواهد خود را متهم می کند. [ضرب المثل]
nemo tenetur se impum accusare U هیچ کس مجبور نیست خود رابه گناهی متهم کند
indicts U تعقیب متهم از طریق صدور کیفرخواست به وسیله دادگاه جنایی
indicting U تعقیب متهم از طریق صدور کیفرخواست به وسیله دادگاه جنایی
indicted U تعقیب متهم از طریق صدور کیفرخواست به وسیله دادگاه جنایی
indict U تعقیب متهم از طریق صدور کیفرخواست به وسیله دادگاه جنایی
streaking U ورقه
boarding U ورقه
tickets U ورقه
form U ورقه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com