Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 161 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
truster
U
ودیعه گذار اعتباردهنده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
deepositor
U
ودیعه گذار
depositor
U
ودیعه گذار مودع
trusts
U
ودیعه
trust
U
ودیعه
deposit
U
ودیعه
trusted
U
ودیعه
deposits
U
ودیعه
bailment
U
عقد ودیعه
trusts
U
ودیعه گذاشتن
trusts
U
امانت ودیعه
depositary
U
ودیعه گیر
trusted
U
ودیعه گذاشتن
lodgment
U
ودیعه گذاری
deposit
U
ذخیره ودیعه
lodgement
U
ودیعه گذاری
deposits
U
ذخیره ودیعه
trust
U
امانت ودیعه
trustees
U
ودیعه گیر
trustee
U
ودیعه گیر
reposit
U
ودیعه گذاردن
trust
U
ودیعه گذاشتن
trusted
U
امانت ودیعه
deposit with the bank
U
در بانک ودیعه گذاردن
deposit in the bank
U
در بانک به ودیعه گذاردن
deposit
U
ودیعه گذاشتن ذخیره کردن
lodgment or lodge
U
سپارش پول ودیعه گذاری
deposits
U
ودیعه گذاشتن ذخیره کردن
over-
U
گذار
transition
U
گذار
over
U
گذار
transitions
U
گذار
lowpass
U
پایین گذار
legiskative
U
قانون گذار
legislatress
U
قانون گذار زن
legislatrix
U
قانون گذار زن
lienee
U
وثیقه گذار
legator
U
میراث گذار
differentiator
U
فرق گذار
discriminator
U
فرق گذار
dotter
U
نقطه گذار
punctuator
U
نقطه گذار
encoder
U
رمز گذار
grader
U
نمره گذار
graduator
U
درجه گذار
grounder
U
کار گذار
grounder
U
پایه گذار
instaurator
U
بنیاد گذار
insurant
U
بیمه گذار
mark sense
U
نشان گذار
mortgagor
U
رهن گذار
nomographer
U
قانون گذار
tracklayer
U
ریل گذار
transit time
U
زمان گذار
transition period
U
دوره گذار
transition state
U
حالت گذار
zoogenic
U
بچه گذار
impressionistic
U
برداشت گذار
trend-setter
U
بدعت گذار
trend-setters
U
بدعت گذار
tracked layer
U
ریل گذار
tapper
U
توپی گذار
outdoor recreation
U
گشت و گذار
oviparous
U
تخم گذار
pawnor
U
رهن گذار
pledgor
U
رهن گذار
pledgor
U
وثیقه گذار
pracitcable
U
گذار کردنی
pricer
U
قیمت گذار
prizer
U
قیمت گذار
shelver
U
در قفسه گذار
shelver
U
در تاقچه گذار
space bar
U
فاصله گذار
spotter
U
خال گذار
auctioneer
U
حراج گذار
bypass
U
کنار گذار
bypassed
U
کنار گذار
bypasses
U
کنار گذار
bypassing
U
کنار گذار
swindlers
U
کلاه گذار
blazer
U
علامت گذار
investors
U
سرمایه گذار
legislators
U
قانون گذار
founder
U
بنیان گذار
auctioneers
U
حراج گذار
swindler
U
کلاه گذار
contributory
U
خراج گذار
innovator
U
بدعت گذار
innovators
U
بدعت گذار
founders
U
بنیان گذار
foundering
U
بنیان گذار
foundered
U
بنیان گذار
heretic
U
بدعت گذار
heretics
U
بدعت گذار
legislator
U
قانون گذار
blazers
U
علامت گذار
legislative
U
قانون گذار
insured
U
بیمه گذار
racers
U
مسابقه گذار
racer
U
مسابقه گذار
valuer
U
قیمت گذار
coder
U
رمز گذار
handlers
U
دسته گذار
handler
U
دسته گذار
crossing site
U
محل گذار
markers
U
نشان گذار
marker
U
نشان گذار
valuers
U
قیمت گذار
demographic transition
U
گذار جمعیت
marker pen
علامت گذار
salvers
U
مرهم گذار
depositor
U
امانت گذار
investor
U
سرمایه گذار
salver
U
مرهم گذار
accomodating
U
منت گذار
assessor
U
خراج گذار
bailer
U
امانت گذار
bailor
U
امانت گذار
reserve requirement
U
مقدار ودیعه مالی که هر بانک تجارتی در بانک مرکزی بایدداشته باشد
upfront payment
U
پول بیعانه
[پیش بها]
[پیش پرداخت]
[سپرده]
[ودیعه]
testator
U
شاهد میراث گذار
uniparous
U
هر باریک تخم گذار
subcaliber
U
تفنگ اثر گذار
net laying ship
U
کشتی تور گذار
dot generator
U
مولد خال گذار
miscreant
U
بدعت گذار خبیث
money lender
U
پول به بهره گذار
free capital
U
سرمایه گذار پولی
minelayer
U
ناو مین گذار
minelayer
U
کشتی مین گذار
mine layer
U
کشتی مین گذار
buoy tender
U
ناو بویه گذار
buoy tender
U
کشتی بویه گذار
dan layers
U
شناوه بویه گذار
dan runner
U
کشتی بویه گذار
position control
U
پیچ مرکز گذار
spacebar
U
کلید فاصله گذار
burst gate
U
لامپ پیام گذار
pathfinders
U
هواپیمای علامت گذار مسیر
spademan
U
نفر خرج گذار توپ
pathfinder
U
هواپیمای علامت گذار مسیر
truster
U
باور کننده امانت گذار
You are not pulling my leg , are you ?
U
نکند دار ؟ سر بسرم می گذار ؟
parentheses free nataton
U
نشان گذار بدون پرانتز
to mince matters
U
از گفتن راستی فرو گذار کردن
godmother
U
نام گذار بچه مادر خوانده روحانی
godmothers
U
نام گذار بچه مادر خوانده روحانی
range ladder
U
تنظیم تیربه روش نردبانی با شلیک گذار و کوتاه
loader
U
خرج گذار پر کننده توپ سمبه پر کن ماشین خاک بارکن
encrypt
U
تبدیل متن به حالت امن با استفاده از سیستم رمز گذار
nomothetes
U
کسیکه گماشته میشد تا درقانون تجدیدنظر نماید قانون گذار
encipher
U
تبدیل متعلق به کد محافظت شده توسط سیستم رمز گذار
sentinels
U
1-علامت گذار یا چاپگر بخش خاص داده .2-پرچمی که وضعیت ثبات را پس از عملیات ریاضی یا منط قی گزارش میدهد
sentinel
U
1-علامت گذار یا چاپگر بخش خاص داده .2-پرچمی که وضعیت ثبات را پس از عملیات ریاضی یا منط قی گزارش میدهد
winter
U
قشلاق کردن زمستانرا بر گذار کردن زمستانی
winters
U
قشلاق کردن زمستانرا بر گذار کردن زمستانی
financiers
U
سرمایه دار سرمایه گذار
crossing area
U
منطقه گذار منطقه پایاب
financier
U
سرمایه دار سرمایه گذار
depositor
U
صاحب سپرده سپرده گذار
zoogenous
U
بچه زا بچه گذار
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com