Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
lodgement
U
ودیعه گذاری
lodgment
U
ودیعه گذاری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
lodgment or lodge
U
سپارش پول ودیعه گذاری
Other Matches
trust
U
ودیعه
trusted
U
ودیعه
deposits
U
ودیعه
trusts
U
ودیعه
deposit
U
ودیعه
deepositor
U
ودیعه گذار
deposits
U
ذخیره ودیعه
bailment
U
عقد ودیعه
trust
U
امانت ودیعه
trusts
U
ودیعه گذاشتن
depositary
U
ودیعه گیر
trusted
U
امانت ودیعه
trusted
U
ودیعه گذاشتن
trusts
U
امانت ودیعه
trustees
U
ودیعه گیر
trustee
U
ودیعه گیر
trust
U
ودیعه گذاشتن
reposit
U
ودیعه گذاردن
deposit
U
ذخیره ودیعه
depositor
U
ودیعه گذار مودع
deposit in the bank
U
در بانک به ودیعه گذاردن
deposit with the bank
U
در بانک ودیعه گذاردن
truster
U
ودیعه گذار اعتباردهنده
deposits
U
ودیعه گذاشتن ذخیره کردن
deposit
U
ودیعه گذاشتن ذخیره کردن
residential investments
U
سرمایه گذاری مسکن سرمایه گذاری به شکل خانههای مسکونی
acceleration principle
U
یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
desired investment
U
سرمایه گذاری مطلوب سرمایه گذاری مورد نظر
punctuation marks
U
علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
punctuation mark
U
علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
overcapitalization
U
سرمایه گذاری بیش ازحد سرمایه گذاری افراطی
cooperative scorer
U
بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
unintended investment
U
سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
reserve requirement
U
مقدار ودیعه مالی که هر بانک تجارتی در بانک مرکزی بایدداشته باشد
upfront payment
U
پول بیعانه
[پیش بها]
[پیش پرداخت]
[سپرده]
[ودیعه]
public
U
روش رمز گذاری داده که از یک کلید برای رمز گذاری و کلید دیگر برای رمز گشایی استفاده میکند
fuze
U
ماسوره گذاری کردن چاشنی مواد منفجره چاشنی چاشنی گذاری کردن
fuzing
U
چاشنی گذاری چاشنی گذاری کردن
lineation
U
خط گذاری
indention
U
تو گذاری
coding
U
کد گذاری
costing
U
هزینه گذاری
invest
U
سرمایه گذاری
costing
U
قیمت گذاری
sanding
U
ماسه گذاری
pointing
U
نقطه گذاری
filling
U
لایی گذاری
ovulation
U
تخمک گذاری
scaling
U
مقیاس گذاری
investment
U
سرمایه گذاری
collocation
U
باهم گذاری
exposures
U
درمعرض گذاری
invested
U
سرمایه گذاری
investing
U
سرمایه گذاری
invests
U
سرمایه گذاری
signallzation
U
علامت گذاری
fillings
U
لایی گذاری
pagination
U
صفحه گذاری
grading
U
نمره گذاری
scale factor
U
مقیاس گذاری
frustrations
U
عقیم گذاری
financing
U
سرمایه گذاری
frustration
U
عقیم گذاری
insulation
U
عایق گذاری
sedimentation
U
لایه گذاری
sequencing
U
ترتیب گذاری
sedimentation
U
رسوب گذاری
enterprises
U
سرمایه گذاری
finances
U
سرمایه گذاری
scoring
U
نمره گذاری
pricing
U
قیمت گذاری
policy-making
U
سیاست گذاری
policy making
U
سیاست گذاری
coronations
U
تاج گذاری
coronation
U
تاج گذاری
legislation
U
قانون گذاری
discrimination
U
فرق گذاری
earmarking
U
علامت گذاری
finance
U
سرمایه گذاری
financed
U
سرمایه گذاری
enterprise
U
سرمایه گذاری
limit of load
U
حد بار گذاری
dimensioning
U
اندازه گذاری
ingravescence
U
رو بشدت گذاری
demomination
U
نام گذاری
dateline
U
تاریخ گذاری
cupellation
U
قال گذاری
petarder
U
مامورخرج گذاری پل
codes and codification
U
علامت گذاری
prefixion
U
پیش گذاری
prefixion
U
سرواژه گذاری
capitalization
U
سرمایه گذاری
prefixture
U
پیش گذاری
prefixture
U
جلو گذاری
prefixture
U
سرواژه گذاری
disposure
U
درمعرض گذاری
nomography
U
فن قانون گذاری
nomographer
U
قانون گذاری
lable
U
جهت گذاری
inunction
U
مرهم گذاری
interposition
U
پا میان گذاری
mark sensing
U
نشان گذاری
imposition of hands
U
دست گذاری
minelaying
U
مین گذاری
idegraphy
U
نشان گذاری
iatraliptics
U
مرهم گذاری
hypothecation
U
رهن گذاری
hypothecation
U
گرو گذاری
hyphenation
U
خط تیره گذاری
nomenclauture
U
نام گذاری
preterition
U
فرو گذاری
aggradation
U
ابرفت گذاری
lettering
U
حروف گذاری
valuation
U
ارزش گذاری
edgings
U
لبه گذاری
edging
U
لبه گذاری
trapping
U
تله گذاری
insertion
U
جوف گذاری
valuations
U
ارزش گذاری
coding
U
علامت گذاری
prochronism
U
جلوترتاریخ گذاری
impressions
U
نشان گذاری
impression
U
نشان گذاری
spacing
U
فاصله گذاری
mining
U
مین گذاری
numbering
U
شماره گذاری
puncuation
U
نقطه گذاری
prefixion
U
جلو گذاری
indentations
U
دندانه گذاری
indentation
U
دندانه گذاری
piping
U
لوله گذاری
coding
U
کد گذاری چیزی
investments
U
سرمایه گذاری
wicking
U
فتیله گذاری
tubing
U
لوله گذاری
casing
U
لوله گذاری
casings
U
لوله گذاری
juxtaposition
U
پهلوی هم گذاری
synthesizing
U
هم گذاری کردن
synthesizes
U
هم گذاری کردن
synthesized
U
هم گذاری کردن
synthesize
U
هم گذاری کردن
synthesising
U
هم گذاری کردن
synthesises
U
هم گذاری کردن
synthesised
U
هم گذاری کردن
weft insertion
U
پود گذاری
masking
U
نقاب گذاری
punctuation
U
نقطه گذاری
synthesis
U
هم گذاری اختلاط
headings
U
عنوان گذاری
heading
U
عنوان گذاری
settings
U
کار گذاری
setting
U
کار گذاری
ovulations
U
تخمک گذاری ها
notation
U
نشان گذاری
notations
U
نشان گذاری
syntheses
U
هم گذاری اختلاط
nominations
U
نام گذاری
nomination
U
نام گذاری
indents
U
دندانه گذاری
indenting
U
دندانه گذاری
indent
U
دندانه گذاری
padding
U
لایی گذاری
indexing
U
شاخص گذاری
marking
U
علامت گذاری
encoding
U
رمز گذاری
denomination
U
نام گذاری
load
U
فشنگ گذاری
devise
U
ارث گذاری
structuralization
U
بنیان گذاری
denominations
U
نام گذاری
demarcation
U
علامت گذاری
marks
U
علامت گذاری
devised
U
ارث گذاری
devises
U
ارث گذاری
mark
U
علامت گذاری
devising
U
ارث گذاری
loading
U
بار گذاری
markings
U
علامت گذاری
undervaluation
U
کم ارزش گذاری
loads
U
فشنگ گذاری
exposure
U
درمعرض گذاری
mark
U
علامت گذاری کردن
christen
U
نام گذاری کردن
christened
U
نام گذاری کردن
denture
U
دندان مصنوعی گذاری
christens
U
نام گذاری کردن
designation system
U
سیستم علامت گذاری
padding
U
پیمایش لایه گذاری
to lay the track
U
ریل گذاری کردن
loading speed
U
سرعت بار گذاری
opportunity to invest
U
فرصت سرمایه گذاری
over investment
U
سرمایه گذاری بیش از حد
share holding
U
سرمایه گذاری در سهام
tactical minning
U
مین گذاری تاکتیکی
fund
U
سرمایه گذاری کردن
paragraph
U
فاصله گذاری کردن
paragraphs
U
فاصله گذاری کردن
differential scoring
U
نمره گذاری افتراقی
deposits
U
سرمایه گذاری کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com