English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
brutify U وحشی یا حیوان صفت کردن وحشی شدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
brutalised U وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalises U وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalising U وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalize U وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalized U وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalizes U وحشی یا حیوان صفت کردن
brutalizing U وحشی یا حیوان صفت کردن
Other Matches
wildling U حیوان وحشی
feral U حیوان شکاری وحشی
brutal U حیوان صفت وحشی
spoons U طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spoon U طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spooning U طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
spooned U طعمه فلزی قاشقی شکل ماهیگیری نشانههای وجود داشتن حیوان وحشی
wild fowl U مرغان وحشی پرندگان وحشی
ferae naturae U وحشی ذاتا وحشی
barbarise U وحشی کردن
savage U وحشی کردن
savaged U وحشی کردن
savages U وحشی کردن
savaging U وحشی کردن
barbarize U وحشی کردن
barbarise U وحشی گری کردن
zootechnics U فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
zootechny U فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
desert U [طراحی محوطه سازی در قرن هجدهم میلادی با نگاه کردن به طبیعت وحشی و دست نخورده]
barbaric U وحشی
unmannerly U وحشی
ruttish U وحشی
ungovernable U وحشی
ferocious U وحشی
truculent U وحشی
barbarous U وحشی
sylvatic U وحشی
Gothic U وحشی
wild U وحشی
savaging U وحشی
hare brained U وحشی
uncivilized U وحشی
undaunted U وحشی
gris U وحشی
anthropophagus U وحشی
rambunctious U وحشی
savage U وحشی
feral U وحشی
unshapen U وحشی
boarish U وحشی
savaged U وحشی
wilds U وحشی
wildest U وحشی
ruffians U وحشی
ruffian U وحشی
ferine U وحشی
savages U وحشی
unshaped U وحشی
on the same p as the savages U درترازو وحشی ها
fellness U وحشی گری
wildness U وحشی گری
bestiality U وحشی گری
wild rice U برنج وحشی
onion couch U یکجور جو وحشی
onion grass U یکجور جو وحشی
wildlife U حیوانات وحشی
mustang U اسب وحشی
farouche U وحشی صفت
gothicism U وحشی گری
bullock U گوساله وحشی
wildcat U گربه وحشی
wildcats U گربه وحشی
feral child U کودک وحشی
horsemint U نعناع وحشی
imbrute U وحشی شدن
buffalo U گاو وحشی
manlike U جنس نر وحشی
buffaloes U گاو وحشی
uncivil U وحشی بی ادب
uncivilly U وحشی بی ادب
bullocks U گوساله وحشی
parsnip U هویج وحشی
brutalises U وحشی شدن
brutalising U وحشی شدن
brutalize U وحشی شدن
brutalized U وحشی شدن
savaging U وحشی شدن
brutalizes U وحشی شدن
brutalizing U وحشی شدن
wildfowl U اردک وحشی
gross U وحشی توده
savages U وحشی شدن
charlock U خردل وحشی
parsnip U زردک وحشی
parsnips U هویج وحشی
parsnips U زردک وحشی
cheetah U یوزپلنگ وحشی
cheetahs U یوزپلنگ وحشی
mallard U اردک وحشی
toadflax U کتان وحشی
savage U وحشی شدن
Wild West U غرب وحشی
savaged U وحشی شدن
brutalised U وحشی شدن
mallards U اردک وحشی
headache U خشخاش وحشی
semi barbarian U نیم وحشی
saracen U کافر وحشی
headaches U خشخاش وحشی
tiger cat U گربه وحشی
grossing U وحشی توده
grossest U وحشی توده
grosses U وحشی توده
grosser U وحشی توده
grossed U وحشی توده
leopards U پلنگ گربه وحشی
leopard U پلنگ گربه وحشی
madcap U ادم بی پروا و وحشی
ruffianly U گردن کلفت وحشی
marijuana U تنباکوی وحشی بیابانی
perfection of savagery U کمال وحشی گری
perfection of savagery U نهایت وحشی گری
wild beasts U جانوران وحشی وحوش
mallard U نوعی مرغابی وحشی
mallards U نوعی مرغابی وحشی
barbarian U ادم وحشی یابربری
marihuana U تنباکوی وحشی بیابانی
greylag U غاز وحشی اروپایی
the african savages وحشی های آفریقا
gooseberry bush U درخت انگور وحشی
styrax U بوته وحشی جاوی
troglodyte U انسانهای غارنشین وحشی
buff U گاو وحشی زردنخودی
buffs U گاو وحشی زردنخودی
sheldrake U اردک وحشی دریایی
ferocity U وحشی گری سبعیت
barbarians U ادم وحشی یابربری
caprifig U درخت انجیر وحشی
barbarize U بیگانه یا وحشی شدن
wildfowler U شکارچی غاز وحشی
wild parsley U انواع هویج وحشی
brent U یکجورغاز وحشی کوچک
polecat U موش خرمای وحشی اروپایی
warren U محل نگهداری حیوانات وحشی
polecats U موش خرمای وحشی اروپایی
masterwort U سنبل ختایی جاوه وحشی
reclaim animal U حیوانات وحشی تربیت شده
wilding U گیاه یا میوه خودرو وحشی
passenger pigeon U کبوتر وحشی امریکای شمالی
charreada U سواری مکزیکی اسب وحشی
catamountain U ادم پس کوهی و وحشی صفت
catamount U ادم پس کوهی و وحشی صفت
wild eyed U دارای چشمان وحشی وخیره
warrens U محل نگهداری حیوانات وحشی
cougars U گربه وحشی پشمالو یوزپلنگ امریکایی
diana U الههء ماه وشکار حیوانات وحشی
cougar U گربه وحشی پشمالو یوزپلنگ امریکایی
to have the wild stag's foot <idiom> U در چابکی پای آهوی وحشی داشتن.
saddle bronc riding U سواری بر اسب وحشی برای 01 ثانیه
kheda U کدا:خانهای که فیلهای وحشی رادران گرفتارمیسازند
passanger U شاهین وحشی جوان را هنگام مهاجرت گرفتن
roughrider U سوار کار ماهر اسبهای چموش و وحشی
agriology U مطاله و تطبیق اداب و رسوم قبایل وحشی
razorback U خوک نیمه وحشی دورگه جنوب شرقی اتازونی
bareback riding U سواری بدون زین برای 8ثانیه بر اسب وحشی
pandours or doors U امنیه وحشی درنده خو که درسال 1471 تشکیل شد وچندی پس از ان جز ارتش اطریش گردید
fetishes U اشیاء یاموجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده وموردپرستش قرارمی گرفتند بت
fetish U اشیاء یاموجوداتی که بعقیده اقوام وحشی دارای روح بوده وموردپرستش قرارمی گرفتند بت
heathenize U کافر کردن و وحشی کردن کافر شدن
honks U صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honked U صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honk U صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honking U صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
pigsticking U شکار گراز وحشی با نیزه گراز کشی
safflower U گل رنگ [این گیاه صورت وحشی در کشورهای مختلف رشد می کند. در ایران در خراسان و تبریز وجود دارد. از گلبرگ ها رنگینه زرد استخراج می کنند.]
succory U کاسنی تلخ کاسنی وحشی
wildling U گیاه وحشی گیاه خودرو
Neanderthal U وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
imbrute U حیوان صفت کردن
snails U وقت تلف کردن انسان یا حیوان تنبل وکندرو
to live like animals [in a place] U مانند حیوان زندگی کردن [اصطلاح تحقیر کننده ]
snail U وقت تلف کردن انسان یا حیوان تنبل وکندرو
living creatuse U حیوان
animals U حیوان
animal U حیوان
beasts U حیوان
beast U حیوان
frying U حیوان نوزاد
lost animal U حیوان ضاله
zoophobia U حیوان هراسی
fries U حیوان نوزاد
fry U حیوان نوزاد
bestiality U حیوان صفتی
lost animal U حیوان گمشده
beastly U حیوان صفت
zootheism U حیوان پرستی
option of animals U خیار حیوان
pack animal U حیوان باربر
pack animals U حیوان باربر
bough U شانه حیوان
kittens U بچه حیوان
kitten U بچه حیوان
zoology U حیوان شناسی
brute U حیوان صفت
animalization U تبدیل به حیوان
beast of burden U حیوان باربری
beastby U حیوان صفت
mavericks U حیوان بیصاحب
boughs U شانه حیوان
brute U جانور حیوان
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com