English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (30 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
capsize U واژگون کردن قایق
capsized U واژگون کردن قایق
capsizes U واژگون کردن قایق
capsizing U واژگون کردن قایق
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
turn turtle U واژگون شدن ناو یا قایق
capsizes U واژگون کردن کشتی واژگون شدن
capsize U واژگون کردن کشتی واژگون شدن
capsizing U واژگون کردن کشتی واژگون شدن
capsized U واژگون کردن کشتی واژگون شدن
to keel over U واژگون کردن
upsets U واژگون کردن
rock the boat <idiom> U واژگون کردن
upsetting U واژگون کردن
overturned U واژگون کردن
upset U واژگون کردن
overturns U واژگون کردن
overturn U واژگون کردن
toppled U برگشتن واژگون کردن
overturns U واژگون کردن برانداختن
overturn U واژگون کردن برانداختن
topple U برگشتن واژگون کردن
overturned U واژگون کردن برانداختن
topples U برگشتن واژگون کردن
toppling U برگشتن واژگون کردن
subverting U درون واژگون سازی کردن
subvert U درون واژگون سازی کردن
subverted U درون واژگون سازی کردن
subverts U درون واژگون سازی کردن
to turn over U واژگون کردن کارکردن دراوردن
canopies U روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
canopy U روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
reversed U نقض کردن واژگون کردن
reverse U نقض کردن واژگون کردن
reverses U نقض کردن واژگون کردن
reversing U نقض کردن واژگون کردن
lubber's line U علامت روی قطبنمای قایق نشاندهنده قسمت جلو و عقب قایق
backwind U حرکت قایق در وضعی که باداثر نامساعد نسبت به بادبان قایق بعدی داشته باشد
upside down U واژگون
overturning U واژگون
topsy turvy U واژگون
subversive U واژگون
topsy-turvy U واژگون
subversives U واژگون
tacks U سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tack U سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacking U سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacked U سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
swamp U غرق کردن قایق
broached U سوراخ کردن قایق
broach U سوراخ کردن قایق
swamped U غرق کردن قایق
broaches U سوراخ کردن قایق
boat U قایق رانی کردن
barged U با قایق حمل کردن
swamps U غرق کردن قایق
swamping U غرق کردن قایق
boats U قایق رانی کردن
broaching U سوراخ کردن قایق
barge U با قایق حمل کردن
barges U با قایق حمل کردن
overset U واژگون ساختن
subvert U واژگون ساختن
upsetter U واژگون کننده
purl U واژگون شدن
overturned U واژگون سازی
overturn U واژگون سازی
to turn turtle U واژگون شدن
purled U واژگون شدن
eversible U واژگون شدنی
subverted U واژگون ساختن
converse U واژگون وارونه
eversion U واژگون سازی
conversed U واژگون وارونه
converses U واژگون وارونه
conversing U واژگون وارونه
overturns U واژگون سازی
purls U واژگون شدن
turn over U واژگون شدگی
subverts U واژگون ساختن
purling U واژگون شدن
subverting U واژگون ساختن
cast off U باز کردن طناب قایق
scow U با قایق چهارگوش حمل کردن
ground tackle U وسیله مهار کردن قایق
bail U عمل خارج کردن اب قایق
ship water U نفوذ کردن اب بداخل قایق
reversals U واژگون سازی واژگونی
reversal U واژگون سازی واژگونی
inverting U انحراف سخن واژگون
invert U انحراف سخن واژگون
keels U واژگون شدن افتادن
keel U واژگون شدن افتادن
inverts U انحراف سخن واژگون
steamboat U قایق بخاری باکشتی بخارسفر کردن
lighter U با قایق باری کالا حمل کردن
mooring U نقطه مهار کردن قایق به ساحل
lighters U با قایق باری کالا حمل کردن
foldboat U قایق قابل جدا کردن قطعات وبستن ان
port U بزرگ کردن لوله اگزاست سمت چپ قایق
head off U دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
head down U دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
mooring line U طناب برای مهار کردن قایق به ساحل
inside out <idiom> U داخل به خارج برگشتن ،واژگون شدن
upset _ U واژگونی واژگون سازی اشفتگی اضطراب
boat space U فضای بار موجود در قایق محوطه بار قایق
cable U طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
cabled U طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
spill wind U سست کردن بادبان برای جلوگیری از تمایل قایق به یک سمت
irreversibly U چنانکه نتوان دگرگون یا واژگون ساخت یا لغو نمود
traveler U میله فلزی عقب قایق با حلقه برای وصل کردن طناب بادبان
showboat U قایق دارای صحنه نمایش نمایش در قایق
ballast U هرچیز سنگینی چون شن و ماسه که در ته کشتی میریزند تا از واژگون شدنش جلوگیری کند
scooter U روروک مخصوص بچه ها قایق موتوری ته پهن روروک سواری کردن
scooters U روروک مخصوص بچه ها قایق موتوری ته پهن روروک سواری کردن
tackled U درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackling U درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackles U درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackle U درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
lighter U قایق
boat U قایق
boat tail U دم قایق
barges U قایق
boats U قایق
barge U قایق
barged U قایق
caique U قایق
boatdeck U پل قایق
lighters U قایق
bilge U کف قایق
outboard U قایق
ferry boat U قایق
ark U قایق
boat hails U شناسایی قایق
hulls U بدنه قایق
hold water U قایق ایست
boat call U مخابره با قایق
foldboat U قایق تاشو
hydrofoils U قایق هواناو
hydrofoils U قایق پرنده
hydrofoil U قایق هواناو
hydrofoil U قایق پرنده
fore end aft U درطول قایق
life boad U قایق نجات
beaching gear U سرسره قایق
fisherman's anchor U لنگر قایق
hull U بدنه قایق
ice boat U قایق یخ شکن
boat gang U نگهبان قایق
single U قایق یک نفره
service craft U قایق گشتی
forwarded U جلو قایق
aft U عقب قایق
forward U جلو قایق
boatchock U زین قایق
assault boat U قایق هجومی
iceboat U قایق یخ شکن
icebreaker U قایق یخ شکن
single banked boat U قایق تک پارو زن
lifeboat U قایق نجات
boat anchor U لنگر قایق
motorboats U قایق موتوری
gasboat U قایق موتوری
ferried U قایق موتوری
ferries U قایق موتوری
ferry U قایق موتوری
ferrying U قایق موتوری
boat-hook U هوک قایق
motorboat U قایق موتوری
boat-hook U چنگک قایق
gunwale U لبه قایق
lifeboats U قایق نجات
boat boom U بوم قایق
boat-hooks U چنگک قایق
sloop U قایق جنگی
sloop U قایق یک دکله
soling U قایق با 3 سرنشین
boat-hooks U هوک قایق
boat hook U چنگک قایق
motorboat engine U قایق موتوری
motor sailer U قایق موتوردار
boat pool U حوضچه قایق
The boat sank. U قایق غرق شد
boat skids U گهواره قایق
boat tail U پاشنه قایق
monohull U قایق با یک بدنه
swamp U به گل نشستن قایق
rhinos U قایق باربر
aboard U روی قایق
swamped U به گل نشستن قایق
boat plug U پیته قایق
rafts U قایق باری
rhino U قایق باربر
sailboats U قایق بادی
sailboats U قایق بادبانی
sailboat U قایق بادی
sailboat U قایق بادبانی
schooners U قایق دو دگلی
schooner U قایق دو دگلی
swamps U به گل نشستن قایق
swamping U به گل نشستن قایق
boat painter U طناب قایق
night boat U قایق اماده
galley U اشپزخانه قایق
fore U جلوی قایق
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com