Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 211 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
overturn
U
واژگون سازی
overturned
U
واژگون سازی
overturns
U
واژگون سازی
eversion
U
واژگون سازی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
subvert
U
درون واژگون سازی کردن
subverted
U
درون واژگون سازی کردن
subverting
U
درون واژگون سازی کردن
subverts
U
درون واژگون سازی کردن
reversal
U
واژگون سازی واژگونی
reversals
U
واژگون سازی واژگونی
upset _
U
واژگونی واژگون سازی اشفتگی اضطراب
Other Matches
capsize
U
واژگون کردن کشتی واژگون شدن
capsizing
U
واژگون کردن کشتی واژگون شدن
capsized
U
واژگون کردن کشتی واژگون شدن
capsizes
U
واژگون کردن کشتی واژگون شدن
rectification
U
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
subversives
U
واژگون
upside down
U
واژگون
topsy turvy
U
واژگون
subversive
U
واژگون
overturning
U
واژگون
topsy-turvy
U
واژگون
overturn
U
واژگون کردن
conversed
U
واژگون وارونه
rock the boat
<idiom>
U
واژگون کردن
converses
U
واژگون وارونه
eversible
U
واژگون شدنی
conversing
U
واژگون وارونه
overturns
U
واژگون کردن
overturned
U
واژگون کردن
purling
U
واژگون شدن
purl
U
واژگون شدن
purled
U
واژگون شدن
converse
U
واژگون وارونه
upset
U
واژگون کردن
upsets
U
واژگون کردن
to keel over
U
واژگون کردن
subverted
U
واژگون ساختن
to turn turtle
U
واژگون شدن
turn over
U
واژگون شدگی
upsetting
U
واژگون کردن
subvert
U
واژگون ساختن
purls
U
واژگون شدن
upsetter
U
واژگون کننده
subverting
U
واژگون ساختن
subverts
U
واژگون ساختن
overset
U
واژگون ساختن
capsize
U
واژگون کردن قایق
capsizes
U
واژگون کردن قایق
toppling
U
برگشتن واژگون کردن
topples
U
برگشتن واژگون کردن
capsized
U
واژگون کردن قایق
capsizing
U
واژگون کردن قایق
inverts
U
انحراف سخن واژگون
topple
U
برگشتن واژگون کردن
overturn
U
واژگون کردن برانداختن
toppled
U
برگشتن واژگون کردن
overturns
U
واژگون کردن برانداختن
inverting
U
انحراف سخن واژگون
keels
U
واژگون شدن افتادن
keel
U
واژگون شدن افتادن
overturned
U
واژگون کردن برانداختن
invert
U
انحراف سخن واژگون
to turn over
U
واژگون کردن کارکردن دراوردن
turn turtle
U
واژگون شدن ناو یا قایق
inside out
<idiom>
U
داخل به خارج برگشتن ،واژگون شدن
irreversibly
U
چنانکه نتوان دگرگون یا واژگون ساخت یا لغو نمود
calculating
U
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
U
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
ballast
U
هرچیز سنگینی چون شن و ماسه که در ته کشتی میریزند تا از واژگون شدنش جلوگیری کند
ordnance plant
U
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger
U
الت کنگره سازی یادندانه سازی
pre-treatment
U
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
U
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
imagery
U
مجسمه سازی شبیه سازی
irritancy
U
پوچ سازی باطل سازی
formularization
U
کوتاه سازی ضابطه سازی
frustration
U
خنثی سازی محروم سازی
frustrations
U
خنثی سازی محروم سازی
ouster
U
بی بهره سازی محروم سازی
subjugation
U
مقهور سازی مطیع سازی
erasable
U
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saves
U
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved
U
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save
U
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression
U
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sorted
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hits
U
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit
U
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting
U
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic
U
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
reverses
U
نقض کردن واژگون کردن
reversed
U
نقض کردن واژگون کردن
reversing
U
نقض کردن واژگون کردن
reverse
U
نقض کردن واژگون کردن
dump
U
1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
Indeo
U
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
external
U
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
externals
U
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
tipper
U
کج کننده واژگون کننده
retortion
U
کج سازی
local anasthesia
U
سر سازی
individualising
U
تک سازی
individualize
U
تک سازی
individualises
U
تک سازی
individualized
U
تک سازی
individualization
U
تک سازی
individuation
U
تک سازی
bridgework
U
پل سازی
padding
U
له سازی
bridge building
U
پل سازی
individualizing
U
تک سازی
stylization
U
مد سازی
individualizes
U
تک سازی
retortion
U
خم سازی
flooring
U
کف سازی
flection
U
خم سازی
idolization
U
بت سازی
individualised
U
تک سازی
compaction
U
تو پر سازی
repk lection
U
پر سازی
truncation
U
بی سر سازی
pavements
U
کف سازی
pavement
U
کف سازی
deflexion
U
خم سازی
storage
U
ذخیره سازی
arrefication
U
رقیق سازی
the drama
U
فن شبیه سازی
arrefication
U
لطیف سازی
asphalt paving
U
جاده سازی
road building
U
جاده سازی
road construction
U
جاده سازی
atomization
U
ریز سازی
accommodations
U
برون سازی
unification
U
یکی سازی
beadwork
U
تسبیح سازی
activation barrier
U
سد فعال سازی
ordering
U
مرتب سازی
manifestations
U
اشکار سازی
manifestation
U
اشکار سازی
acidification
U
اسید سازی
urbanization
U
شهری سازی
suppression
U
موقوف سازی
afforestment
U
جنگل سازی
anabiosis
U
زنده سازی
anonymization
U
گمنام سازی
aromatization
U
معطر سازی
decentralization
U
نامتمرکز سازی
aromatization
U
عطر سازی
activation
U
فعال سازی
balladry
U
تصنیف سازی
deallocation
U
ازاد سازی
deactivation
U
بی اثر سازی
de escalation
U
محدود سازی
de energize
U
بی برق سازی
dazzlement
U
خیره سازی
dactyliography
U
نگین سازی
curriery
U
چرم سازی
crystallization
U
بلور سازی
countersink
U
خزینه سازی
cooperage
U
پیت سازی
cooperage
U
چلیک سازی
coordination
U
هماهنگ سازی
confectionary
U
شیرینی سازی
debilitation
U
ناتوان سازی
dilution
U
رقیق سازی
die shop
U
حدیده سازی
die making
U
حدیده سازی
detersion
U
پاک سازی
derichment
U
رقیق سازی
deprival
U
بی بهره سازی
denudation
U
برهنه سازی
denaturation
U
مصنوعی سازی
defeasance
U
باطل سازی
deep foundation
U
پی سازی در عمق
decryption
U
اشکار سازی
deconditioning
U
ناشرطی سازی
conceptualization
U
مفهوم سازی
computer simulation
U
شبیه سازی
compactions
U
فشرده سازی
capital building
U
سرمایه سازی
canalization
U
کانال سازی
canalization
U
ابراه سازی
canalization
U
مجرا سازی
calico printing
U
چیت سازی
calcination
U
اهک سازی
cabinetwork
U
مبل سازی
cabinetwork
U
قفسه سازی
brick works
U
اجر سازی
bonification
U
به سازی محیط
bellfounding
U
زنگ سازی
belittlement
U
کم ارزش سازی
capitalization
U
سرمایه سازی
carbonize
U
کربن سازی
compaction
U
فشرده سازی
coking time
U
زمان کک سازی
coking period
U
زمان کک سازی
coking chamber
U
اطاقک کک سازی
christianization
U
عیسوی سازی
channelization
U
تنگه سازی
channelization
U
مجرا سازی
channelization
U
ترعه سازی
ceiling construction
U
سقف سازی
cavitation
U
حفره سازی
cartwright's shop
U
دوچرخه سازی
carnification
U
گوشت سازی
carcassing
U
اسکلت سازی
bedevilment
U
شیطان سازی
accommodation
U
برون سازی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com