English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 50 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
power volleyball U والیبال قدرتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
power games U بازی قدرتی
power game U بازی قدرتی
swing from one's heels U ضربههای قدرتی
eia U استانداردی که سیگنالهای واسط را تعریف میکند و نیز نرخ ارسال و قدرتی که برای ارتباط ترمینال به مودم ها به کار می رود
volley ball U والیبال
volleyball U والیبال
widest U خط کناری والیبال
wider U خط کناری والیبال
volleyball U بازی والیبال
volleyball court U زمین والیبال
volleyball net U تور والیبال
wide U خط کناری والیبال
back line player U بازیگر خط عقب والیبال
change of service U تعویض سرویس والیبال
height of the volleyball net U بلندای تور والیبال
hook service U سرویس برگردان والیبال
rolls U چرخش توپ والیبال
referees U داور بالای والیبال
refereeing U داور بالای والیبال
baseline U خط انتهای زمین والیبال
baselines U خط انتهای زمین والیبال
refereed U داور بالای والیبال
referee U داور بالای والیبال
rolled U چرخش توپ والیبال
roll U چرخش توپ والیبال
forwards U سه بازیگر جلوی تور والیبال
contact with the net U خطای تماس با تور والیبال
attack block U دفاع روی تور والیبال
upper edge of the net U نوار بالای تور والیبال
boundry lines U خطوط اطراف زمین والیبال
blocker U مدافع روی تور والیبال
back zone U منطقه عقب زمین والیبال
He plays a beautiful game of volleyball. U مثل ماه والیبال بازی می کند
net cord U کابل یا سیم بالای تور والیبال
drop shot U ضربه اهسته روی تور والیبال
center forward U نوک حمله بازیگر میانی جلو تور والیبال
net antena U انتن روی تور والیبال به بلندی 76 تا 101 سانتیمتر
toss a coin for choice of service of cou U شیریاخط اول بازی جهت تعیین سرویس والیبال
fly U فرستادن توپ والیبال به ارتفاع زیاد پارچه سقف چادر
scrimmage U بازی تمرینی بین دو گروه ازیک تیم تمرین والیبال
scrimmages U بازی تمرینی بین دو گروه ازیک تیم تمرین والیبال
rotation U چرخش بازیگران والیبال به شکل عقربه ساعت از محل سرو زدن
netball U بازی شبیه به والیبال با گرفتن و انداختن توپ بجای ضربه زدن
floater U هواپیمای بدون موتور سرویس ارام والیبال توپ باحرکت کند در هوا
holding U گرفتن بازیگر ماندن غیرمجاز توپ والیبال در دست صیقلی بودن مسیرگوی بولینگ
underhook U گرفتن سر حریف با دست راست دست چپ زیر بازوی راست حریف قلاب و با حرکت قدرتی حریف را از بغل به روی تشک پرت کردن
fives U هندبال انگلیسی انفرادی یا دونفره با سه یاچهار دیوار که هر گیم 51امتیاز دارد که مانند والیبال اگردو تیم درامتیاز 41مساوی شوند بازی به 61ختم میشود
inside U ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
insides U ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com