Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 169 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
high
U
وافر گران گزاف
highest
U
وافر گران گزاف
highs
U
وافر گران گزاف
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
dear bought
U
جنس گران خریداری شده خریداری به قیمت گران
superrabundant
U
وافر
luxuriant
U
وافر
plenteous
U
وافر
superabundant
U
وافر
opulent
U
وافر
plenitudinous
U
وافر
profuse
U
وافر
abundant
U
وافر
plentiful
U
وافر
super abound
U
وافر بودن
hankering
U
شوق وافر
overfull employment
U
اشتغال وافر
umpteen
U
وافر بیشمار
umpteenth
U
وافر بیشمار
hankerings
U
شوق وافر
liberals
U
وافر سخی
longings
U
میل وافر
longing
U
میل وافر
liberal
U
وافر سخی
penchant
U
میل وافر
long haired
U
علاقمندی وافر وبیش ازاندازه
longhair
U
علاقمندی وافر وبیش ازاندازه
bombastic
U
گزاف
immense
U
گزاف
exaggeratory
U
گزاف گو
heavy
U
گزاف
extortionate
U
گزاف
extortionary
U
گزاف
stupendous
U
گزاف
exorbitant
U
گزاف
high flown
U
گزاف
extravagant
U
گزاف
fustain
U
گزاف
rodomontade
U
گزاف
unconscionable
U
گزاف
heavier
U
گزاف
costliest
U
گزاف
vainglory
U
گزاف
costly
U
گزاف
costlier
U
گزاف
talll
U
گزاف
heaviest
U
گزاف
mouth filling
U
گزاف
heavies
U
گزاف
grandiloquent
U
گزاف گوی
to talk tall
U
گزاف گفتن
tack tall
U
گزاف گفتن
fustian
U
سخن گزاف
rodomontade
U
گزاف گویی
rhodomontade
U
گزاف گویی
fancy price
U
بهای گزاف
mickey
U
لاف و گزاف
steepest
U
گزاف فرو کردن
extravaganza
U
فانتزی گزاف گویی
extravaganzas
U
فانتزی گزاف گویی
hyperbole
U
غلو گزاف گویی
grandiloquence
U
گزاف گویی مبالغه
bounced
U
جست گزاف گویی
steep
U
گزاف فرو کردن
bounces
U
جست گزاف گویی
rack rent
U
اجازه گزاف بستن بر
bounce
U
جست گزاف گویی
bounced
U
پریدن گزاف گویی کردن
bounces
U
پریدن گزاف گویی کردن
magniloquence
U
قلمبه نویسی گزاف گویی
bounce
U
پریدن گزاف گویی کردن
bluser out
U
با لاف گزاف ادعا کردن
flim flam
U
هرزه درایی گزاف گویی
kitsch
U
پر نمایش و پر لاف و گزاف ولی سطحی
outherod
U
در لاف و گزاف یا سخت دلی از هیرودیس گرو بردن
prohibitive price
U
بهای گزاف که بر کالایی گذارندو مردم ازعهده خریدان برنیایند
onerous
U
گران
pricey
U
گران
overpriced
U
گران
dear
U
گران
dearer
U
گران
costly
U
گران
heavies
U
گران
heaviest
U
گران
costlier
U
گران
heavy
U
گران
dearly
U
گران
dearest
U
گران
costliest
U
گران
sumptuous
U
گران
heavier
U
گران
at a great penny worth
U
گران
expensive
U
گران
dears
U
گران
massive
U
گران کوه
overpriced
<adj.>
U
بسیار گران
too expensive
<adj.>
U
بسیار گران
stingy
U
گران کیسه
highest
U
سخت گران
to sell dearly
U
گران فروختن
high
U
سخت گران
valuable
U
گران بها
deluxe
U
مجلل گران
highs
U
سخت گران
massively
U
گران کوه
be too dear
U
گران بودن
high money
U
پول گران
high interest
U
بهره گران
dear
U
گران کردن
endear
U
گران کردن
dearer
U
گران کردن
dearest
U
گران کردن
dears
U
گران کردن
dear bought
U
گران خرید
big ticket
U
گران قیمت
high priced
U
گران بها
high value
U
گران قیمت
priceless
U
بسیار گران
expensively
U
گران بها
endears
U
گران کردن
endeared
U
گران کردن
natatores
U
شنا گران
not too expensive
U
خیلی گران نباشد.
This is really expensive !
U
این چه گران است !
The price of butter has gone up . butter has become expensive .
U
کره گران شده
You have paid too much for your car .
U
اتوموبیلت را گران خریدی
It is too expensive.
خیلی گران است.
white elephants
U
گران و پر خرج و کم فایده
overburden
U
گران بار شدن
dear bought
U
گران تمام شده
white elephant
U
گران و پر خرج و کم فایده
viscosity
U
قوام گران روی
exclusive
U
منحصر بفرد گران
prohibitive
U
گران جلوگیری کننده
worth a kings ransom
U
بسیار گران بها
i paid dear for it
U
برای من گران تمام شد
prohibitory
U
گران جلوگیری کننده
assay
U
عیارگیری فلزات گران قیمت
beyoned price
U
بی قیمت بسیار گران بها
i paid dearly for it
U
بسیار گران برایم تمام شد
pyrrhic victory
U
پیروزی ای که بی اندازه گران تمام شد
highest
U
وسیله گران یا با کارایی بالا
assays
U
عیارگیری فلزات گران قیمت
high
U
وسیله گران یا با کارایی بالا
He overcharged us.
U
پایمان گران حساب کرد
costs an arm and a leg
<idiom>
U
[فوق العاده پرخرج یا گران]
highs
U
وسیله گران یا با کارایی بالا
She took umbrage at your remark .
U
سخن شما برایش گران آمد
I paid dearly for this mistake .
U
این اشتباه برایم گران تمام شد
The hotel has overcharged me .
U
هتل گران پایم حساب کرده
pallets
U
ماله مخصوص کوزه گران مالهء صافکاری
pallet
U
ماله مخصوص کوزه گران مالهء صافکاری
glyptics
U
کنده کاری در روی سنگهای گران بها
gems
U
سنگ گران بها جواهر نشان کردن
A thing you dont want is dear at any price.
<proverb>
U
چیزى را که نخواهى ,با هر قسمتى برایت گران است.
gem
U
سنگ گران بها جواهر نشان کردن
thunderscan
U
یک پیمایش کننده گران و باوضوح و دقت بالا
a white elephant
U
شیئی کم مصرف و جا تنگ کن اما گران قیمت
manganic
U
دارای مغنیساوابسته بسنگ سیاه شیشه گران
We do not usually go places that cost a lot of money.
U
ما معمولا به جاهای گران قیمت گردش نمی کنیم.
Hotel accommodation is rather expensive there.
U
قیمت
[اتاق]
هتل آنجا واقعا گران است.
manganesian
U
مغنیسایی دارای مغنیساوابسته بسنگ سیاه شیشه گران
white elephant
U
هر چیز گران که بیخ ریش صاحبش گیر کرده باشد
white elephants
U
هر چیز گران که بیخ ریش صاحبش گیر کرده باشد
It is too expensive for me to buy ( purchase ).
U
برای من خیلی قیمتش گران است ( پول خرید آنرا ندارم )
Smoking makes you ill and it is also expensive.
U
سیگار کشیدن شما را بیمار می کند و این همچنین گران است.
He bought them expensive presents, out of guilt.
U
او
[مرد]
بخاطر احساس گناهش برای آنها هدیه گران بها خرید.
bull
U
گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
bulls
U
گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
court rug
U
فرش تالاری یا درباری
[این نوع فرش از نفیس ترین و گران ترین فرش ها می باشد و دارای نقش ها و طرح های عالی با نخ ممتاز بوده و فقط بصورت سفارشی برای محل های خاص بافته می شود.]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com