English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 215 (41 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
associate U وابسته وابسته کردن
associated U وابسته وابسته کردن
associates U وابسته وابسته کردن
associating U وابسته وابسته کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
teetotal U وابسته به طرفداری از منع مسکرات کردن
neuter U اخته کردن وابسته به جنس خنثی
neutered U اخته کردن وابسته به جنس خنثی
neutering U اخته کردن وابسته به جنس خنثی
neuters U اخته کردن وابسته به جنس خنثی
free lance U مفرد کار کردن نویسنده غیر وابسته
hydropathic U وابسته به درمان کردن ناخوشی با اب
metallurgic U وابسته بفن استخراج و قال کردن فلزات
penetrative U وابسته به نفوذ کردن
play off U درمسابقه حذفی شرکت کردن وابسته به مسابقات حذفی مسابقه حدفی
procreant U وابسته به ایجاد کردن یا زادن
Other Matches
phallic U وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
olympian U اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial U وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic U وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
choral U وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
telepathic U وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
dialectological U وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
subglacial U وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
puritanical U وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
vehicular U وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
lexicographic U وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
rectal U وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
phylar U وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
sothic U وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
cliquey U وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquy U وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
erotic U وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
supervisory U وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
monarchic U وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
kinetic U وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
frontal U وابسته به پیشانی وابسته بجلو
sister services U یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
lithic U وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose U وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
Neanderthal U وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
morphic U وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical U وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
popliteal U وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
poplitaeal U وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal U وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
physico chemical U وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
life cycle hypothesis U فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
federated U وابسته
subordinating U وابسته
monitorial U وابسته به
adjective U وابسته
affiliating U وابسته
dependants U وابسته
adjectives U وابسته
cephalic U وابسته به سر
pyrexic U وابسته به تب
federates U وابسته
appurtenant U وابسته
correspondent U وابسته
thereof=of that U وابسته به ان
federating U وابسته
contingents U وابسته
contingent U وابسته
correspondents U وابسته
dependant U وابسته
elfin U وابسته به جن
attache U وابسته
pyrexial U وابسته به تب
congenerous U وابسته
subordinated U وابسته
federate U وابسته
messianic U وابسته به
relative U وابسته
sexual organs U وابسته به
affiliates U وابسته
affiliated U وابسته
affiliate U وابسته
israelitish U وابسته به
related U وابسته
subordinates U وابسته
pyretic U وابسته به تب
subordinate U وابسته
diphtheric U وابسته به
wedded U وابسته
carpal U وابسته به مچ
aquatic U وابسته به اب
thereof U وابسته به ان
levitical U وابسته به
belonging U وابسته ها
cantabrigian U وابسته به
plantar U وابسته به کف پا
akin U وابسته
attached U وابسته
pertianing U وابسته
elysian U وابسته به
riverrine U وابسته به
comprador U وابسته
attendant U وابسته
tuitionary U وابسته به
attributable U وابسته به
hanger on U وابسته
pertinent U وابسته
germane U وابسته
pertaining U وابسته
dependent U وابسته
of kin U وابسته
syncop U وابسته به غش
febile U وابسته به تب
attendants U وابسته
commissarial U وابسته به
interdependent U وابسته
relevant U وابسته
nasolabial U وابسته به لب و بینی
prison U وابسته به زندان
diametral U وابسته بقطر
galactic U وابسته به کهکشان
tetanal U وابسته به کزاز
provencal U وابسته بشهر
clitoral U وابسته به چوچوله
syncretic U وابسته به همتایی
maternity U وابسته به زایمان
meretricious U وابسته به فاحشه
inhibitive U وابسته به جلوگیری
texas U وابسته به تکزاس
seminal U وابسته به منی
synesthetic U وابسته به همرنجی
symphyseal U وابسته به همرویش
ethnic U وابسته به نژادشناسی
myelogenous U وابسته بمغزاستخوان
programmatic U وابسته به پروگرام
structurally U وابسته به بنا
structurally U وابسته به ساختمان
human U وابسته بانسان
humans U وابسته بانسان
cloistral U وابسته به صومعه
structural U وابسته به بنا
structural U وابسته به ساختمان
psychoanalytic U وابسته به روانکاوی
tarsal U وابسته بقوزک پا
inner directed U درون وابسته
clitoric U وابسته به چوچوله
promethean U وابسته به پرومیتوس
ethnicity U وابسته به نژادشناسی
terpsichorean U وابسته به رقص
nassal U وابسته به بینی
inferential U وابسته به استنتاج
mythologic U وابسته به اساطیر
inflexional U وابسته به صرف
orthopedic U وابسته به استخوانپزشکی
social U وابسته بجامعه
prisons U وابسته به زندان
tenruial U وابسته بتصدی
subversion U وابسته به خرابکاری
atavistic U وابسته به نیاکان
gnomonic U وابسته به شاخص
masonic U وابسته به فراماسون
waltzing U وابسته به والس
military attache U وابسته نظامی
buccal U وابسته به گونه
microscopical U وابسته به ریزبین
dramaturgic U وابسته به فن نمایش
migratory U وابسته به مهاجرت
metopic U وابسته به پیشانی
potamic U وابسته به رودها
dipteran U وابسته به دوبالان
mission U وابسته به ماموریت
missions U وابسته به ماموریت
interferential U وابسته به دخالت
waltz U وابسته به والس
waltzed U وابسته به والس
insular U وابسته به جزیره
dominical U وابسته بخداوند
waltzes U وابسته به والس
internuptial U وابسته به عروسی
meteorologic U وابسته به هواشناسی
flexional U وابسته به صرف
plumbous U وابسته به سرب
pleural U وابسته به شامه شش
partitives U وابسته به جزء
partitive U وابسته به جزء
satyr U وابسته به ساتیر
satyrs U وابسته به ساتیر
manual U وابسته بدست
pocky U وابسته به ابله
memory dependent U وابسته حافظه
metatarsal U وابسته بمشط پا
interoceptive U وابسته به احشاء
eponymic U وابسته به سرخاندان
mensal U وابسته به میز
apostolic U وابسته به پاپ
menopausal U وابسته به یائسگی
interrogatory U وابسته به سئوال
diphtheritic U وابسته به خناق
glandulous U وابسته به غدد
infusorial U وابسته به نمرویان
time dependent U وابسته به زمان
inspectoral U وابسته به بازرس ها
clerkly U وابسته به کشیش
press attache U وابسته مطبوعاتی
sermons U وابسته بموعظه
sermon U وابسته بموعظه
chlorotic U وابسته به یرقان
prefectorial U وابسته به اداری
glandulose U وابسته به غدد
tibial U وابسته بدرشت نی
theosophical U وابسته به عرفان
hinges U وابسته بودن
hinge U وابسته بودن
thermometric U وابسته به گرماسنج
thermometric U وابسته به گرماسنجی
focal U وابسته بکانون
therof U وابسته بان
presbyterial U وابسته به کشیش ها
prefectoral U وابسته به اداری
monotheistic U وابسته به توحید
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com