Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
cuticular
U
وابسته به پوست
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
erythematic
U
وابسته به التهاب پوست التهاب اور
Other Matches
endermic
U
انجه که درروی پوست یا دربین پوست عمل میکند
scleroderma
U
مرض پینه خوردگی پوست تصلب پوست
dermatological
U
مربوط به پوست شناسی یا امراض پوست
skins
U
پوست کندن با پوست پوشاندن
skinning
U
پوست کندن با پوست پوشاندن
skin
U
پوست کندن با پوست پوشاندن
skinned
U
پوست کندن با پوست پوشاندن
slough
U
پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
phallic
U
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
tegumnentum
U
پوست طبیعی پوست
peel
U
پوست انداختن پوست
peels
U
پوست انداختن پوست
syzygial
U
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic
U
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
olympian
U
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
telepathic
U
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
choral
U
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
subglacial
U
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
dialectological
U
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
lexicographic
U
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
phylar
U
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
rectal
U
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
sothic
U
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
vehicular
U
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
puritanical
U
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
cliquey
U
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
monarchic
U
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
supervisory
U
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
erotic
U
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
cliquy
U
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic
U
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
xanthochroid
U
شخص بور و سفید پوست شخص مو زرد و سفید پوست
sister services
U
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
frontal
U
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
lithic
U
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose
U
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
hermitical
U
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Neanderthal
U
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
morphic
U
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
associating
U
وابسته وابسته کردن
associate
U
وابسته وابسته کردن
associated
U
وابسته وابسته کردن
associates
U
وابسته وابسته کردن
epistemologycal
U
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
popliteal
U
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical
U
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
poplitaeal
U
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
skin
U
پوست
barked
U
پوست
rind
U
پوست
skinned
U
پوست
barking
U
پوست
skinning
U
پوست
tunc
U
پوست
barks
U
پوست
hides
U
پوست
hide
U
پوست
husks
U
پوست
husk
U
پوست
goat
U
پوست بز
flayer
U
پوست کن
rinds
U
پوست
encrustations
U
پوست
shale
U
پوست
skins
U
پوست
tegmen
U
پوست
goats
U
پوست بز
encrustation
U
پوست
skinner
U
پوست کن
integument
U
پوست
dermatalgia
U
پوست
shell
U
پوست
parer
U
پوست کن
cortices
U
پوست
cortex
U
پوست
hulls
U
پوست
crustal
U
پوست
shelling
U
پوست
cuticle
U
پوست
peel
پوست
goatskins
U
پوست بز
goatskin
U
پوست بز
hull
U
پوست
skinless
U
بی پوست
peels
U
پوست
neurilemma or lema
U
پوست پی
shells
U
پوست
peltry
U
پوست
bark
U
پوست
tegmentum
U
پوست
stripper
U
پوست کن
strippers
U
پوست کن
glume
U
پوست
swanskin
U
پوست قو
dermis
U
پوست
scalp
U
پوست سر
peeling
U
پوست
mantles
U
پوست روکش
peeled
U
پوست کنده
fellmonger
U
دلال پوست
husked
U
پوست کنده
hulled
U
پوست کنده
mantle
U
پوست روکش
rind
U
پوست کندن
pares
U
پوست کندن
pared
U
پوست کندن
pare
U
پوست کندن
buckskin
U
پوست گوزن
buckskins
U
پوست اهو
buckskins
U
پوست گوزن
deerskin
U
پوست اهو
deerskin
U
پوست گوزن
Afrikaners
U
سفید پوست
skinny
U
پوست واستخوان
Afrikaner
U
سفید پوست
rinds
U
پوست کندن
buckskin
U
پوست اهو
peels
U
پوست کندن
rawhide
U
پوست خام
rawhides
U
پوست خام
bran
U
پوست گندم
in plain english
U
پوست کنده
impassiveness
U
پوست کلفتی
encrustations
U
پوست زخم
flay
U
پوست کندن از
peels
U
پوست انداختن
peel
U
پوست کندن
pigskin
U
پوست گراز
negress
U
زن سیاه پوست
astrachan
U
پوست بخارا
astrachan
U
پوست قره کل
astrakhan
U
پوست بخارا
astrakhan
U
پوست قره کل
huskier
U
پوست دار
huskies
U
پوست دار
husky
U
پوست دار
peel
پوست انداختن
peel to
O
پوست کندن
encrustation
U
پوست زخم
peeling
U
پوست انداختن
pelted
U
پوست خام
pelted
U
پوست کندن
moulted
U
پوست انداختن
pelts
U
پوست خام
pelts
U
پوست کندن
hypodermis
U
پوست زیرین
fret
U
پوست را بردن
frets
U
پوست را بردن
flayed
U
پوست کندن از
flaying
U
پوست کندن از
flays
U
پوست کندن از
pelt
U
پوست کندن
pelt
U
پوست خام
slouch
U
پوست انداختن
slouched
U
پوست انداختن
slouches
U
پوست انداختن
slouching
U
پوست انداختن
molted
U
پوست انداختن
molting
U
پوست انداختن
molts
U
پوست انداختن
moult
U
پوست انداختن
moults
U
پوست انداختن
slough
U
پوست مار
slough
U
پوست سبوس
onionskin
U
پوست پیاز
entoderm
U
درون پوست
dermotropic
U
متمایل به پوست
dermoidal
U
پوست مانند
dermoidal
U
شبیه پوست
dermoid
U
پوست مانند
dermoid
U
شبیه پوست
aboveboard
U
پوست کنده
dermatozoa
U
انگلهای پوست
dermatosis
U
اماس پوست
dermatopathy
U
ناخوشی پوست
dermatology
U
پوست شناسی
parchmenty
U
پوست مانند
dermatoid
U
پوست مانند
dermotropic
U
پوست گرای
desquamate
U
پوست انداختن
endoderm
U
درون پوست
egg shell
U
پوست تخم
ectorderm
U
برون پوست
ecdysis
U
پوست ریختن
ecdysis
U
پوست اندازی
dry bones
U
پوست واستخوان
drumhead
U
پوست طبل
drum head
U
پوست طبل
taxidermy
U
پوست ارایی
desquamate
U
پوست ریختن
picked
U
پوست کنده
albinism
U
سفیدی پوست
alphosis
U
بیرنگی پوست
corticate
U
پوست دار
corticated
U
پوست دار
bast
U
پوست درخت
blach hulled
U
سیاه پوست
broadtail
U
پوست بره
scscalable
U
پوست کندنی
calf skin
U
پوست گوساله
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com