Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
Bantu
U
وابسته به مردم بانتو و زبانها و فرهنگهای آنها
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
indo iranian
U
وابسته به بخشی از زبانها....و ایران بدان سخن میگویند
frauds
U
پور درآوردن با کلک زدن به مردم یا دروغ گفتن به آنها
fraud
U
پور درآوردن با کلک زدن به مردم یا دروغ گفتن به آنها
Big Brother
U
دولت یا هر سازمانی که در امور خصوصی و داخلی مردم دخالت و جاسوسی کند و آنها را سختمهار نماید
folklike
U
وابسته به توده مردم
folkish
U
وابسته به توده مردم
popular
U
وابسته بتوده مردم خلقی
Bantu
U
زبانهای بانتو
confusion of tonguer
U
امیختگی زبانها
comparative philology
U
علم مقایسه زبانها
Bantu
U
عضو قبیلههایی که به زبانهای بانتو تکلم میکنند
glossography
U
طبقه بندی و شرح زبانها
kafir
U
کافر نام قبیله ای درافریقای جنوبی از نژاد بانتو
kaffir
U
کافر نام قبیله ای درافریقای جنوبی از نژاد بانتو
coincidence function
U
پردازش دو یا چند سیگلنال ورودی و خروجی آنها تابع AND آنها باشند
salami technique
U
کلاه برداری کامپیوتری توسط تراکنشهای جدا وکوچک که دنبال کردن آنها وتشخیص آنها مشکل است
philologer
U
لغت شناس کسیکه ازاصول و قواعدکلی زبانها اگاه است
democracies
U
مردم سالاری دمکراسی حکومت مردم برمردم
democracy
U
مردم سالاری دمکراسی حکومت مردم برمردم
dollar sign
U
که رد برخی زبانها برای بیان یک متغیر به عنوان نوع رشته به کار می رود
ionic
U
وابسته به یون الکتریکی یکنوع حروف سیاه چاپخانه زبان قدیمی مردم ایونی یونان سرستون ساخته شده بسبک ایونی یونان
popular
U
مردم پسند و مناسب حال مردم
plebiscites
U
مردم خواست رای قاطبه مردم
plebiscite
U
مردم خواست رای قاطبه مردم
manager
U
برنامهای که رکوردها را نگهداری میکند و به آنها دستیابی دارد و آنها را پردازش میکند
managers
U
برنامهای که رکوردها را نگهداری میکند و به آنها دستیابی دارد و آنها را پردازش میکند
regenerates
U
1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerating
U
1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerated
U
1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerate
U
1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
scottish gaelic
U
زبان محلی مردم اسکاتلند وابسته به زبان گالیک اسکاتلند
to never let yourself get to thinking like them
<idiom>
U
نگذارند که نفوذ بقیه مردم مجبورشان بکند طرز فکر مانند بقیه مردم داشته باشند
[اصطلاح روزمره]
home rule
U
حکومت به دست خود اهالی حکومت مردم بر مردم
population
U
تعداد مردم مردم
populations
U
تعداد مردم مردم
lost cluster
U
تعداد شیارهای دیسک که بیت شناسایی آنها خراب شده است . سیستم عامل این ناحیه را علامت گذاری کرده تا توسط فایل استفاده شود ولی داده آنها توسط فایل مشخصی قابل شناسایی نیست
phallic
U
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
syzygial
U
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
olympian
U
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic
U
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
telepathic
U
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
dialectological
U
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
subglacial
U
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
choral
U
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
phylar
U
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
puritanical
U
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
lexicographic
U
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
vehicular
U
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
sothic
U
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
rectal
U
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
cliquy
U
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
erotic
U
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
cliquey
U
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory
U
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
kinetic
U
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
monarchic
U
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
sister services
U
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
frontal
U
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
zygose
U
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
lithic
U
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
themselves
[for their part]
<adv.>
U
از طرف آنها
on their part
<adv.>
U
از طرف آنها
for their part
<adv.>
U
از طرف آنها
channeling
U
یچ کردن بین آنها
channelled
U
یچ کردن بین آنها
in such a way as to enable them
U
به طوری که آنها بتوانند
channeled
U
یچ کردن بین آنها
channel
U
یچ کردن بین آنها
rules
U
وعملیات روی آنها
Send them in two at a time .
U
آنها رادو تا دوتابفرست تو
I need them urgently.
من آنها را فوری میخواهم.
channels
U
یچ کردن بین آنها
Ask each and every one of them .
U
ازیک یک آنها بپرسید
I need them today.
من آنها را امروز میخواهم.
I need them tonight.
من آنها را امشب میخواهم.
I need them before friday.
من آنها را قبل از جمعه میخواهم.
They were all alike.
U
همه آنها یکی بودند.
They gave me permission by way of an exception ...
U
آنها به من استثنأ اجازه دادند ...
They became estranged . They fell out .
U
میانه آنها بهم خورد
They cannot hold a candle to him .
U
سگش می ارزد بهمه آنها
When will they be ready?
U
چه وقت آنها حاضر میشود؟
They held me culpable for the accident.
U
آنها من را مقصر آن پیشامد دانستند.
descriptions
U
لیست داده ها و خصوصیات آنها
description
U
لیست داده ها و خصوصیات آنها
logical
U
مراحل و تصمیمات و ارتباطات آنها
BCC
U
و لیست آنها را نشان نمیدهد
keep these separate from those.
U
اینها را از آنها جدا نگاهدار
people
U
مردم
the people
U
مردم
public
U
مردم
peopled
U
مردم
the deaf
U
مردم کر
population
[pop.]
U
مردم
folks
U
مردم
folk
U
مردم
peopling
U
مردم
peoples
U
مردم
list
U
لیست توابع یا دستورات و حل آنها در برنامه
catalogued
U
لیستی از مضوعات یا محتواهای آنها به ترتیب
microcomputing
U
مربوط به ریز کامپیوتر و استفاده آنها
double vault
U
[دو طاق با فضای خالی بین آنها]
Their names are as follows .
U
اسامی آنها بقرار زیر است
They were all either kI'lled ou taken prisoners .
U
همگی آنها کشته یا گرفتا رشدند
cataloguing
U
لیستی از مضوعات یا محتواهای آنها به ترتیب
catalogues
U
لیستی از مضوعات یا محتواهای آنها به ترتیب
cataloged
U
لیستی از مضوعات یا محتواهای آنها به ترتیب
cataloging
U
لیستی از مضوعات یا محتواهای آنها به ترتیب
catalogs
U
لیستی از مضوعات یا محتواهای آنها به ترتیب
catalogue
U
لیستی از مضوعات یا محتواهای آنها به ترتیب
downsize
U
که در آنها ایستگاههای کاری هوشمند هستند.
morphic
U
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
Neanderthal
U
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
hermitical
U
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
parade
U
اجتماع مردم
public notice
U
آگهی به مردم
townsfolk
U
مردم شهری
paraded
U
اجتماع مردم
other people
U
مردم دیگر
Among the people .
U
درمیان مردم
mob
U
انبوه مردم
mobbed
U
انبوه مردم
mobbing
U
انبوه مردم
massing
U
توده مردم
masses
U
توده مردم
omnibuses
U
توده مردم
omnibus
U
توده مردم
the public
U
عموم مردم
plebeians
U
توده مردم
popularity
U
مردم پسندی
rushing
U
ازدحام مردم
rushed
U
ازدحام مردم
plebeian
U
توده مردم
rush
U
ازدحام مردم
unsocial
U
مردم گریز
misanthrope
U
مردم گریز
misanthropes
U
مردم گریز
other people
U
سایر مردم
outside opinion
U
رای مردم
mass
U
توده مردم
land n
U
قوم مردم
mobs
U
انبوه مردم
rucks
U
مردم عادی
openly
U
در انظار مردم
communists
U
مردم گرا
parades
U
اجتماع مردم
manragora
U
مردم گیاه
mandrake
U
مردم گیاه
demography
U
مردم نگاری
hoi polloi
U
توده مردم
communist
U
مردم گرا
reputedly
U
در نظر مردم
sociability
U
مردم امیزی
on the tongues of men
U
سر زبان مردم
outside opinion
U
عقیده مردم
laotian
U
مردم تایی
parading
U
اجتماع مردم
jawsmith
U
مردم فریب
lao
U
مردم تایی
communism
U
مردم داری
mandate
U
دستور مردم به
mandated
U
دستور مردم به
mandates
U
دستور مردم به
mandating
U
دستور مردم به
many people
U
بسیاری از مردم
many people
U
خیلی از مردم
population
[pop.]
U
تعداد مردم
commons
U
مردم عادی
ruck
U
مردم عادی
popular
U
مردم پسند
corporations
U
گروهی از مردم
demos
U
توده مردم
public-spirited
U
خیرخواه مردم
people say
U
مردم می گویند
the offscourings humanity
U
مردم پست
the multitude
U
توده مردم
underfed
U
مردم گرسنه
citizenship
U
مردم تبعیت
corporation
U
گروهی از مردم
anarchy
U
خودسری مردم
unsociability
U
مردم گریزی
unsociable
U
مردم گریز
anthropometry
U
مردم سنجی
head count
U
شمارش مردم
the old
U
مردم سالخورده
flower people
U
مردم معتقدبهآئینیکهطرفدارصلحوعشقبودند
anthropology
U
مردم شناسی
head counts
U
شمارش مردم
all men
U
مردم همه
commonest
U
: مردم عوام
commoners
U
: مردم عوام
ombudsmen
U
فریادرس مردم
all men
U
همه مردم
most people
U
بیشتر مردم
populace
U
توده مردم
citizenry
U
مردم تبعیت
lowest common denominator
U
مردم پذیر
common
U
: مردم عوام
lowest common denominators
U
مردم پذیر
all men
U
کلیه مردم
the million
U
توده مردم
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com