English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
golden age U وابسته به مردمان عصر طلایی
golden ages U وابسته به مردمان عصر طلایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
levy in mess U نام نویسی از مردمان سالم برای جنگ بسیج مردمان سالم به طور اجباری
peopling U مردمان
people U مردمان
peopled U مردمان
peoples U مردمان
gentlefolk U مردمان شریف
people of quality U مردمان متشخص
these people U این مردمان
many persons U مردمان بسیار
the quality U مردمان متشخص
gentlemen of the robe U مردمان قضائی
great persons U مردمان بزرگ
the common run of men U مردمان عادی
lives of great men U مردمان بزرگ
within living memory U تا انجا که مردمان زنده
great minds U مردمان با کله یا فکور
pict U مردمان غیر سلتی انگلیس
gentry U مردمان محترم و با تربیت اصالت
prytaneum U تالارپذیرایی سفراو مردمان محترم
respecter U کسی که از مردمان بانفوذ یاتوانگر ملاحظه یا صرفداری میکند
respecters U کسی که از مردمان بانفوذ یاتوانگر ملاحظه یا صرفداری میکند
buprestis U طلایی
buprestidan U طلایی
gilts U طلایی
gilt-edged U لب طلایی
auric U طلایی
aureate U طلایی
auburn U طلایی
gilt edged U لب طلایی
gilt edge U لب طلایی
golden U طلایی
gilt U طلایی
the inquisition U دادگاهی که کارش دادرسی مردمان از دین برگشته یارافضی و به کیفر رساندن
buprestidan U سوسک طلایی
nitro muriate acid U تیزاب طلایی
goldfish U ماهی طلایی
golden age U عصر طلایی
aureate U طلایی رنگ
buprestis U سوسک طلایی
aureate U طلایی کردن
golden ages U عصر طلایی
gold fish U ماهی طلایی
hair of golden wire گیسوان طلایی
goldsmith beetle U یکجورسوسک طلایی
golden shoe U کفش طلایی
chrysanthemum U مینای طلایی
chrysanthemums U مینای طلایی
goldstone U جام طلایی
gold bug U سوسک طلایی
gold beetle U سوسک طلایی
may bug U طلایی پردار
cockchafer U سوسک طلایی پردار
chafer U سوسک طلایی پردار
hesverides U باغ سیبهای طلایی
golden opportunity <idiom> U موقعیت طلایی وعالی
orfe U یکجور ماهی طلایی
dordo U ماهی طلایی دریایی
golden ratio U نسبت طلایی [ریاضی]
golden retriever U سگ شکاری طلایی رنگ دورگه
rolled gold bracelet U دست بند طلایی [غلتیده ]
golds U ثروت رنگ زرد طلایی
gold U ثروت رنگ زرد طلایی
oriole U پری شاهرخ طلایی مرغ انجیر خوار
kapton U نوعی پلاستیک عایق حرارتی باپوشش طلایی در فضاپیما
golden ages U دوران طلایی که در آن بشر شاد و سعادتمند و معصوم بود
golden age U دوران طلایی که در آن بشر شاد و سعادتمند و معصوم بود
phallic U وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
goldstone U جامی که توسط اجسام طلایی رنگ پولک کاری شده
bureaucratic U وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
olympian U اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial U وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
dialectological U وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
choral U وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
telepathic U وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
subglacial U وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
vehicular U وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
phylar U وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
lexicographic U وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
puritanical U وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
rectal U وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
sothic U وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
cliquy U وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
monarchic U وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
kinetic U وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
erotic U وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
cliquey U وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory U وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
lithic U وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
sister services U یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
zygose U وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
frontal U وابسته به پیشانی وابسته بجلو
Neanderthal U وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
morphic U وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical U وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Tianjan U شهر تیانجان [شهری در شمال چین که از مراکز اصلی تولید فرش در چین بشمار رفته. زمینه اکثر فرش ها آبی رنگ به همراه طرح های زرد و طلایی می باشد.]
associate U وابسته وابسته کردن
associates U وابسته وابسته کردن
associating U وابسته وابسته کردن
associated U وابسته وابسته کردن
epistemologycal U وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
popliteal U وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical U وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
poplitaeal U وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
life cycle hypothesis U فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
federate U وابسته
cephalic U وابسته به سر
germane U وابسته
elfin U وابسته به جن
affiliate U وابسته
belonging U وابسته ها
attributable U وابسته به
pertaining U وابسته
federating U وابسته
monitorial U وابسته به
syncop U وابسته به غش
congenerous U وابسته
federated U وابسته
comprador U وابسته
commissarial U وابسته به
federates U وابسته
attached U وابسته
plantar U وابسته به کف پا
attendant U وابسته
attendants U وابسته
carpal U وابسته به مچ
of kin U وابسته
aquatic U وابسته به اب
affiliating U وابسته
affiliates U وابسته
adjective U وابسته
adjectives U وابسته
affiliated U وابسته
related U وابسته
akin U وابسته
pyrexial U وابسته به تب
pyretic U وابسته به تب
levitical U وابسته به
pertinent U وابسته
appurtenant U وابسته
cantabrigian U وابسته به
pyrexic U وابسته به تب
tuitionary U وابسته به
dependent U وابسته
thereof U وابسته به ان
interdependent U وابسته
thereof=of that U وابسته به ان
attache U وابسته
israelitish U وابسته به
sexual organs U وابسته به
riverrine U وابسته به
febile U وابسته به تب
dependants U وابسته
subordinates U وابسته
relevant U وابسته
elysian U وابسته به
correspondent U وابسته
correspondents U وابسته
hanger on U وابسته
contingents U وابسته
contingent U وابسته
messianic U وابسته به
wedded U وابسته
subordinating U وابسته
subordinated U وابسته
subordinate U وابسته
diphtheric U وابسته به
relative U وابسته
pertianing U وابسته
dependant U وابسته
materialistic U وابسته به مادیات
floricultural U وابسته به گلکاری
paralytics U وابسته به فلج
sister services U خدمات وابسته
tubulifloral U وابسته به استکانیان
tubuliferous U وابسته به استکانیان
haemic U وابسته بخون
generic U وابسته به تیره
scolopendrine U وابسته به هزارپاها
scientail U وابسته به علم
gregorian U وابسته به گریگوری
gular U وابسته به مری
shaksperian U وابسته به شکسپیر
shakespearian U وابسته به شکسپیر
folklorish U وابسته به فولکلور
limnic U وابسته به اب شیرین
paralytic U وابسته به فلج
gutturo nasal U وابسته بگلووبینی
folkish U وابسته به فولکلور
flexional U وابسته به صرف
skiey U وابسته باسمان
limnetic U وابسته به اب شیرین
societal U وابسته به اجتماع
altitudinal U وابسته به اوج
lenten U وابسته به چله
leninist U وابسته به لنین
analphabetic U وابسته به بیسوادی
trachean U وابسته به نای
anginal U وابسته به گلودرد
antichristian U وابسته به دجال
totemistic U وابسته به توتم
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com