Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
machine dependent
U
وابسته به ماشین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
fugal
U
وابسته به قطعهای موسیقی که دران چند تن پشت سرهم دنباله اواز را میگیرند نوعی ماشین پشم خشک کن
machine dependent
U
وابسته ماشین
Other Matches
self binder
U
ماشین کشاورزی که هم درومیکندوهم بافه می بند د ماشین درووبسته بندی
universal
U
نوشتن برنامه که مخصوص یک ماشین نیست و روی چندین ماشین قابل اجرا است
The letter is well typed .
U
نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
phallic
U
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
machinists
U
ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
machinist
U
ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
cybernetics
U
مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان
compensation trading
U
معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
bench lathe
U
ماشین تراش رومیزی ماشین تراش کوچکی که روی میز کار بسته میشود
machine
U
ماشین کردن با ماشین رفتن
machined
U
ماشین کردن با ماشین رفتن
machined
U
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine
U
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machines
U
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machines
U
ماشین کردن با ماشین رفتن
bureaucratic
U
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
olympian
U
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial
U
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
subglacial
U
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
telepathic
U
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
choral
U
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
dialectological
U
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
faxes
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxing
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
cross compiler
U
کامپایلری که روی یک ماشین اجرا میشود در حالیکه این ماشین با ماشینی که این کامپایلر برای ان طراحی شده است تا کدهایش را ترجمه کند تفاوت دارد
fax
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxed
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
rectal
U
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
phylar
U
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
vehicular
U
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
puritanical
U
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
lexicographic
U
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
sothic
U
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
disassembler
U
برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
double column vertical boring mill
U
ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
cliquey
U
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquy
U
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory
U
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
erotic
U
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
monarchic
U
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
kinetic
U
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
assembled
U
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembles
U
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assemble
U
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembler
U
یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
frontal
U
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
lithic
U
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
sister services
U
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
zygose
U
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
automated teller machine
U
ماشین سخنگوی خودکار ماشین تحویل خودکار
the machine is in operation
U
ماشین در گردش است ماشین دایر است
digital computer
U
ماشین حساب عددی ماشین حساب دیجیتالی
d.c. machine
U
ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
Neanderthal
U
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
morphic
U
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical
U
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Jacquard loom
U
ماشین بافندگی ژاکارد
[این ماشین جهت بافت فرش های ماشینی و یا پارچه های رنگی استفاده می شود که رنگ های بکار رفته در نقش و طرح فرش را توسط صفحه مقوائی سوراخ دار و یا همان نقشه ژاکارد کنترل می کنند.]
associate
U
وابسته وابسته کردن
associated
U
وابسته وابسته کردن
associates
U
وابسته وابسته کردن
associating
U
وابسته وابسته کردن
epistemologycal
U
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
physico chemical
U
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
poplitaeal
U
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
popliteal
U
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
life cycle hypothesis
U
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
automaton
U
ماشین
mechanism
U
ماشین
engine
U
ماشین
automatons
U
ماشین
wheels
U
رل ماشین
wheeling
U
رل ماشین
plants
U
ماشین
gin
U
ماشین
gins
U
ماشین
plant
U
ماشین
motors
U
ماشین
motored
U
ماشین
motor
U
ماشین
mechanisms
U
ماشین
runner
U
ماشین چی
machanist
U
ماشین چی
runners
U
ماشین چی
mills
U
ماشین
machine
U
ماشین
machined
U
ماشین
pressman
U
ماشین چی
freeze-up
U
ماشین
machines
U
ماشین
wheel
U
رل ماشین
mill
U
ماشین
apparatus
U
ماشین
pressmen
U
ماشین چی
motor-
U
ماشین
machine check
U
برسی ماشین
weldor
U
ماشین جوشکاری
motorists
U
ماشین سوار
motorways
U
راه ماشین رو
unipolar machine
U
ماشین تک قطب
type writer
U
ماشین تحریر
acyclic machine
U
ماشین تک قطب
typewriters
U
ماشین تحریر
lisp machine
U
ماشین لیسپ
typewriter
U
ماشین تحریر
motorist
U
ماشین سوار
rotary
U
ماشین چرخنده
accounting machine
U
ماشین حسابداری
gearing
U
دندههای ماشین
hood bonnet
U
کاپوت ماشین
machine address
آدرس ماشین
holtz machine
U
ماشین هولتس
machine address
U
نشانی ماشین
machine based
U
مبتنی بر ماشین
machine builder
U
ماشین ساز
machine made
U
ساخت ماشین
machinary
U
ماشین الات
virtual machine
U
ماشین مجازی
machine building
U
ماشین سازی
clipper
U
ماشین موزنی
motorway
U
راه ماشین رو
machine capacity
U
فرفیت ماشین
adding machine
U
ماشین افزایشگر
induction machine
U
ماشین القائی
pinball machine
U
ماشین پینبال
ibm computer
U
ماشین حساب ای بی ام
lorry
U
ماشین باری
lorries
U
ماشین باری
lathes
U
ماشین تراش
frictional machine
U
ماشین مالشی
automaton
U
ماشین خودکار
hooters
U
سوت ماشین
ignition generator
U
دینام ماشین
typist
U
ماشین نویس
induction machine
U
ماشین القایی
aerial ladder truck
ماشین آتشنشانی
typists
U
ماشین نویس
ignition switch
U
سویچ ماشین
devil
U
با ماشین خردکردن
devils
U
با ماشین خردکردن
comptometer
U
ماشین حساب
pinball machines
U
ماشین پینبال
hooter
U
سوت ماشین
lathe
U
ماشین تراش
automatons
U
ماشین خودکار
analytical engine
U
ماشین تحلیلی
ambulance car
U
ماشین تصادفات
washing machines
U
ماشین رختشویی
operator
U
متصدی ماشین
learning machine
U
ماشین فراگیر
automatic stub lathe
U
ماشین تراش
for a car
U
برای هر ماشین
operators
U
متصدی ماشین
typewritter
U
ماشین نویس
bumpers
U
سپر ماشین
automatic machine
U
ماشین تراش
arithmometer
U
ماشین حساب
shear
U
ماشین برش
hydraulic machine
U
ماشین اب بلندکنی
welders
U
ماشین جوشکاری
inductive machine
U
ماشین القائی
welder
U
ماشین جوشکاری
infernal machine
U
ماشین اتش زا
steamer
U
ماشین بخار
steamers
U
ماشین بخار
bumper
U
سپر ماشین
cl
U
مخفف یک ماشین پر
type writer
U
ماشین تحرر
millwright
U
ماشین ساز
planing machine
U
ماشین کندگی
chauffeurs
U
راننده ماشین
open machine
U
ماشین باز
stamper
U
ماشین منگنه
paper mill
U
ماشین کاغذسازی
cropper
U
ماشین موزنی
tank
U
باک ماشین
tank
U
ماشین سوخت
reaper
U
ماشین درو
reapers
U
ماشین درو
smart machine
U
ماشین هوشیار
station wagon
U
ماشین کبریتی
station wagons
U
ماشین کبریتی
chauffeuring
U
راننده ماشین
chauffeured
U
راننده ماشین
synchronous machine
U
ماشین همزمان
mimeograph
U
ماشین تکثیر
adder
U
ماشین جمع
adders
U
ماشین جمع
sunchronous machine
U
ماشین سنکرون
typing
U
ماشین نویسی
object machine
U
ماشین مقصود
steam whistle
U
سوت ماشین
steam engine
ماشین بخار
chauffeur
U
راننده ماشین
slot drilling machine
U
ماشین سوراخکن
slot drilling machine
U
ماشین مته
six by six
U
ماشین شش چرخه
computers
U
ماشین حساب
computers
U
ماشین متفکر
computer
U
ماشین الکترونیکی
computer
U
ماشین حساب
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com