Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
upper class
U
وابسته به طبقات بالای اجتماع
upper classes
U
وابسته به طبقات بالای اجتماع
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
The various strata of society.
U
طبقات مختلف اجتماع
the rabble
U
طبقات پایین اجتماع
ratag
U
طبقات پایین اجتماع
rawin
U
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
societal
U
وابسته به اجتماع
upstaged
U
وابسته به عقب یا بالای صحنه
upstages
U
وابسته به عقب یا بالای صحنه
upstaging
U
وابسته به عقب یا بالای صحنه
upper classes
U
وابسته به کلاسهای بالای دانشگاه و دبیرستان زبرپایه
upper class
U
وابسته به کلاسهای بالای دانشگاه و دبیرستان زبرپایه
overhead clearance
U
حاشیه امنیت بالای سر فاصله بالای سر
overhead cover
U
پوشش بالای سر روپوش بالای سر
pops
U
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
popped
U
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
pop
U
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
crest clearing
U
محوطه تامین بالای مانع حاشیه امنیت بالای مانع
tag rag
U
طبقات
folia
U
طبقات
economic classes
U
طبقات اقتصادی
high-class
U
از طبقات بالا
categories of maintenance
U
طبقات نگهداری
folia
U
طبقات نازک
stratification
U
تشکیل طبقات
nobs
U
کسیکه از طبقات بالاباشد
across the board
U
شامل تمام طبقات
ragtag
U
توده طبقات پست
macro
U
طبقات و عملیات در یک تابع
coal measures
U
طبقات زغال خیز
nob
U
کسیکه از طبقات بالاباشد
classless
U
بدون طبقات اجتماعی یا اقتصادی
goodies
U
زن کامل و محترمه از طبقات پایین
state of the realm
U
طبقات اجتماعی یا سیاسی کشور
Brahmins
U
آدم با فرهنگ از طبقات بالا
Brahmin
U
آدم با فرهنگ از طبقات بالا
rabble
U
توده طبقات پست ازدحام
caste
U
طبقات مختلف مردم هند
castes
U
طبقات مختلف مردم هند
goody
U
زن کامل و محترمه از طبقات پایین
ranks
U
طبقات صفوف یکان سلسه مراتب
stratification
U
تشکیل طبقات زمین چینه بندی
index fossil
U
سنگواره شاخص طبقات زمین شناسی
rank
U
طبقات صفوف یکان سلسه مراتب
tectonics
U
مبحث ساختمان طبقات زمین شناسی
ranked
U
طبقات صفوف یکان سلسه مراتب
inter laminate
U
[در بین ورقه ها یا طبقات متناوب قرار دادن]
stratigraphy
U
وضع وساختمان طبقات زمین چینه شناسی
interlaminate
U
در بین ورقه ها یا طبقات متناوب قرار دادن
staged
U
تغییر بین سیستم قدیم و جدید در یک سری طبقات
germ layer
U
یکی از طبقات سلول ابتدایی جنین پس از تکمیل مرحله گاسترولا
phallic
U
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
ichthyosaurus
U
یکجور خزندهء بزرگ ماهی مانند در دورهء دوم طبقات الارضی
advection
U
جابجایی و حرکت طبقات اتمسفری بصورت افقی و تحت تاثیر گرما
transom
U
پنجره بالای در یا بالای پنجره دیگری
hurricane
U
اجتماع
association
U
اجتماع
commonweal
U
اجتماع
assemblages
U
اجتماع
associations
U
اجتماع
musters
U
اجتماع
union
U
اجتماع
assemblage
U
اجتماع
mustered
U
اجتماع
hurricanes
U
اجتماع
unions
U
اجتماع
conjunction
U
اجتماع
conjunctions
U
اجتماع
muster
U
اجتماع
communities
U
اجتماع
gathering
U
اجتماع
gatherings
U
اجتماع
milieux
U
اجتماع
procession
U
اجتماع
socio-
U
اجتماع
societies
U
اجتماع
processions
U
اجتماع
community
U
اجتماع
society
U
اجتماع
public meeting
U
اجتماع
milieu
U
اجتماع
consensus
U
اجتماع
reunions
U
اجتماع
reunion
U
اجتماع
milieus
U
اجتماع
mustering
U
اجتماع
meetings
U
اجتماع
meeting
U
اجتماع
bureaucratic
U
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
syzygial
U
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
olympian
U
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
dialectological
U
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
telepathic
U
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
subglacial
U
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
choral
U
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
congregating
U
اجتماع کردن
congregate
U
اجتماع کردن
society
U
جامعه اجتماع
official meeting
U
اجتماع رسمی
concourses
U
محل اجتماع
congregates
U
اجتماع کردن
overloads
U
اجتماع مهاجمان
overload
U
اجتماع مهاجمان
overloaded
U
اجتماع مهاجمان
assembly
U
اجتماع انجمن
societies
U
جامعه اجتماع
congregated
U
اجتماع کردن
concourse
U
محل اجتماع
commune
U
اجتماع تعاونی
communed
U
اجتماع تعاونی
klatch
U
اجتماع خودمانی
flocculate
U
اجتماع کردن
communing
U
اجتماع تعاونی
turn out
U
اجتماع ازدحام
parading
U
اجتماع مردم
crowds
U
شلوغی اجتماع
parades
U
اجتماع مردم
paraded
U
اجتماع مردم
meetings
U
ملاقات اجتماع
therapeutic community
U
اجتماع درمانی
meeting
U
ملاقات اجتماع
parade
U
اجتماع مردم
crowd
U
شلوغی اجتماع
collections
U
اجتماع مجموعه
aggregation
U
اجتماع توده
klatsch
U
اجتماع خودمانی
communes
U
اجتماع تعاونی
collection
U
اجتماع مجموعه
rally
U
اجتماع مجدد
rallied
U
اجتماع مجدد
rallies
U
اجتماع مجدد
phylar
U
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
lexicographic
U
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
rectal
U
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
puritanical
U
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
vehicular
U
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
sothic
U
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
franklin
U
طبقه متوسط اجتماع
riot
U
اجتماع و بلوا کردن
guildhalls
U
محل اجتماع اصناف
grass roots
U
اجتماع محلی منشاء
rioted
U
اجتماع و بلوا کردن
guildhall
U
محل اجتماع اصناف
lower class
U
طبقه سوم
[اجتماع]
union
[set theory]
U
اجتماع
[مجموعه]
[ریاضی]
subclass
U
سطح پایین
[اجتماع]
underclass
U
سطح پایین
[اجتماع]
trigon
U
اجتماع سه ستاره باهم
community psychology
U
روانشناسی اجتماع نگر
scurf
U
شوره سر وازده اجتماع
accru
U
اجتماع فراهم شدگی
lower class
U
سطح پایین
[اجتماع]
riotous assembly
U
اجتماع و مواضعه اشوبگرانه
riots
U
اجتماع و بلوا کردن
subclass
U
طبقه سوم
[اجتماع]
underclass
U
طبقه سوم
[اجتماع]
rioting
U
اجتماع و بلوا کردن
pentapolis
U
اجتماع پنج شهر
scum
U
طبقه وازده اجتماع
tertiery
U
پر سومین ردیف بال مرغ سومین دوره طبقات الارضی
vespiary
U
اجتماع زنبوران دستهای زنبور
unsociable
U
گریزان از اجتماع غیر اجتماعی
foyer
U
مرکز اجتماع راهرو بزرگ
communitarian
U
عضو انجمن یا اجتماع کمونیستی
foyers
U
مرکز اجتماع راهرو بزرگ
underclass
U
طبقه پست وپایین اجتماع
huddling
U
ازدحام اجتماع افراد یک تیم
huddled
U
ازدحام اجتماع افراد یک تیم
antisocial
U
مخل اجتماع دشمن جامعه
redezvous
U
وعده ملاقات اجتماع مجدد
forum
U
بازار محل اجتماع عموم
guilds
U
اتحادیه محل اجتماع اصناف
guild
U
اتحادیه محل اجتماع اصناف
haunt
U
محل اجتماع تبه کاران
upperclassman
U
عضو صنوف ممتازه اجتماع
huddles
U
ازدحام اجتماع افراد یک تیم
subclass
U
طبقه پست وپایین اجتماع
lower class
U
طبقه پست وپایین اجتماع
forgather
U
گرد امدن اجتماع کردن
haunts
U
محل اجتماع تبه کاران
forums
U
بازار محل اجتماع عموم
huddle
U
ازدحام اجتماع افراد یک تیم
cliquey
U
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory
U
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
cliquy
U
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
monarchic
U
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
erotic
U
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
kinetic
U
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
rand
U
لبه برامدگی لبه طبقات سنگ نوار
integration
U
یکپارچگی اتحاد عناصر مختلف اجتماع
rout
U
اجتماع برای اشوب یا کارخلاف قانون
routed
U
اجتماع برای اشوب یا کارخلاف قانون
routs
U
اجتماع برای اشوب یا کارخلاف قانون
covenantor
U
اجتماع اشخاص هم پیمان برای انجام کاری
camporee
U
اجتماع پسران ودختران پیش اهنگ از ناحیه معینی
outside art
U
[هنری که خارج از چهارچوب رسمی و فرهنگی اجتماع باشد]
assembly
U
بستن و سوار کردن قطعات اسلحه اجتماع یکانها
zygose
U
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
sister services
U
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
frontal
U
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
lithic
U
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
upping
U
بالای
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com