English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
acoustic U وابسته به شنوایی
acoustical U وابسته به شنوایی
auditive U وابسته به شنوایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
audio U وابسته به شنوایی یا صوت گیرنده و تقویت کنندهء صدا شنودی
Other Matches
auditioned U شنوایی
ear U شنوایی
audibility U شنوایی
hearing U شنوایی
ears U شنوایی
quditory nerve U پی شنوایی
audition U شنوایی
auditions U شنوایی
auditioning U شنوایی
hearings U شنوایی
audible U قابل شنوایی
acoustic meatus مجرای شنوایی
hearing threshold U استانه شنوایی
nervus acusticus U عصب شنوایی
auditory nerve U عصب شنوایی
sonic U درمیدان شنوایی
acoustic nerve U عصب شنوایی
acoumetry U شنوایی سنجی
audiometer U شنوایی سنج
audiometry U شنوایی سنجی
audiogram U نگاره شنوایی
audible frequency U فرکانس شنوایی
monaural hearing U شنوایی یک گوشی
auditory labyrinth U حلزون شنوایی
auditory ossicles U استخوانچههای شنوایی
video tape U نواردیداری و شنوایی
acoumeter U شنوایی سنج
deafest U فاقد قوه شنوایی
He takes my advice. He listens to me. U از من حرف شنوایی دارد
audile U مربوط به حس شنوایی مسموع
acoustically U نسبت به صدا یا شنوایی
acoustician U متخصص علم شنوایی
inaudible U غیر قابل شنوایی
deafer U فاقد قوه شنوایی
deaf U فاقد قوه شنوایی
hearing of evidence U شنوایی گواهی [حقوق]
taking of evidence U شنوایی گواهی [حقوق]
acoustics U علم عوارض شنوایی
acoumetry U اندازه گیری قدرت حس شنوایی
otocyst U عضو حساس شنوایی بی مهرگان
acoustics آواشناسی نسبت های صوتی قابلیت شنوایی
audiometer U دستگاه سنجش قوهء سامعه شنوایی سنج
infrasonic U دارای تواتر و نوسانی پایین تر از شنوایی بشر
phallic U وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
olympian U اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic U وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
syzygial U وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
telepathic U وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
subglacial U وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
choral U وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
dialectological U وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
puritanical U وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
lexicographic U وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
sothic U وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
rectal U وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
vehicular U وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
phylar U وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
monarchic U وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
cliquey U وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquy U وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic U وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
supervisory U وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
erotic U وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
zygose U وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
lithic U وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
sister services U یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
frontal U وابسته به پیشانی وابسته بجلو
Neanderthal U وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
hermitical U وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
morphic U وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
associates U وابسته وابسته کردن
associating U وابسته وابسته کردن
associate U وابسته وابسته کردن
associated U وابسته وابسته کردن
popliteal U وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal U وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
poplitaeal U وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical U وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
life cycle hypothesis U فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
attache U وابسته
appurtenant U وابسته
carpal U وابسته به مچ
diphtheric U وابسته به
dependants U وابسته
dependent U وابسته
syncop U وابسته به غش
akin U وابسته
thereof U وابسته به ان
adjectives U وابسته
interdependent U وابسته
dependant U وابسته
congenerous U وابسته
comprador U وابسته
pertianing U وابسته
attendant U وابسته
attendants U وابسته
cantabrigian U وابسته به
affiliating U وابسته
commissarial U وابسته به
affiliates U وابسته
affiliated U وابسته
affiliate U وابسته
of kin U وابسته
aquatic U وابسته به اب
thereof=of that U وابسته به ان
cephalic U وابسته به سر
plantar U وابسته به کف پا
federating U وابسته
adjective U وابسته
federate U وابسته
tuitionary U وابسته به
federated U وابسته
federates U وابسته
pertinent U وابسته
related U وابسته
monitorial U وابسته به
wedded U وابسته
subordinate U وابسته
relative U وابسته
attributable U وابسته به
messianic U وابسته به
febile U وابسته به تب
pyrexial U وابسته به تب
contingents U وابسته
contingent U وابسته
hanger on U وابسته
relevant U وابسته
correspondents U وابسته
germane U وابسته
levitical U وابسته به
correspondent U وابسته
attached U وابسته
sexual organs U وابسته به
pyrexic U وابسته به تب
belonging U وابسته ها
pertaining U وابسته
subordinating U وابسته
elysian U وابسته به
pyretic U وابسته به تب
israelitish U وابسته به
subordinates U وابسته
elfin U وابسته به جن
subordinated U وابسته
riverrine U وابسته به
provencal U وابسته بشهر
psychologic U وابسته به روانشناسی
photic U وابسته به تولیدنور
army attache U وابسته زمینی
puberal U وابسته به بلوغ
ethnicity U وابسته به نژادشناسی
humans U وابسته بانسان
human U وابسته بانسان
army attache U وابسته نظامی
structural U وابسته به بنا
structural U وابسته به ساختمان
archimedean U وابسته به ارشمیدس
missions U وابسته به ماموریت
photic U وابسته به نوروروشنایی
structurally U وابسته به ساختمان
structurally U وابسته به بنا
ethnic U وابسته به نژادشناسی
pharmacologic U وابسته بداروشناسی
vital U وابسته به زندگی
vital U وابسته بزندگی
menstrual U وابسته به قاعده گی
radio carpal U وابسته به زندبالاومچ
radio ulnar U وابسته به زندبالاوزندپائین
ranine U وابسته به وزغ
porcine U وابسته بخوک
psychiatric U وابسته به روانپزشکی
pharyngal U وابسته به گلوگاه
rectal U وابسته به مقعد
rectorial U وابسته به rector
investigatory U وابسته به رسیدگی
scientific U وابسته بعلم
pubertal U وابسته به بلوغ
associated company U شرکت وابسته
astronautical U وابسته به فضانوردان
pharisaic U وابسته به فریسی
pyrrhic U وابسته به " پیروس "
pythian U وابسته به "اپولو"
seminal U وابسته به منی
attache U وابسته نظامی
pygmaean U وابسته به پیگمی ها
municipal U وابسته بشهرداری
pygmean U وابسته به پیگمی ها
homicidal U وابسته به ادمکشی
materialistic U وابسته به مادیات
naval U وابسته به کشتی
preemptive U وابسته به حق شفعه
preemptive U وابسته به پیشدستی
prefectoral U وابسته به اداری
prefectorial U وابسته به اداری
pocky U وابسته به ابله
adipic U وابسته به چربی
press attache U وابسته مطبوعاتی
plumbous U وابسته به سرب
aerological U وابسته بهواشناسی
aesculapian U وابسته به دارگونه طب
predial or prae U وابسته به زمین
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com