English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
tonsorial U وابسته به سلمانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
barbers U سلمانی شدن سلمانی
barber U سلمانی شدن سلمانی
haircuts U سلمانی
friseur U سلمانی
haircut U سلمانی
barbers U سلمانی کردن
barbershop U دکان سلمانی
barber U سلمانی کردن
shaver U صورت تراش سلمانی
shavers U صورت تراش سلمانی
hairdresser U سلمانی برای مردو زن
hairdressers U سلمانی برای مردو زن
coiffures U مردی که سلمانی زنانه باشد
coiffure U مردی که سلمانی زنانه باشد
phallic U وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
olympian U اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial U وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic U وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
dialectological U وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
telepathic U وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
subglacial U وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
choral U وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
puritanical U وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
rectal U وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
vehicular U وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
lexicographic U وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
sothic U وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
phylar U وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
kinetic U وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
cliquey U وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory U وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
monarchic U وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
erotic U وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
cliquy U وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
sister services U یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
zygose U وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
lithic U وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
frontal U وابسته به پیشانی وابسته بجلو
hermitical U وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
morphic U وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
Neanderthal U وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
associates U وابسته وابسته کردن
associate U وابسته وابسته کردن
associated U وابسته وابسته کردن
associating U وابسته وابسته کردن
epistemologycal U وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
poplitaeal U وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
popliteal U وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical U وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
life cycle hypothesis U فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
subordinates U وابسته
subordinated U وابسته
attributable U وابسته به
dependants U وابسته
riverrine U وابسته به
sexual organs U وابسته به
commissarial U وابسته به
comprador U وابسته
pyrexic U وابسته به تب
pyrexial U وابسته به تب
pyretic U وابسته به تب
congenerous U وابسته
dependant U وابسته
subordinating U وابسته
cephalic U وابسته به سر
plantar U وابسته به کف پا
adjectives U وابسته
monitorial U وابسته به
akin U وابسته
affiliates U وابسته
affiliated U وابسته
related U وابسته
pertinent U وابسته
federate U وابسته
federated U وابسته
federates U وابسته
federating U وابسته
levitical U وابسته به
israelitish U وابسته به
adjective U وابسته
aquatic U وابسته به اب
diphtheric U وابسته به
elysian U وابسته به
elfin U وابسته به جن
pertianing U وابسته
affiliate U وابسته
febile U وابسته به تب
attendant U وابسته
attendants U وابسته
pertaining U وابسته
affiliating U وابسته
of kin U وابسته
hanger on U وابسته
interdependent U وابسته
thereof U وابسته به ان
subordinate U وابسته
attached U وابسته
contingent U وابسته
germane U وابسته
appurtenant U وابسته
dependent U وابسته
correspondent U وابسته
messianic U وابسته به
attache U وابسته
correspondents U وابسته
tuitionary U وابسته به
contingents U وابسته
thereof=of that U وابسته به ان
carpal U وابسته به مچ
cantabrigian U وابسته به
belonging U وابسته ها
relevant U وابسته
syncop U وابسته به غش
relative U وابسته
wedded U وابسته
terpsichorean U وابسته به رقص
materialistic U وابسته به مادیات
generic U وابسته به تیره
idiographic U وابسته به مجاز
ichthyic U وابسته به ماهی
paralytics U وابسته به فلج
icarian U وابسته به ایکاروس
iatric U وابسته به پزشکی
hypochondriacal U وابسته به تهیگاه
paralytic U وابسته به فلج
hygroscopic U وابسته به نم نما
haemic U وابسته بخون
gutturo nasal U وابسته بگلووبینی
gular U وابسته به مری
gregorian U وابسته به گریگوری
gnomonic U وابسته به شاخص
glandulous U وابسته به غدد
glandulose U وابسته به غدد
emotive U وابسته به احساسات
landed U وابسته بزمین
hematic U وابسته به خون
hippocratic U وابسته به طب بقراط
hydrological U وابسته به خواص اب
hydrologic U وابسته به اب شناسی
hyperbolic U وابسته به هذلولی
hunnish U وابسته به هونها
humnanist U وابسته به بشردوستی
horatian U وابسته به هوراس
eleemosynary U وابسته به صدقه
homeric U وابسته به هومر
gerontic U وابسته به پیری
incorporative U وابسته به الحاق
internuptial U وابسته به عروسی
interoceptive U وابسته به احشاء
interrogatory U وابسته به سئوال
nasal U وابسته به بینی
oratorical U وابسته به سخنرانی
focal U وابسته بکانون
iranian U وابسته به ایران
planetary U وابسته به سیاره
iraqi U وابسته به عراق
social U وابسته بجامعه
subversion U وابسته به خرابکاری
irrigational U وابسته به ابیاری
structurally U وابسته به بنا
structural U وابسته به بنا
isthmian U وابسته به باریکه
isthmic U وابسته به باریکه
structural U وابسته به ساختمان
interferential U وابسته به دخالت
intercollegiate U وابسته بکالج ها
indic U وابسته به هند
indonesian U وابسته به اندونزی
inferential U وابسته به استنتاج
inflexional U وابسته به صرف
infusorial U وابسته به نمرویان
connubial U وابسته به زناشویی
marines U وابسته به دریانوردی
marine U وابسته به دریانوردی
perlitic U وابسته به مروارید
maritime U وابسته بدریانوردی
inhibitive U وابسته به جلوگیری
inner directed U درون وابسته
inspectoral U وابسته به بازرس ها
naval U وابسته به کشتی
mission U وابسته به ماموریت
pessimistic U وابسته به بدبینی
nasal U وابسته به منخرین
jesuitic U وابسته به یسوعیون
buccal U وابسته به گونه
darky U وابسته به نژادسیاه
cycloidal U وابسته به دایره
cuttural attache U وابسته فرهنگی
cuticular U وابسته به پوست
cufic U وابسته به کوفه
corneal U وابسته به قرنیه
congestive U وابسته به تراکم
attache U وابسته نظامی
deathy U وابسته بمردن
deltaic U وابسته به دلتا
device dependent U وابسته به دستگاه
dermatic U وابسته به زیرپوست
army attache U وابسته زمینی
dependent variable U متغیر وابسته
associated company U شرکت وابسته
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com