Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
oratorical
U
وابسته به سخنرانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
phallic
U
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
speaking
U
سخنرانی
to hear any ones speech
U
سخنرانی
lecture
U
سخنرانی
lectured
U
سخنرانی
lecturing
U
سخنرانی
lectures
U
سخنرانی
oration
U
سخنرانی
orations
U
سخنرانی
prelection
U
سخنرانی
conferences
U
سخنرانی
conference
U
سخنرانی
theater
U
تالار سخنرانی
inaugural
U
سخنرانی افتتاحی
make a speech
U
سخنرانی کردن
auditoria
U
تالار سخنرانی
auditorium
U
تالار سخنرانی
auditoriums
U
تالار سخنرانی
theatres
U
تالار سخنرانی
theaters
U
تالار سخنرانی
lecture method
U
روش سخنرانی
theatre
U
تالار سخنرانی
speaks
U
سخنرانی کردن
speak
U
سخنرانی کردن
lobby
U
سخنرانی کردن
record
U
یادداشت سخنرانی
lobbies
U
سخنرانی کردن
orate
U
سخنرانی کردن
lobbied
U
سخنرانی کردن
oratory
U
شیوه سخنرانی
pep talk
U
سخنرانی انگیزگر
conference call
U
دعوت به سخنرانی
notes
U
یادداشت سخنرانی
pep talks
U
سخنرانی انگیزگر
travelogs
U
سخنرانی درباره مسافرت
travelogue
U
سخنرانی درباره مسافرت
travelogues
U
سخنرانی درباره مسافرت
lobbies
U
سخنرانی وتبلیغات کردن
lobby
U
سخنرانی وتبلیغات کردن
forensic
U
قانونی مربوط به سخنرانی
lyceum
U
سالن سخنرانی عمومی
traversabel
U
سخنرانی درباره مسافرت
proem
U
مقدمه سخنرانی شروع
speech
U
قوه ناطقه سخنرانی
speeches
U
قوه ناطقه سخنرانی
lobbied
U
سخنرانی وتبلیغات کردن
philippic
U
سخنرانی تند وانتقادی
tirades
U
سخنرانی دراز وشدیداللحن
voice
U
صدای سخنرانی انسان
voices
U
صدای سخنرانی انسان
tirade
U
سخنرانی دراز وشدیداللحن
voicing
U
صدای سخنرانی انسان
lecture
U
سخنرانی کردن خطابه گفتن
prelect
U
سخنرانی کردن خطا به خواندن
lecturing
U
سخنرانی کردن خطابه گفتن
lectured
U
سخنرانی کردن خطابه گفتن
oratorically
U
ادیبانه از روی ایین سخنرانی
praelect
U
سخنرانی کردن خطا به خواندن
lectures
U
سخنرانی کردن خطابه گفتن
stenotypisht
U
متصدی دستگاه ضبط سخنرانی
stenotype
U
دستگاه ضبط مکالمات سخنرانی وغیره
His speech was in the nature of an apology.
U
ماهیت سخنرانی او
[مرد]
عذرخواهی بود.
teach-ins
U
جلسهی بحث و سخنرانی غیر رسمی
character guidance
U
راهنمایی و مشاوره با افراد سخنرانی مذهبی
teach-in
U
جلسهی بحث و سخنرانی غیر رسمی
tribune
U
سکوب سخنرانی کرسی یامیز خطابه
His speech gripped the television viewers ( audience ).
U
سخنرانی اش بینندگان تلویزیون را قبضه کرد
to lobby against
[for]
somebody
U
سخنرانی وتبلیغات کردن مخالف
[طرفداری از]
کسی
soliloquy
U
گفتگو با خود نمایش یا مقاله یا سخنرانی یکنفری
soliloquies
U
گفتگو با خود نمایش یا مقاله یا سخنرانی یکنفری
philippize
U
بارشوه سخنرانی کردن درسخنرانی تحت نفوذقرارگرفتن
syzygial
U
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
olympian
U
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic
U
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
telepathic
U
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
choral
U
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
dialectological
U
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
subglacial
U
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
phylar
U
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
vehicular
U
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
lexicographic
U
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
rectal
U
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
puritanical
U
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
sothic
U
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
cliquey
U
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquy
U
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory
U
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
erotic
U
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
monarchic
U
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
kinetic
U
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
sister services
U
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
frontal
U
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
lithic
U
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose
U
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
hermitical
U
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Neanderthal
U
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
morphic
U
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
associates
U
وابسته وابسته کردن
associating
U
وابسته وابسته کردن
associate
U
وابسته وابسته کردن
associated
U
وابسته وابسته کردن
popliteal
U
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical
U
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
poplitaeal
U
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal
U
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
discourses
U
سخنرانی کردن ادا کردن
homily
U
سخنرانی کردن موعظه کردن
discourse
U
سخنرانی کردن ادا کردن
speechify
U
نطاقی کردن سخنرانی کردن
homilies
U
سخنرانی کردن موعظه کردن
hold forth
U
مطرح کردن سخنرانی کردن
preaches
U
وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
preached
U
وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
preach
U
وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
life cycle hypothesis
U
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
tuitionary
U
وابسته به
adjective
U
وابسته
adjectives
U
وابسته
akin
U
وابسته
pertaining
U
وابسته
attached
U
وابسته
attributable
U
وابسته به
appurtenant
U
وابسته
aquatic
U
وابسته به اب
diphtheric
U
وابسته به
febile
U
وابسته به تب
sexual organs
U
وابسته به
attendant
U
وابسته
attendants
U
وابسته
monitorial
U
وابسته به
germane
U
وابسته
hanger on
U
وابسته
belonging
U
وابسته ها
dependent
U
وابسته
interdependent
U
وابسته
elfin
U
وابسته به جن
elysian
U
وابسته به
affiliating
U
وابسته
affiliates
U
وابسته
pyrexic
U
وابسته به تب
attache
U
وابسته
pyrexial
U
وابسته به تب
pyretic
U
وابسته به تب
federate
U
وابسته
federated
U
وابسته
federates
U
وابسته
federating
U
وابسته
of kin
U
وابسته
levitical
U
وابسته به
cantabrigian
U
وابسته به
carpal
U
وابسته به مچ
affiliated
U
وابسته
affiliate
U
وابسته
syncop
U
وابسته به غش
riverrine
U
وابسته به
congenerous
U
وابسته
related
U
وابسته
comprador
U
وابسته
commissarial
U
وابسته به
thereof=of that
U
وابسته به ان
cephalic
U
وابسته به سر
pertinent
U
وابسته
israelitish
U
وابسته به
thereof
U
وابسته به ان
subordinate
U
وابسته
subordinates
U
وابسته
subordinating
U
وابسته
pertianing
U
وابسته
contingent
U
وابسته
relevant
U
وابسته
contingents
U
وابسته
messianic
U
وابسته به
correspondent
U
وابسته
wedded
U
وابسته
dependant
U
وابسته
correspondents
U
وابسته
plantar
U
وابسته به کف پا
dependants
U
وابسته
subordinated
U
وابسته
relative
U
وابسته
archimedean
U
وابسته به ارشمیدس
astronautical
U
وابسته به فضانوردان
trachean
U
وابسته به نای
army attache
U
وابسته نظامی
pygmaean
U
وابسته به پیگمی ها
graphic
U
وابسته به فن نوشتن
tutelary
<adj.>
U
وابسته به سرپرستی
associated company
U
شرکت وابسته
pygmean
U
وابسته به پیگمی ها
leninist
U
وابسته به لنین
army attache
U
وابسته زمینی
lenten
U
وابسته به چله
pythian
U
وابسته به "اپولو"
pharisaic
U
وابسته به فریسی
limnetic
U
وابسته به اب شیرین
pyrrhic
U
وابسته به " پیروس "
analphabetic
U
وابسته به بیسوادی
tubulifloral
U
وابسته به استکانیان
placentas
U
وابسته به جفت
anginal
U
وابسته به گلودرد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com