English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
cliquey U وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquy U وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
choral U وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
phallic U وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
cliquish U وابسته بیک دسته ویژه
syzygial U وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
olympian U اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic U وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
macrurous U مربوط به دسته دم درازان از سخت پوستان وابسته به خرچنگهای دریایی
dialectological U وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
telepathic U وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
subglacial U وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
lexicographic U وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
puritanical U وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
phylar U وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
vehicular U وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
sothic U وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
rectal U وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
supervisory U وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
kinetic U وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
monarchic U وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
erotic U وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
lithic U وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose U وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
sister services U یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
frontal U وابسته به پیشانی وابسته بجلو
Neanderthal U وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
hermitical U وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
morphic U وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
associates U وابسته وابسته کردن
associated U وابسته وابسته کردن
associate U وابسته وابسته کردن
associating U وابسته وابسته کردن
popliteal U وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal U وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
poplitaeal U وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical U وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
life cycle hypothesis U فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
packs U دسته گروه
In groups. In batches. U دسته دسته ( گروه گروه )
pack U دسته گروه
groupings U دسته گروه سازی
grouping U دسته گروه سازی
division U دسته گروه اسبهای مسابقه معین
divisions U دسته گروه اسبهای مسابقه معین
minor league U دسته یا گروه فرعی ورزشی تیمهای کودکان یا تازه کارها
pertianing U وابسته
dependant U وابسته
akin U وابسته
dependants U وابسته
of kin U وابسته
adjective U وابسته
belonging U وابسته ها
germane U وابسته
adjectives U وابسته
dependent U وابسته
attached U وابسته
hanger on U وابسته
subordinates U وابسته
pertaining U وابسته
pertinent U وابسته
messianic U وابسته به
contingents U وابسته
contingent U وابسته
israelitish U وابسته به
aquatic U وابسته به اب
correspondents U وابسته
related U وابسته
affiliate U وابسته
relevant U وابسته
thereof=of that U وابسته به ان
levitical U وابسته به
affiliated U وابسته
affiliates U وابسته
elfin U وابسته به جن
thereof U وابسته به ان
federate U وابسته
federated U وابسته
federates U وابسته
federating U وابسته
syncop U وابسته به غش
correspondent U وابسته
monitorial U وابسته به
subordinating U وابسته
subordinated U وابسته
subordinate U وابسته
tuitionary U وابسته به
affiliating U وابسته
attendant U وابسته
pyretic U وابسته به تب
attributable U وابسته به
sexual organs U وابسته به
commissarial U وابسته به
appurtenant U وابسته
riverrine U وابسته به
comprador U وابسته
elysian U وابسته به
plantar U وابسته به کف پا
diphtheric U وابسته به
wedded U وابسته
congenerous U وابسته
pyrexial U وابسته به تب
pyrexic U وابسته به تب
interdependent U وابسته
cephalic U وابسته به سر
febile U وابسته به تب
attache U وابسته
carpal U وابسته به مچ
attendants U وابسته
cantabrigian U وابسته به
relative U وابسته
cliques U جرگه
colonies U جرگه
clique U جرگه
colony U جرگه
packs U گروه تعقیب کننده پیشتاز گروه تازیها گروه مهاجمان در تجمع
pack U گروه تعقیب کننده پیشتاز گروه تازیها گروه مهاجمان در تجمع
migratory U وابسته به مهاجرت
psychologic U وابسته به روانشناسی
puberal U وابسته به بلوغ
correlative U وابسته بهم
metopic U وابسته به پیشانی
Koranic U وابسته بقران
minim U وابسته به حداقل
metatarsal U وابسته بمشط پا
meteorologic U وابسته به هواشناسی
ducal U وابسته به دوک
myelogenous U وابسته بمغزاستخوان
declamatory U وابسته به دکلمه
military attache U وابسته نظامی
microscopical U وابسته به ریزبین
programmatic U وابسته به پروگرام
promethean U وابسته به پرومیتوس
heather U وابسته به خلنگ
inarticulate U وابسته به بی مفصلان
provencal U وابسته بشهر
monotheistic U وابسته به توحید
minims U وابسته به حداقل
pubertal U وابسته به بلوغ
mantic U وابسته به پیشگویی
malic U وابسته به سیب
malarial U وابسته به مالاریا
machine dependent U وابسته به ماشین
machine dependent U وابسته ماشین
macaronic U وابسته به ماکارونی
lukan U وابسته به لوقا
lucan U وابسته به لوقا
logarithmic U وابسته به لگاریتم
insular U وابسته به جزیره
secular U وابسته بدنیا
humanitarian U وابسته به بشردوستی
radio carpal U وابسته به زندبالاومچ
radio ulnar U وابسته به زندبالاوزندپائین
ranine U وابسته به وزغ
rectal U وابسته به مقعد
manurial U وابسته بکود
pygmean U وابسته به پیگمی ها
pyrrhic U وابسته به " پیروس "
satyrs U وابسته به ساتیر
satyr U وابسته به ساتیر
contextual U وابسته بقراین
mensal U وابسته به میز
menopausal U وابسته به یائسگی
memory dependent U وابسته حافظه
mayoral U وابسته به شهردار
sermon U وابسته بموعظه
sermons U وابسته بموعظه
maximal U وابسته به حداکثر
matricidal U وابسته بمادرکشی
pythian U وابسته به "اپولو"
masticatory U وابسته به جویدن
marian U وابسته به مریم
pygmaean U وابسته به پیگمی ها
rectorial U وابسته به rector
mythologic U وابسته به اساطیر
ornithic U وابسته به مرغان
pleural U وابسته به شامه شش
palating U وابسته بسق
platinic U وابسته به پلاتین
maternity U وابسته به زایمان
atavistic U وابسته به نیاکان
galactic U وابسته به کهکشان
pistillary U وابسته به مادگی گل
paschal U وابسته به عیررستاخیزمسیح
palatal U وابسته سق دهانی
plumbous U وابسته به سرب
visuals U وابسته به دید
visually U وابسته به دید
visual U وابسته به دید
orthopedic U وابسته به استخوانپزشکی
outer directed U برون وابسته
pocky U وابسته به ابله
ovular U وابسته به تخمک
palatal U وابسته به کام
passerine U وابسته به گنجشک
patrimonial U وابسته میراث
pediculate U وابسته به خفاش
probationary U وابسته به التزام
photic U وابسته به تولیدنور
peruvian U وابسته به پرو
petiolar U وابسته به برگدم
petrologic U وابسته به سنگ
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com