Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
write-in
U
وابسته به اینگونه رای
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
like this
U
اینگونه
such like
U
اینگونه
and all that
U
و از اینگونه سخنان
diseases of this nature
U
اینگونه ناخوشی ها
Such people are wicked .
U
اینگونه آدمها شر هستند
such goods will sell very high
U
اینگونه کالاهاخوب بفروش میرود
court of record
U
در CL فقط اینگونه محاکم حق صدور حکم جریمه و زندان را دارند
precedent
U
نمونه و پیش نویس اسناد مختلف که به منظور استفاده تهیه کنندگان بعدی اینگونه اسنادتهیه و منتشر میشود
precedents
U
نمونه و پیش نویس اسناد مختلف که به منظور استفاده تهیه کنندگان بعدی اینگونه اسنادتهیه و منتشر میشود
Family prayer rug
U
فرش محرابی صف گونه
[اینگونه بافت ها دارای چندین محراب قرینه بوده و بیشتر بصورت گلیم بافته می شود.]
phallic
U
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
Mohtasham design
U
طرح محتشمی
[اینگونه طرح ها منسوب به استاد محتشم کاشانی بافنده مشهور کاشان می باشد.]
metallic thread
U
نخ زربفت
[اینگونه نخ ها که از تابیده شدن ورقه های نازک طلا، نقره و یا دیگر فلزات بدور نخ تهیه می شوند، جهت تزئین فرش بکار رفته.]
olympian
U
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial
U
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic
U
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
subglacial
U
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
choral
U
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
dialectological
U
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
telepathic
U
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
rosette border
U
حاشیه گل و بوته
[اینگونه حاشیه ها هم بوصرت کاملا متقارن با استفاده از گل های باز شده بزرگ و کوچک و هم بصورت پیچشی قسمت حاشیه را تزئین می کند.]
vehicular
U
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
puritanical
U
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
rectal
U
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
phylar
U
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
sothic
U
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
lexicographic
U
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
cliquy
U
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory
U
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
kinetic
U
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
cliquey
U
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
monarchic
U
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
erotic
U
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
tribial rugs
U
فرش های عشایری
[فرش های ایلی]
[اینگونه فرش ها ریشه در آداب و رسوم و فرهنگ هر منطقه داشته و تابلوئی از زندگی ایشان را به نقش می کشد.]
reed
U
شانه
[وسیله ای که جهت کوبیدن و محکم کردن نخ پود در چله استفاده می شود و بیشتر در دارهای مکانیکی مورد استفاده قرار می گیرد. اندازه اینگونه شانه به پهنای عرض بافت است.]
saddle cover
U
رو زینی
[اینگونه بافته ها بصورت قالیچه یا پتو در قدیم بیشتر رواج داشت و اکنون نیز در بعضی عشایر جهت استفاده شخصی بافته شده و برای تزئین روی اسب و پوشش زین بکار می رود.]
sister services
U
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
lithic
U
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
frontal
U
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
zygose
U
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
Turkaman rugs
U
فرش های ترکمن
[اینگونه فرش ها دارای طرح های ساده و هندسی شکل می باشند و غالبا زمینه قرمز یا قهوه ای ته قرمز با لبه ها و نوارهای سفید رنگ بافته می شوند.]
saddle bag
U
خورجین
[اینگونه قالیچه ها بصورت قرینه بافته می شوند.گاه مجزا بوده و سپس به یکدیگر متصل می شوند و یا بصورت یک تکه که در وسط ساده است بافته می شوند.]
table carpet
U
فرش رومیزی
[اینگونه فرش ها بصورت دایره یا بیضی بافته شده. نقوش قدیمی آن بیشتر از طرح مملوک و فرش های جدیدتر از طرح های قفقازی و ترکی بهره گرفته است.]
pictorial rug
U
قالیچه های تصویری
[قالیچه های پرتره]
[در اینگونه فرش ها نگاره های معمول فرش ها استفاده نمی شود و در آن از تصاویر انسان، حیوان، طبیعت، بناها و حوادث تاریخی بهره می گیرند. به آن نقش غلط نیز می گویند.]
Neanderthal
U
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
morphic
U
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical
U
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
associating
U
وابسته وابسته کردن
associates
U
وابسته وابسته کردن
associated
U
وابسته وابسته کردن
associate
U
وابسته وابسته کردن
epistemologycal
U
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
popliteal
U
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical
U
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
poplitaeal
U
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
life cycle hypothesis
U
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
subordinates
U
وابسته
carpal
U
وابسته به مچ
akin
U
وابسته
contingent
U
وابسته
adjectives
U
وابسته
adjective
U
وابسته
sexual organs
U
وابسته به
commissarial
U
وابسته به
cephalic
U
وابسته به سر
aquatic
U
وابسته به اب
subordinating
U
وابسته
wedded
U
وابسته
subordinate
U
وابسته
comprador
U
وابسته
congenerous
U
وابسته
riverrine
U
وابسته به
levitical
U
وابسته به
elfin
U
وابسته به جن
plantar
U
وابسته به کف پا
pertaining
U
وابسته
elysian
U
وابسته به
subordinated
U
وابسته
affiliates
U
وابسته
febile
U
وابسته به تب
attendants
U
وابسته
dependant
U
وابسته
diphtheric
U
وابسته به
attributable
U
وابسته به
thereof
U
وابسته به ان
relative
U
وابسته
interdependent
U
وابسته
pyrexic
U
وابسته به تب
pyrexial
U
وابسته به تب
pertianing
U
وابسته
pyretic
U
وابسته به تب
hanger on
U
وابسته
of kin
U
وابسته
attendant
U
وابسته
dependants
U
وابسته
federate
U
وابسته
relevant
U
وابسته
attache
U
وابسته
pertinent
U
وابسته
dependent
U
وابسته
related
U
وابسته
messianic
U
وابسته به
affiliate
U
وابسته
affiliating
U
وابسته
israelitish
U
وابسته به
appurtenant
U
وابسته
affiliated
U
وابسته
tuitionary
U
وابسته به
attached
U
وابسته
federating
U
وابسته
federates
U
وابسته
monitorial
U
وابسته به
belonging
U
وابسته ها
thereof=of that
U
وابسته به ان
germane
U
وابسته
federated
U
وابسته
syncop
U
وابسته به غش
correspondents
U
وابسته
cantabrigian
U
وابسته به
contingents
U
وابسته
correspondent
U
وابسته
glandulose
U
وابسته به غدد
glandulous
U
وابسته به غدد
laryngeal
U
وابسته بنای
gerontic
U
وابسته به پیری
gnomonic
U
وابسته به شاخص
pharmacologic
U
وابسته بداروشناسی
isthmian
U
وابسته به باریکه
floricultural
U
وابسته به گلکاری
folkish
U
وابسته به فولکلور
flexional
U
وابسته به صرف
gasolinic
U
وابسته به بنزین
folklorish
U
وابسته به فولکلور
laryngitic
U
وابسته به نای
fetal
U
وابسته به جنین
iraqi
U
وابسته به عراق
iranian
U
وابسته به ایران
galilean
U
وابسته به گالیله
interrogatory
U
وابسته به سئوال
geomantic
U
وابسته به رمالی
gregorian
U
وابسته به گریگوری
hyperbolic
U
وابسته به هذلولی
hydrologic
U
وابسته به اب شناسی
hydrological
U
وابسته به خواص اب
hygroscopic
U
وابسته به نم نما
hypochondriacal
U
وابسته به تهیگاه
inflexional
U
وابسته به صرف
iatric
U
وابسته به پزشکی
jesuitic
U
وابسته به یسوعیون
tetanal
U
وابسته به کزاز
ichthyic
U
وابسته به ماهی
inferential
U
وابسته به استنتاج
indonesian
U
وابسته به اندونزی
kufic
U
وابسته به کوفه
lactic
U
وابسته به شیر
indic
U
وابسته به هند
idiographic
U
وابسته به مجاز
infusorial
U
وابسته به نمرویان
hunnish
U
وابسته به هونها
inhibitive
U
وابسته به جلوگیری
gular
U
وابسته به مری
gutturo nasal
U
وابسته بگلووبینی
interoceptive
U
وابسته به احشاء
haemic
U
وابسته بخون
internuptial
U
وابسته به عروسی
hematic
U
وابسته به خون
interferential
U
وابسته به دخالت
intercollegiate
U
وابسته بکالج ها
inspectoral
U
وابسته به بازرس ها
isthmic
U
وابسته به باریکه
hippocratic
U
وابسته به طب بقراط
homeric
U
وابسته به هومر
inner directed
U
درون وابسته
horatian
U
وابسته به هوراس
irrigational
U
وابسته به ابیاری
humnanist
U
وابسته به بشردوستی
incorporative
U
وابسته به الحاق
bacterial
U
وابسته به باکتری
antichristian
U
وابسته به دجال
anginal
U
وابسته به گلودرد
analphabetic
U
وابسته به بیسوادی
altitudinal
U
وابسته به اوج
air attache
U
وابسته هوایی
affiliated company
U
شرکت وابسته
aesculapian
U
وابسته به دارگونه طب
aerological
U
وابسته بهواشناسی
adipic
U
وابسته به چربی
acoustical
U
وابسته به شنوایی
aortal
U
وابسته بشاهرگ
aortic
U
وابسته بشاهرگ
bacchanal
U
وابسته به باکوس
avian
U
وابسته به مرغان
auricular
U
وابسته بشنوایی
auditive
U
وابسته به شنوایی
attache
U
وابسته نظامی
astronautical
U
وابسته به فضانوردان
associated company
U
شرکت وابسته
army attache
U
وابسته زمینی
army attache
U
وابسته نظامی
archimedean
U
وابسته به ارشمیدس
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com