Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
aquatic
U
وابسته به اب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
coniferous
U
جوزاور- جوزدار- وابسته بخانواده کاج
pertain
U
وابسته بودن
pertained
U
وابسته بودن
pertains
U
وابسته بودن
acoustic
U
وابسته به شنوایی
paraplegic
U
وابسته به فلج پا
paraplegics
U
وابسته به فلج پا
reindeer
U
گوزن شمالی وابسته بدوران کهنه سنگی اروپا
theatrical
U
وابسته به تماشاخانه تئاتری
apocalyptic
U
وابسته به کتاب مکاشفات یوحنا
apocalyptical
U
وابسته به کتاب مکاشفات یوحنا
Indian
U
وابسته به هندی ها
Indians
U
وابسته به هندی ها
renal
U
وابسته به کلیه ها
attachment
U
وسایل وابسته
service
U
درخت سنجد وابسته بخدمت
serviced
U
درخت سنجد وابسته بخدمت
relative
U
وابسته
Machiavellian
U
وابسته به عقاید سیاسی "ماکیاولی "
apostolic
U
وابسته به پاپ
encyclical
U
عمومی وابسته به بخشنامه پاپ
encyclicals
U
عمومی وابسته به بخشنامه پاپ
manual
U
وابسته بدست
procedural
U
وابسته به طرز عمل ورویه روندی
lesbian
U
وابسته به طبق زنی
lesbian
U
وابسته به دفع شهوت یک زن با زن دیگر
lesbians
U
وابسته به طبق زنی
lesbians
U
وابسته به دفع شهوت یک زن با زن دیگر
appertain
U
وابسته بودن
appertained
U
وابسته بودن
appertaining
U
وابسته بودن
appertains
U
وابسته بودن
zoological
U
وابسته به جانور شناسی حیوان
relation
U
نقل قول وابسته به نسبت یا خویشی
regard
U
وابسته بودن به نگریستن
regarded
U
وابسته بودن به نگریستن
regards
U
وابسته بودن به نگریستن
gossipy
U
وابسته به سخن چینی یاشایعات
obituaries
U
وابسته به وفات
obituary
U
وابسته به وفات
mathematical
U
وابسته به ریاضیات
antediluvian
U
وابسته به پیش از طوفان پیش از طوفان نوح
postal
U
وابسته به پستخانه
boozier
U
وابسته به مشروب
booziest
U
وابسته به مشروب
boozy
U
وابسته به مشروب
septic
U
وابسته به گندیدگی
senile
U
وابسته به پیری
quixotic
U
ارمان گرای وابسته به دان کیشوت
sonic
U
وابسته بسرعت صوت
ambassadorial
U
وابسته به سفارت
convivial
U
وابسته به جشن وعشرت
residential
U
وابسته به اقامت قابل سکنی
penitential
U
وابسته به طلب مغفرت وندامت
astronomic
U
بیشمار وابسته به علم هیئت
astronomical
U
بیشمار وابسته به علم هیئت
feline
U
وابسته به تیره گربه گربه صفت
graphic
U
وابسته به فن نوشتن
regimental
U
لباس افسری وابسته به هنگ
percipient
U
وابسته به ادراک وبینش
placenta
U
وابسته به جفت
placentas
U
وابسته به جفت
static
U
وابسته به اجسام ساکن
partitive
U
وابسته به تیغه یا دیواره یاتفکیک
partitive
U
وابسته به جزء
partitives
U
وابسته به تیغه یا دیواره یاتفکیک
partitives
U
وابسته به جزء
primer
U
وابسته بدوران بشر اولیه
primers
U
وابسته بدوران بشر اولیه
peripheral
U
دورهای وابسته به محیط
messianic
U
وابسته به
whirlwind
U
وابسته به گردباد
whirlwinds
U
وابسته به گردباد
antonymous
U
وابسته بکلمه متضاد
ophthalmic
U
چشمی وابسته به چشم
relevant
U
وابسته مطابق
relevant
U
وابسته
meretricious
U
وابسته به فاحشه
diagnostic
U
وابسته به تشخیص ناخوشی
serf
U
درسیستم فئودالی به رعایای وابسته به زمین اطلاق می شد اگر چه برده نبودند لیکن فاقد ازادی واقعی محسوب می شدند
serfs
U
درسیستم فئودالی به رعایای وابسته به زمین اطلاق می شد اگر چه برده نبودند لیکن فاقد ازادی واقعی محسوب می شدند
protective
U
وابسته به حفظ یاحراست
correspondent
U
وابسته
correspondents
U
وابسته
canine
U
وابسته به خانواده سگ سگ مانند
flamboyant
U
زرق وبرق دار وابسته به مکتب معماری گوتیگ
dental
U
وابسته به دندانسازی
Manx
U
وابسته به جزیره انسان لهجهای که در جزیره نامبرده بدان سخن میگویند
bedlam
U
وابسته به دیوانه ها یا دیوانه خانه
pay
U
وابسته به پرداخت
paying
U
وابسته به پرداخت
pays
U
وابسته به پرداخت
contingent
U
وابسته
contingents
U
وابسته
organic
U
وابسته به شیمی الی
organic
U
وابسته به موجودالی
gastronomic
U
وابسته به غذا و پخت وپز
modular
U
وابسته به قدر مطلق
pornographic
U
وابسته به عکس یانوشته شهوت انگیز
epigrammatic
U
وابسته به لطیفه و کلمات قصار
Other Matches
phallic
U
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
olympian
U
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic
U
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
syzygial
U
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
dialectological
U
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
choral
U
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
subglacial
U
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
telepathic
U
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
phylar
U
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
vehicular
U
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
lexicographic
U
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
rectal
U
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
puritanical
U
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
sothic
U
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
cliquey
U
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquy
U
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory
U
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
monarchic
U
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
erotic
U
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
kinetic
U
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
zygose
U
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
lithic
U
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
frontal
U
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
sister services
U
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
morphic
U
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical
U
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Neanderthal
U
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
associate
U
وابسته وابسته کردن
associates
U
وابسته وابسته کردن
associated
U
وابسته وابسته کردن
associating
U
وابسته وابسته کردن
poplitaeal
U
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal
U
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
physico chemical
U
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
popliteal
U
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
life cycle hypothesis
U
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
israelitish
U
وابسته به
cantabrigian
U
وابسته به
dependants
U
وابسته
dependant
U
وابسته
thereof=of that
U
وابسته به ان
pertaining
U
وابسته
attache
U
وابسته
subordinates
U
وابسته
subordinated
U
وابسته
subordinate
U
وابسته
appurtenant
U
وابسته
levitical
U
وابسته به
elfin
U
وابسته به جن
carpal
U
وابسته به مچ
riverrine
U
وابسته به
hanger on
U
وابسته
thereof
U
وابسته به ان
interdependent
U
وابسته
febile
U
وابسته به تب
federating
U
وابسته
sexual organs
U
وابسته به
federates
U
وابسته
adjective
U
وابسته
adjectives
U
وابسته
federated
U
وابسته
federate
U
وابسته
akin
U
وابسته
diphtheric
U
وابسته به
congenerous
U
وابسته
pertinent
U
وابسته
comprador
U
وابسته
cephalic
U
وابسته به سر
pyretic
U
وابسته به تب
pyrexial
U
وابسته به تب
pyrexic
U
وابسته به تب
commissarial
U
وابسته به
affiliating
U
وابسته
affiliates
U
وابسته
affiliated
U
وابسته
affiliate
U
وابسته
related
U
وابسته
attendant
U
وابسته
attendants
U
وابسته
elysian
U
وابسته به
attached
U
وابسته
tuitionary
U
وابسته به
wedded
U
وابسته
of kin
U
وابسته
subordinating
U
وابسته
germane
U
وابسته
monitorial
U
وابسته به
dependent
U
وابسته
belonging
U
وابسته ها
syncop
U
وابسته به غش
plantar
U
وابسته به کف پا
pertianing
U
وابسته
attributable
U
وابسته به
missions
U
وابسته به ماموریت
trigonometric
U
وابسته به مثلثات
hypochondriacal
U
وابسته به تهیگاه
commercial attache
U
وابسته تجاری
darky
U
وابسته به نژادسیاه
stimulus bound
U
محرک- وابسته
commercial attache
U
وابسته تجارتی
naval
U
وابسته به کشتی
cuticular
U
وابسته به پوست
cuttural attache
U
وابسته فرهنگی
cycloidal
U
وابسته به دایره
cufic
U
وابسته به کوفه
mission
U
وابسته به ماموریت
stomatic
U
وابسته بدهان
trophic
U
وابسته بتغذیه
paralytics
U
وابسته به فلج
troy
U
وابسته به تروا
nasal
U
وابسته به بینی
oratorical
U
وابسته به سخنرانی
tubuliferous
U
وابسته به استکانیان
communistic
U
وابسته بکمونیسم
nasal
U
وابسته به منخرین
planetary
U
وابسته به سیاره
congestive
U
وابسته به تراکم
tubulifloral
U
وابسته به استکانیان
compunctious
U
وابسته به پشیمانی
corneal
U
وابسته به قرنیه
stomatal
U
وابسته به دهان
social
U
وابسته بجامعه
seminal
U
وابسته به منی
diametral
U
وابسته بقطر
soudanese
U
وابسته به soudan
dioecious
U
وابسته به مگ س گیران
municipal
U
وابسته بشهرداری
diphtheritic
U
وابسته به خناق
tutelary
U
وابسته بقیمومت
dipteran
U
وابسته به دوبالان
scientific
U
وابسته بعلم
investigatory
U
وابسته به رسیدگی
vital
U
وابسته به زندگی
vital
U
وابسته بزندگی
menstrual
U
وابسته به قاعده گی
undersurface
U
وابسته بزیرسطح
dominical
U
وابسته بخداوند
porcine
U
وابسته بخوک
tussive
U
وابسته به سرفه
deathy
U
وابسته بمردن
deltaic
U
وابسته به دلتا
dependant variable
U
متغیر وابسته
subversion
U
وابسته به خرابکاری
dependent variable
U
متغیر وابسته
structurally
U
وابسته به بنا
dermatic
U
وابسته به زیرپوست
structurally
U
وابسته به ساختمان
specie
U
وابسته بسکه
device dependent
U
وابسته به دستگاه
diaconal
U
وابسته بشماس
structural
U
وابسته به بنا
humans
U
وابسته بانسان
human
U
وابسته بانسان
ethnicity
U
وابسته به نژادشناسی
ethnic
U
وابسته به نژادشناسی
sorcerous
U
وابسته به جادوگری
commercial attache
U
وابسته بازرگانی
tonsorial
U
وابسته به سلمانی
thermometric
U
وابسته به گرماسنج
associated company
U
شرکت وابسته
acoustical
U
وابسته به شنوایی
astronautical
U
وابسته به فضانوردان
degenerative
U
وابسته به انحطاط
attache
U
وابسته نظامی
pancreatic
U
وابسته به لوزالمعده
emotive
U
وابسته به احساسات
landed
U
وابسته بزمین
totemic
U
وابسته به توتم
totemistic
U
وابسته به توتم
altitudinal
U
وابسته به اوج
auditive
U
وابسته به شنوایی
auricular
U
وابسته بشنوایی
theosophical
U
وابسته به عرفان
avian
U
وابسته به مرغان
army attache
U
وابسته زمینی
army attache
U
وابسته نظامی
toplogic
U
وابسته به مکانشناسی
air attache
U
وابسته هوایی
analphabetic
U
وابسته به بیسوادی
anginal
U
وابسته به گلودرد
time dependent
U
وابسته به زمان
antichristian
U
وابسته به دجال
tibial
U
وابسته بدرشت نی
aortal
U
وابسته بشاهرگ
aortic
U
وابسته بشاهرگ
affiliated company
U
شرکت وابسته
therof
U
وابسته بان
thermometric
U
وابسته به گرماسنجی
aesculapian
U
وابسته به دارگونه طب
aerological
U
وابسته بهواشناسی
adipic
U
وابسته به چربی
archimedean
U
وابسته به ارشمیدس
bacchanal
U
وابسته به باکوس
bacterial
U
وابسته به باکتری
chaldaic
U
وابسته بکلده
symphyseal
U
وابسته به همرویش
chlorotic
U
وابسته به یرقان
sympathetics
U
پی یا عصب که وابسته به
swinish
U
وابسته به خوک
connubial
U
وابسته به زناشویی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com