English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
chromatographic U وابسته برنگ نگاری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
lexicographic U وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
uranographical U وابسته به اسمان نگاری
uranographic U وابسته به اسمان نگاری
topographic U وابسته بنقشه برداری یا مکان نگاری
silhouette U نیمرخ هر چیزی برنگ سیاه یا برنگ یکدست
silhouettes U نیمرخ هر چیزی برنگ سیاه یا برنگ یکدست
litmus U ماده ابی رنگی که ازبعضی گلسنگ ها بدست میایدودر اثر اسید زیاد برنگ قرمزتبدیل میشود وهرگاه قلیا بدان بزنند باز برنگ ابی در میاید
pictography U تصویر نگاری رمز نگاری
fingerprinted U انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
fingerprinting U انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
fingerprint U انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
fingerprints U انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
bronze U برنگ برنز
brassier U برنگ برنج
wheaten U برنگ گندم
rosily U برنگ قرمز
violaceous U برنگ بنفشه
pinto U رنگ برنگ
sanguinity U برنگ خون
bloody U برنگ خون
bloodiest U برنگ خون
indigo U برنگ نیلی
bloodred U برنگ خون
lightsome U برنگ روشن
strawy U برنگ کاه
brassiest U برنگ برنج
bronzes U برنگ برنز
sepal oid U برنگ کاسبرگ
crimson U برنگ خون
brassy U برنگ برنج
bloodier U برنگ خون
sanguine U قرمز برنگ خون
cerulean U برنگ ابی نیلگون
amaranthine U برنگ تاج خروسی
encrimson U برنگ لاکی دراوردن
opalline U برنگ عین الشمس
iridescence U رنگ برنگ شونده
versicolour U رنگ برنگ شده
to change colour U رنگ برنگ شدن
rubiginous U برنگ قرمز اجری
rubrication U نشان گذاری برنگ قرمز
tan U برنگ قهوهای وسبزه دراوردن
color blind U فاقد حساسیت نسبت برنگ
It tends to be blue . It is bluish. U بیشتر برنگ آبی می زند
incarnate U برنگ گوشتی مجسم کردن
pyrope U هر نوع گوهر برنگ قرمز روشن
gummite U ئیدرات اورانیم برنگ زردمایل بقرمز
marble cake U کیک کره دار برنگ روشن
euclase U بریلیوم و الومینیوم برنگ سبز روشن یا ابی
gahnite U ماده معدنی برنگ سبزتیره بفرمول 4O 2Al Zn
grisaille U نقاشی برجسته نماروی شیشه برنگ خاکستری
manila paper U یک نوع کاغذ محکم برنگ زرد مایل به قهوهای
phallic U وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
odontolite U دندانی که تبدیل به سنگ شده و برنگ فیروزه در امده است
scarlet letter U حرف A برنگ سرخ که روی سینه زناکاران نصب میشده
white heat U درجه حرارت زیادی که ازسرخی گذشته و برنگ سفید دراید
monographs U تک نگاری
angiography U رگ نگاری
monograph U تک نگاری
reticulum U نگاری
hydrography U اب نگاری
arteriography U رگ نگاری
hydrographic U اب نگاری
oceanography U اقیانوس نگاری
spectrography U بیناب نگاری
spectrography U طیف نگاری
macrography U بزرگ نگاری
stylistics U سلیس نگاری
picture writing U تصویر نگاری
phonography U صدا نگاری
pictorial art U پیکر نگاری
dermatographia U پوست نگاری
dactylagraphy U انگشت نگاری
dactyloscopy U انگشت نگاری
data recording U داده نگاری
pictography U صورت نگاری
cardiography U قلب نگاری
oceanpgraphy U اقیانوس نگاری
electrotype U برق نگاری
oscillography U نوسان نگاری
demography U جمعیت نگاری
cranioscopy U جمجمه نگاری
demography U امار نگاری
myography U عضله نگاری
cerography U موم نگاری
tachygraphy U تند نگاری
chronology U وقایع نگاری
crystallography U بلور نگاری
logging U واقعه نگاری
phallography U نعوظ نگاری
petrography U سنگ نگاری
eco mapping U بوم نگاری
ethnography U قوم نگاری
pornography U هرزه نگاری
demography U مردم نگاری
journalism U روزنامه نگاری
cartography U نقشه نگاری
chronology U رخداد نگاری
chromatography U رنگ نگاری
soleprint U انگشت نگاری از پا
hydrography U علم اب نگاری
topography U مکان نگاری
topography U برجسته نگاری
hydrographic U نقشه اب نگاری
hydrographic U مربوط به اب نگاری
psychography U روان نگاری
seismography U زلزله نگاری
letter writing U نامه نگاری
letter writer U نامه نگاری
leetter writing U نامه نگاری
ski graphŠetc U سایه نگاری
arteriography U نبض نگاری
survey U اب نگاری دریایی
ethnographic <adj.> U قوم نگاری
surveys U اب نگاری دریایی
surveyed U اب نگاری دریایی
sciagraphy U سایه نگاری
seismic method U روش زلزله نگاری
computed tomography scanning U مغز نگاری کامپیوتری
electromyography U برق نگاری ماهیچه
finger print department U اداره انگشت نگاری
hydrographic chart U نقشه اب نگاری دریایی
hydrographic datum U سطح مبنای اب نگاری
electroretinography U برق نگاری شبکیه
emg U برق نگاری ماهیچه
ideographs U حروف اندیشه نگاری
newspaper U روزنامه نگاری کردن
portraiture U پیکر نگاری تعریف
telegraphic U از راه دور نگاری
notepaper U کاغذ نامه نگاری
anecdotal method U روش واقعه نگاری
diary method U روش خاطره نگاری
planography U نقشه نگاری طراحی
topography U مکان نگاری مساحی
mental topography U مکان نگاری ذهن
electrocardiography U قلب نگاری برقی
electroencephalography U برق نگاری مغز
newspapers U روزنامه نگاری کردن
To take fingerprints. U انگشت نگاری کردن
olympian U اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial U وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic U وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
telepathic U وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
dialectological U وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
choral U وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
subglacial U وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
automatics U فرم های نامه نگاری
automatic U فرم های نامه نگاری
to correspond with U رابطه [نامه نگاری] داشتن با
nautical chart U نقشه دریایی اب نگاری شده
uranography U عالم شناسی اسمان نگاری
lexicography U فرهنگ نویسی واژه نگاری
rectal U وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
sothic U وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
phylar U وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
puritanical U وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
vehicular U وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
journalese U بزرگ جلوه دادن مطالب درروزنامه نگاری
pastellist U پیکر نگاری که با مداد رنگی کار میکند
floating lines U خطوط مواج برجسته نگاری وبرجسته بینی
cliquy U وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
monarchic U وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
supervisory U وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
cliquey U وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic U وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
erotic U وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
moulage U انگشت نگاری یا نگارش اثر چیزی برای کشف جرم
lithic U وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose U وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
sister services U یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
frontal U وابسته به پیشانی وابسته بجلو
hermitical U وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Neanderthal U وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
morphic U وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
stereography U طریقه برجسته نگاری یا رسم ارتفاعات به طریقه استریوسکوپی
associate U وابسته وابسته کردن
associates U وابسته وابسته کردن
associated U وابسته وابسته کردن
associating U وابسته وابسته کردن
platina U پلاتین یا طلای سفید طبیعی برنگ طلای سفید
physico chemical U وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
poplitaeal U وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
popliteal U وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal U وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
electroencephalogram U منحنی هایی که توسط دستگاه ثبت امواج مغز ثبت شده است موج نگاری مغز
mirror carpet U طرح آینه [در این طرح زمینه اصلی فرش بصورت کاملا ساده و بدون هیچ نقش و نگاری بافته شده و تنها از یک یا دو حاشیه ساده استفاده می شود.]
life cycle hypothesis U فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
federates U وابسته
federating U وابسته
federate U وابسته
attributable U وابسته به
pertaining U وابسته
federated U وابسته
aquatic U وابسته به اب
appurtenant U وابسته
plantar U وابسته به کف پا
germane U وابسته
pyrexic U وابسته به تب
attendants U وابسته
attache U وابسته
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com