Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
gestic
U
وابسته بحرکت بدنی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
kinetic
U
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
lunitidal
U
وابسته بحرکت جزر ومد دراثر ماه
physical profile
U
براوردبنیه کلی بدنی یاقدرت بدنی و کارایی
corporal punishment
U
کیفر بدنی مجازات بدنی
to set going
U
بحرکت انداختن
to put in motion
U
بحرکت در اوردن
To set in motion.
U
بحرکت ؟ رآوردن
to set agoing
U
بحرکت انداختن
pricking
U
با سیخونک بحرکت واداشتن
pricked
U
با سیخونک بحرکت واداشتن
pricks
U
با سیخونک بحرکت واداشتن
snick
U
بحرکت اوردن سهم
to gather way
U
شروع بحرکت کردن
To stir the nation to action.
U
ملت را بحرکت در آوردن
prick
U
با سیخونک بحرکت واداشتن
sail
U
هروسیلهای که با باد بحرکت دراید
bestir
U
بحرکت در اوردن تحریک کردن
wafts
U
بهوا راندن بحرکت در اوردن
wafting
U
بهوا راندن بحرکت در اوردن
sailings
U
هروسیلهای که با باد بحرکت دراید
wafted
U
بهوا راندن بحرکت در اوردن
waft
U
بهوا راندن بحرکت در اوردن
sailed
U
هروسیلهای که با باد بحرکت دراید
moved
U
نوبت حرکت یابازی بحرکت انداختن
move
U
نوبت حرکت یابازی بحرکت انداختن
moves
U
نوبت حرکت یابازی بحرکت انداختن
valve gear
U
مکانیزمی که برای بحرکت دراوردن سوپاپهای موتورپیستونی
treadmill
U
چرخ افقی بزرگی که زندانیان ان را بحرکت دراورند
treadmills
U
چرخ افقی بزرگی که زندانیان ان را بحرکت دراورند
To move heaven and earth.
U
زمین وزمان را بحرکت در آوردن ( بهر اقدامی دست زدن )
tappet
U
جلو امدگی یا اهرمی که بوسیله چیز دیگری بحرکت اید
corporals
U
بدنی
corporal
U
بدنی
somatic
U
بدنی
so matic
U
بدنی
systemic
U
بدنی
bodily
U
بدنی
physical
U
بدنی
flesh colour
U
رنگ بدنی
corps a corps
U
تماس بدنی
p.exercise
U
پرورش بدنی
physical education
U
تربیت بدنی
somatotype
U
ریخت بدنی
corporal punishment
U
تنبیه بدنی
somatic disorders
U
اختلالهای بدنی
physical exercise
U
تمرین بدنی
physical movement
U
حرکت بدنی
common sensibility
U
حس کلی بدنی
physical profile
U
نیمرخ بدنی
body type
U
سنخ بدنی
hacking
U
خطای بدنی
physical appearance
U
منظر بدنی
flesh red
U
بدنی رنگ
assault and battery
U
حملهی بدنی
bodily pain
U
درد بدنی
eurhythmics
U
حرکات بدنی موزون
eurythmics
U
حرکات بدنی موزون
somesthesis
U
حساسیت به حسهای بدنی
personal foul
U
خطای بدنی به حریف
personnel monitoring
U
بازرسی بدنی از افراد
emotional and physical
U
امور عاطفی و بدنی
assaults
U
حمله بدنی به حریف
assaulted
U
حمله بدنی به حریف
assault
U
حمله بدنی به حریف
corporeal
U
بدنی دارای ماده
kinesiology
U
تشریح حرکات بدنی انسان
physical medicine
U
درمان بدنی و توان بخشی
physical characteristics
U
مشخصات زمین خصوصیات بدنی
phallic
U
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
classical seat
U
وضع بدنی سوارکار روی زین
army standard score
U
نمرات استاندارد و اندازههای بدنی افراد
syndromes
U
مجموعه علائم بدنی وذهنی مرض
orthograde
U
راه رونده با بدنی راست وعمودی
assault
U
حمله کردن به کسی به قصدازار بدنی
assaults
U
حمله کردن به کسی به قصدازار بدنی
physical
U
مربوط به استفاده از تماس یاخشونت بدنی
syndrome
U
مجموعه علائم بدنی وذهنی مرض
assaulted
U
حمله کردن به کسی به قصدازار بدنی
hydrofoil
U
سطح صاف یا موربی که دراثر حرکت اب از خلال ان بحرکت وعکس العمل دراید وغالبابشکل پرده یا باله ای ست
hydrofoils
U
سطح صاف یا موربی که دراثر حرکت اب از خلال ان بحرکت وعکس العمل دراید وغالبابشکل پرده یا باله ای ست
hyperphysical
U
خارق العاده مافوق قوه بدنی ومادی
dachshund
U
نوعی سگ کوچک با پاهایی کوتاه و بدنی دراز.
dachshunds
U
نوعی سگ کوچک با پاهایی کوتاه و بدنی دراز.
depressant
U
دژم ساز عامل کاهش دهنده فعالیت بدنی
olympian
U
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic
U
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
syzygial
U
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
skate off
U
حرکت بطرف حریف و تماس بدنی با او برای دور کردن اواز گوی
choral
U
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
telepathic
U
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
subglacial
U
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
dialectological
U
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
puritanical
U
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
vehicular
U
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
sothic
U
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
rectal
U
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
lexicographic
U
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
phylar
U
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
full mobilization
U
تحرک کامل بحرکت دراوردن کامل
cruelty
U
در CLعبارت است از سوء رفتار یکی از زوجین با دیگری به نحوی که احتمال منجر شدن ان به صدمات بدنی
erotic
U
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
cliquey
U
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
monarchic
U
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
cliquy
U
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
supervisory
U
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
touch football
U
نوعی فوتبال با 6 یا 9 بازیگردر هر تیم که سد کردن مجازاست ولی حمله بدنی مجازنیست و فقط لمس حریف کافی است
zygose
U
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
sister services
U
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
frontal
U
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
lithic
U
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
physical inspection
U
بازدید سطحی از بدنه جنگ افزار یا وسیله بازدید بدنی بازدید تاسیسات
offensive weapon
U
در CL به هر نوع وسیلهای اطلاق میشود که برای ازار بدنی ساخته یاتغییر داده شده باشد یا حامل ان را برای این منظور حمل کند
morphic
U
وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
Neanderthal
U
وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
hermitical
U
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
associating
U
وابسته وابسته کردن
associate
U
وابسته وابسته کردن
associated
U
وابسته وابسته کردن
associates
U
وابسته وابسته کردن
popliteal
U
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical
U
وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
epistemologycal
U
وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
poplitaeal
U
وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
hitting
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
life cycle hypothesis
U
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
related
U
وابسته
pertinent
U
وابسته
appurtenant
U
وابسته
cephalic
U
وابسته به سر
levitical
U
وابسته به
attributable
U
وابسته به
affiliate
U
وابسته
aquatic
U
وابسته به اب
interdependent
U
وابسته
congenerous
U
وابسته
comprador
U
وابسته
attached
U
وابسته
commissarial
U
وابسته به
syncop
U
وابسته به غش
affiliating
U
وابسته
attendant
U
وابسته
affiliates
U
وابسته
attendants
U
وابسته
monitorial
U
وابسته به
affiliated
U
وابسته
carpal
U
وابسته به مچ
pertaining
U
وابسته
pyrexial
U
وابسته به تب
pyretic
U
وابسته به تب
tuitionary
U
وابسته به
elfin
U
وابسته به جن
federating
U
وابسته
of kin
U
وابسته
federated
U
وابسته
dependent
U
وابسته
pyrexic
U
وابسته به تب
cantabrigian
U
وابسته به
israelitish
U
وابسته به
adjective
U
وابسته
adjectives
U
وابسته
akin
U
وابسته
germane
U
وابسته
thereof
U
وابسته به ان
attache
U
وابسته
thereof=of that
U
وابسته به ان
belonging
U
وابسته ها
federate
U
وابسته
subordinate
U
وابسته
correspondent
U
وابسته
correspondents
U
وابسته
subordinating
U
وابسته
subordinates
U
وابسته
dependant
U
وابسته
subordinated
U
وابسته
contingent
U
وابسته
contingents
U
وابسته
dependants
U
وابسته
elysian
U
وابسته به
relative
U
وابسته
wedded
U
وابسته
febile
U
وابسته به تب
sexual organs
U
وابسته به
hanger on
U
وابسته
plantar
U
وابسته به کف پا
diphtheric
U
وابسته به
messianic
U
وابسته به
riverrine
U
وابسته به
federates
U
وابسته
pertianing
U
وابسته
relevant
U
وابسته
lukan
U
وابسته به لوقا
skiey
U
وابسته باسمان
flexional
U
وابسته به صرف
marine
U
وابسته به دریانوردی
maritime
U
وابسته بدریانوردی
societal
U
وابسته به اجتماع
hematic
U
وابسته به خون
paralytics
U
وابسته به فلج
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com