English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 200 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
Privy Council U هیات مشاورین سلطنتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
order in council U تصمیم هیات مشاورین سلطنتی
order of council U تصمیم هیات مشاورین سلطنتی در غیاب یا بیماری پادشاه یا ملکه
Other Matches
icca U انجمن مستقل مشاورین کامپیوتر
mission U هیات اعزامی هیات تبلیغی
missions U هیات اعزامی هیات تبلیغی
independent U association computerconsulatans انجمن مستقل مشاورین کامپیوتر
summing up U خلاصهای که قاضی محکمه پس از ختم دادرسی و پیش از شروع شور هیات منصفه از جریان دادرسی و ادله ابرازی برای هیات منصفه بیان میکند
summings up U خلاصهای که قاضی محکمه پس از ختم دادرسی و پیش از شروع شور هیات منصفه از جریان دادرسی و ادله ابرازی برای هیات منصفه بیان میکند
regnal U سلطنتی
rial U سلطنتی
royal U سلطنتی
monarchical U سلطنتی
scepter U عصای سلطنتی
royalties U از خانواده سلطنتی
royal honor U درجه سلطنتی
scepters U عصای سلطنتی
sceptre U عصای سلطنتی
regalia U امتیازات سلطنتی
bailiff U نگهبان دژ سلطنتی
bailiffs U نگهبان دژ سلطنتی
royalty U از خانواده سلطنتی
sceptres U عصای سلطنتی
monarchy U حکومت سلطنتی
keep of the U مهردار سلطنتی
great seal U مهر سلطنتی
gentleman atarms U عضوگاردویژه سلطنتی
monarchies U حکومت سلطنتی
royal flag U پرچم سلطنتی
monarchy constitutional U حکومت مشروطه سلطنتی
born in the purpule U عضو خانواده سلطنتی
royalty U اعضای خانواده سلطنتی
sceptered U دارای عصای سلطنتی
equerry U اصطبل سلطنتی میراخور
equerries U اصطبل سلطنتی میراخور
royalism U طرفداری از رژیم سلطنتی
royalties U اعضای خانواده سلطنتی
stuart U خانواده سلطنتی قدیم انگلستان
plantagenet U خانواده سلطنتی پلانتاژنت انگلیس
monarchy U سلطنت مطلقه رژیم سلطنتی
remembrancer U مامور وصول مطالبات سلطنتی
monarchy absolute U حکومت سلطنتی مطلقه واستبدادی
monarchies U سلطنت مطلقه رژیم سلطنتی
tudor U خانواده سلطنتی تودور درانگلیس
privy councillor U عضو هیئت رایزنان سلطنتی
RCs U مخفف کالج سلطنتی جراحان
scepter U دارای قدرت واختیارات سلطنتی بودن
royalism U شاهپرستی طرفداری از سیستم حکومت سلطنتی
yeoman of the guard U گارد سلطنتی محافظ جان پادشاه انگلیس
palating U مجلل امیری که دارای امتیازات سلطنتی بوده
verderer U متصدی قضائی امور وابسته به جنگلهای سلطنتی
Fontainebleau U [سبک دکوراسیون در قصر ییلاقی سلطنتی فرانسه]
master of the horse U کسیکه گماشته بر امورخانواده سلطنتی است میراخور
chancery U مقام وزارت دارایی دفتر مهردار سلطنتی
lancastrian U در انگلیس طرفدار یاعضو خانواده سلطنتی لنکستر
verderor U متصدی قضائی امور وابسته به جنگلهای سلطنتی
page of presence U لقب هایی که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
p sanction U حکم سلطنتی یاتصویب نامهای که صورت قانون راپیدامیکند
fleur de lys U گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
fleur de lis U گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
witan U اعیان و اسقفان و پیرانی که در شورای سلطنتی شرکت میکردند
flower de luce U گل زنبق یاسوسن :نشان خانواده سلطنتی فرانسه درقدیم
page of bonour U لقب هایی است که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
knight marshal U کسیکه در خانواده سلطنتی دارای برخی مامریتهای قضایی باشد
mission U هیات
missions U هیات
boarded U هیات
body U هیات
board U هیات
bodies U هیات
party U هیات
corps U هیات
council U هیات
councils U هیات
legislative assembly U هیات مقننه
executive commission U هیات رئیسه
council of ministers U هیات وزرا
board of trustee U هیات امناء
board of trutees U هیات امنا
fact finding body U هیات تحقیق
board of conciliation U هیات مصالحه
board of directors U هیات نظار
cabint U هیات وزرا
executive committee U هیات رئیسه
board of directors U هیات مدیره
consular corps U هیات کنسولی
executive committee U هیات اجرایی
council of ministers U هیات وزیران
arbitral tribunal U هیات تحکیم
managing commission U هیات مدیره
governing body U هیات حاکمه
governing bodies U هیات حاکمه
legislatures U هیات مقننه
legislature U هیات مقننه
deputations U هیات نمایندگان
deputation U هیات نمایندگان
sovereigns U هیات رئیسه
sovereign U هیات رئیسه
executive commission U هیات مجریه
selection board U هیات گزینش
the ministry U هیات وزیران
directorate U هیات مدیره
cabinets U هیات دولت
cabinet U هیات دولت
delegations U هیات نمایندگان
delegation U هیات نمایندگان
directorates U هیات مدیره
juries U هیات منصفه
diplomatic corps U هیات دیپلماتیک
diplomatic corps U هیات سیاسی
managing committee U هیات مدیره
managing committee U هیات رئیسه
jury U هیات داوران
jury U هیات منصفه
juries U هیات داوران
forewoman U سخنگوی هیات منصفه
law of pragnanz U قانون هیات گرایی
benches U هیات قضات محکمه
head of the mission U رئیس هیات اعزامی
member of the jury U عضو هیات منصفه
jury man U عضو هیات منصفه
election of the committee U انتخابات هیات رئیسه
diplomatic body U هیات نمایندگان سیاسی
juror U عضو هیات منصفه
grand jury U هیات منصفه عالی
grand juries U هیات منصفه عالی
officer U عضو هیات رئیسه
constituency U هیات موکلان یک حوزه
constituencies U هیات موکلان یک حوزه
verdicts U رای هیات منصفه
verdicts U تصمیم هیات منصفه
verdict U رای هیات منصفه
verdict U تصمیم هیات منصفه
foremen U سخنگوی هیات منصفه
foreman U سخنگوی هیات منصفه
jurors U عضو هیات منصفه
officers U عضو هیات رئیسه
awards U حکم هیات داوری
diplomatic bady U هیات سیاسی نمایندگان
chairman of the board of directors U رئیس هیات مدیره
cabinet council U جلسه هیات وزیران
awarded U حکم هیات داوری
chairmen U رئیس هیات مدیره
chairman U رئیس هیات مدیره
diplomatic corps U هیات نمایندگان سیاسی
award U حکم هیات داوری
awarding U حکم هیات داوری
bench U هیات قضات محکمه
legislators U شارع عضو هیات مقننه
legislator U شارع عضو هیات مقننه
challenging a juror U جرح عضو هیات منصفه
return U گزارش نهایی هیات تحقیق
delegation U اعزام نماینده هیات نمایندگی
bar council U هیات مدیره کانون وکلا
delegations U اعزام نماینده هیات نمایندگی
selections U دسته یا هیات انتخاب شده
selection U دسته یا هیات انتخاب شده
returning U گزارش نهایی هیات تحقیق
returned U گزارش نهایی هیات تحقیق
returns U گزارش نهایی هیات تحقیق
striking a jury U تعیین هیات منصفه با روش حذفی
oligrachy U هیات حاکمه حکومتی با عده معدود
principal challenger U رد عضو هیات منصفه با دلیل قابل قبول
struck U هیات منصفه تعیین شده باروش حذفی
Royal Bokhara U فرش سلطنتی بخاراتی [این واژه تجاری به فرش های ترکمنی با کیفیت بالا اطلاق می شود.]
perverse verdict U رای هیات منصفه که بدون توجه به راهنمایی قاضی دادگاه
panels U صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
panel U صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
inquisitions U نظری که هیات منصفه در ذیل برگ بازجویی میدهد رسیدگی
inquisition U نظری که هیات منصفه در ذیل برگ بازجویی میدهد رسیدگی
monarchic U وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
summary conviction U حکم محکومیت صادره ازدادگاه بخش بدون دخالت هیات منصفه
indict U متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
indicts U متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
open verdict U رای هیات منصفه حاکی ازوقوع جرم بدون تصریح مجرم
indicting U متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
indicted U متهم کردن کسی بر مبنای تشخیص هیات منصفه دادگاه جنایی
The editorial staff drew unflattering comparisons between the mayor and a dictator. U هیات تحریریه مقایسه برخورنده ای بین این شهردار و دیکتاتوری کرد.
venire facias tot matrons U دستور تشکیل هیات منصفهای از زنان برای زنی که مدعی ابستنی است
riders U ماده اصلاحی یا الحاقی درشور سوم لایحه الحاقیه رای هیات منصفه
rider U ماده اصلاحی یا الحاقی درشور سوم لایحه الحاقیه رای هیات منصفه
peremptory challenge U رد عضو هیات منصفه به وسیله یکی از اصحاب دعوی بدون ذکر دلیل خاص
totaliarian state U دولتی که دران یک نفر یا یک هیات حاکمه اختیار و تصدی همه امور رادر دست دارند
corporation U شرکت یا بنگاه دارای شخصیت حقوقی هیات اعضا انجمن شهر یا مامورین منتخب شهرداری
corporations U شرکت یا بنگاه دارای شخصیت حقوقی هیات اعضا انجمن شهر یا مامورین منتخب شهرداری
summing up evidence U نطق اختتامیه وکیل در انتهای دادرسی که ضمن ان ادله ومدافعات خود را برای هیات منصفه شرح میدهد
discharges U مرخص کردن هیات منصفه از دادگاه نقض حکم یا دستور دادگاه
discharge U مرخص کردن هیات منصفه از دادگاه نقض حکم یا دستور دادگاه
special verdict U رای هیات منصفه در حالتی که حقایق موضوع مطروحه را ان چنان که برایشان ثابت شده است اعلام و اخذ تصمیم را به دادگاه بسپارند
challenged U مورد اعتراض یا تردید قراردادن اعتراض و ایراد به عضویا اعضا هیات منصفه انتخاب شده
challenges U مورد اعتراض یا تردید قراردادن اعتراض و ایراد به عضویا اعضا هیات منصفه انتخاب شده
challenge U مورد اعتراض یا تردید قراردادن اعتراض و ایراد به عضویا اعضا هیات منصفه انتخاب شده
presentment U اطلاع هیات منصفه دادگاه جنایی از وقوع جرم درصورتی که مبنی بر مشاهده یا اگاهی خود ایشان بوده بر مبنای کیفرخواست تنظیمی نباشد
coronation carpet U فرش تاجگذاری [این فرش که منصوب به اصفهان می باشد در قرن هفدهم میلادی جهت تاجگذاری فردریک پنجم در دانمارک بافته شده و اکنون نیز در موزه سلطنتی دانمارک نگهداری می شود]
gestalt psychology U روانشناسی گشتالت روانشناسی هیات نگر
misdirection U در CL منظوراشتباه قاضی است در موردتفهیم نکات قضایی موضوع برای اعضاء هیات منصفه پیش از انکه وارد شور شوندو این میتواند باعث تجدیدمحاکمه شود
arrest of judgment U سرباز زدن قاضی از صدورحکم پس از اعلام نظر هیات منصفه به علت مطالبی که درمدارک ارائه شده به نظررسیده و انهارا غلط یا قابل نقض قلمداد کند . به عبارت دیگر خودداری قاضی ازصدور رای است تا رفع اشتباهات موجود
charge U عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
charges U عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
planning comission U هیات برنامه ریزی کمیسیون برنامه ریزی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com