English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
air transport allocations board U هیئت تعیین کننده سهمیه ترابری هوایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
airlift service U سرویس حمل و نقل هوایی خدمات ترابری هوایی قسمت ترابری هوایی
boxman U عضو هیئت تعیین کننده محل افتادن توپ
to fix quota U تعیین سهمیه کردن
airlift U ترابری هوایی
airlifted U ترابری هوایی
airlifts U ترابری هوایی
airlifting U ترابری هوایی
air carrier U شرکت ترابری هوایی
air movement of patients U ترابری هوایی بیماران
tactical airlift U ترابری تاکتیکی هوایی
air transport group U گروه ترابری هوایی
air transport operation U عملیات ترابری هوایی
air transportable U قابل ترابری هوایی
attached airlift service U یکان ترابری هوایی زیرامر
air transport liaison officer U افسر رابط ترابری هوایی
airlift capacity U مقدورات ترابری هوایی مقدورات حمل و نقل هوایی
air tropping U ترابری هوایی غیر تاکتیکی پرسنل
airlift control element U عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
combat airlift support U پشتیبانی رزمی حمل و نقل هوایی پشتیبانی رزمی ترابری هوایی
airlift command U فرماندهی ترابری هوایی قسمت حمل و نقل هوایی فرماندهی حمل و نقل هوایی
awards U مبلغی که هیئت داوران جهت رفع اختلاف تعیین مینماید
award U مبلغی که هیئت داوران جهت رفع اختلاف تعیین مینماید
awarding U مبلغی که هیئت داوران جهت رفع اختلاف تعیین مینماید
awarded U مبلغی که هیئت داوران جهت رفع اختلاف تعیین مینماید
restrictive fire plan U طرح اتش محدود کننده حرکات هوایی یا تامینی هوایی
air priorities committee U کمیته تعیین ارجحیت حمل ونقل هوایی یا تعیین ارجحیت حمل بار
board of inspection and survey U هیئت بازرسی کننده خسارات وضایعات
combined communication board U هیئت برقرار کننده ارتباط درستادهای مرکب
shadow factor U ضریب مربوط بانحراف سایه در عکس هوایی برای تعیین ارتفاع اشیاء
tan alt U ضریب انحراف سایه برای تعیین ارتفاع اشیا در روی عکس هوایی
designative U اشاره کننده تعیین کننده
point designation U شبکه بندی مخصوصی که برای تعیین نقاط نسبت به هم روی عکس هوایی کشیده میشود
purple U در رهگیری هوایی یعنی یکان یا هواپیمای تعیین شده مشکوک به حمل جنگ افزاراتمی است
determinative U تعیین کننده
determinant U تعیین کننده
determinants U تعیین کننده
indicating U تعیین کننده
crucial U تعیین کننده
crucially U تعیین کننده
determinant U عامل تعیین کننده
electroscope U تعیین کننده برق
coefficient of determination U ضریب تعیین کننده
rorschach determinant U تعیین کننده رورشاخ
form determinant U تعیین کننده شکل
dream determinant U تعیین کننده رویا
determinants U عامل تعیین کننده
crucial experiment U ازمایش تعیین کننده
oddsmaker U تعیین کننده امتیاز
determining tendency U گرایش تعیین کننده
presidium U هیئت عامله دائمی شاغل در دوره فترت هیئت رئیسه
commitment board U هیئت بررسی وضع پرسنل شرکت کننده در رزم کمیته تشخیص سلامت فکری افرادجنگی
laser disignator U تعیین کننده هدف لیزری
driving range U علامت تعیین کننده فاصله ها
authenticator U تعیین کننده سیستم نشانی
rate determining step U مرحله تعیین کننده سرعت
allocations U سهمیه سهمیه دادن
allocation U سهمیه سهمیه دادن
fault localization apparatus U دستگاه تعیین کننده محل خطا
gyroscope U وسیله تعیین کننده گرای نجومی بطورخودکار
range markers U علامت تعیین کننده مسیر عملیات اب خاکی در شب
doppler radar U رادار تعیین کننده اشیاء ثابت و متحرک
words of limitation U الفاظ تعیین کننده سهم هرکس در سند
gyroscopes U وسیله تعیین کننده گرای نجومی بطورخودکار
air intercept U رهگیری کننده هوایی
aircontroller U کنترل کننده هوایی
boardroom U اتاق هیئت رئیسه یا هیئت امنا
boardrooms U اتاق هیئت رئیسه یا هیئت امنا
board U هیئت عامله یاامنا هیئت مدیره
boarded U هیئت عامله یاامنا هیئت مدیره
current operating allowance U سهمیه موجود عملیاتی سهمیه عملیاتی فعلی
nuisance raid U تک هوایی ایذایی تک مضطرب کننده
panel U نقاشی بروی تخته نقوش حاشیه دارکتاب اعضای هیئت منصفه فهرست هیئت یاعدهای که برای انجام خدمتی اماده اند
panels U نقاشی بروی تخته نقوش حاشیه دارکتاب اعضای هیئت منصفه فهرست هیئت یاعدهای که برای انجام خدمتی اماده اند
offset point U در رهگیری هوایی نقطه نشانی است در هوا که محل هدف نسبت به ان تعیین وهواپیمای رهگیر به سمت هدف هدایت میشود
air force component U نیروی هوایی شرکت کننده در عملیات
barrier combat air patrol U گشتی هوایی سد کننده راه دشمن
air raid reporting control ship U گشتی کنترل کننده گزارش حملات هوایی
localizer U انتن سمت نما یا تعیین کننده محل هواپیما نسبت به مسیرباند فرود
judicature U هیئت دادرسان هیئت قضاوت
petty jury U هیئت داوری هیئت قضات
freddie U اشاره به ایستگاه یا یکان کنترل کننده در درگیریهای هوایی
air force component U نیروی هوایی شرکت کننده درعملیات مشترک یا صحنه عملیات
marker circle U دایره مشخص کننده مرکزمنطقه فرود هوایی یا باندفرود هواپیما
fire unit U یکان تیراندازی کننده قبضه پدافند هوایی سکوی اتش توپخانه
panelist U عضو هیئت مشاوره و مباحثه یا عضو هیئت رادیو تلویزیون
stern attack U در رهگیری هوایی تکی که هواپیمای تک کننده با زاویه 54 درجه یا بیشتر به هدف انجام میدهد
policy maker U سیاست ساز و سیاست افرین تعیین کننده خط مشی سیاسی
pile height U ارتفاع پرز [این ارتفاع یکی از عوامل تعیین کننده قیمت و کیفیت فرش است.]
cartels U اتحادیه کمپانیهای تولید و عرضه کننده کالا به منظور قبضه کردن بازارکشور یا حتی جهان و تعیین قیمتها به میل خود وجلوگیری از رقابت
cartel U اتحادیه کمپانیهای تولید و عرضه کننده کالا به منظور قبضه کردن بازارکشور یا حتی جهان و تعیین قیمتها به میل خود وجلوگیری از رقابت
markers U تعیین کننده شاخص هدف شاخص
marker U تعیین کننده شاخص هدف شاخص
counterflak U اتش خنثی کننده توپخانه پدافندهوایی ضد پدافند هوایی عملیات ممانعت از پدافندهوایی
defferential assets U هیئت رسیدگی باختلافات هیئت رسیدگی به حسابها
authentication U تعیین نشانی تعیین معرف کردن
holiday U تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
holidays U تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
telling U مخابره اطلاعات به دست امده از تجسس هوایی به یکانهای پدافند هوایی
antiair warfare U جنگ ضدبرتری هوایی نبرد بر علیه برتری هوایی دشمن
air policing U عملیات گشت زنی هوایی پاسوری هوایی در زمان صلح
pounce U در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
line chief U افسرجزء نیروی هوایی که درفرود امدن وبرخاستن هواپیمادرخطوط هوایی نظارت میکند
pouncing U در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounced U در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounces U در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
i stay U در رهگیری هوایی به علامت ماموریت گشت هوایی راتحویل گرفتم اعلام میشود
broadcast controlled air interception U نوعی رهگیری هوایی که هواپیمای رهگیر را مداوم درجریان تک هوایی دشمن قرارمی دهند
air delivery container U جعبههای مخصوص حمل بارهای هوایی جعبه حامل بار در نقل و انتقال هوایی
air sentinel U گارد هوایی نگهبان مخصوص اعلام خطرتک هوایی
steer U در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steered U در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steers U در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
default U مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulted U مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulting U مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaults U مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
pigeons U در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
pigeon U در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
flak U گلوله خودترکان ضد هوایی توپ پدافند هوایی
sleeve target U هدف کش هوایی استوانهای برای تیراندازی ضد هوایی
air scoop U چاه هوایی صفحه تنظیم دریچه هوایی
fly through U عبور هدف هوایی از مخروط اتش ضد هوایی تقاطع هدف با اتش ضد هوایی
shipping U ترابری
transport U ترابری
transported U ترابری
transports U ترابری
transporting U ترابری
transportation U ترابری
allowance U سهمیه
quota U سهمیه
allotments U سهمیه
quotas U سهمیه
allotment U سهمیه
contributions U سهمیه
contribution U سهمیه
ration U سهمیه
rations U سهمیه
scantling U سهمیه
coupons U سهمیه
coupon U سهمیه
rationed U سهمیه
allowances U سهمیه
aviation pay U معاش هوایی سختی خدمت هوایی
air interdiction U عملیات ممانعتی هوایی ممانعت هوایی
air pilots U خلبانان نیروی هوایی راهنمایان هوایی
air superiority U برتری موقت هوایی رجحان هوایی
air suprmacy U برتری کامل هوایی سیادت هوایی
amphibious lift U ترابری اب و خاکی
transported U ترابری کردن
seaboat U قایق ترابری
transporting U ترابری کردن
transport U ترابری کردن
transporting U ترابری حامل
transport U ترابری حامل
assault lift U ترابری هجومی
transported U ترابری حامل
cargo transport U هواپیمای ترابری
portability U قابلیت ترابری
transports U ترابری کردن
transports U ترابری حامل
pay load U فرفیت ترابری
quotas U سهمیه بندی
import quota U سهمیه وارداتی
import quotas U سهمیه وارداتی
appointment quota U سهمیه مشاغل
export quotus U سهمیه صادرات
ammunition credit U سهمیه مهمات
quotations U سهمیه بندی
quota agreement U موافقت سهمیه
quota sample U نمونه سهمیه
sale quota U سهمیه فروش
appointment quota U سهمیه ماموریت
quotation U سهمیه بندی
authorized allowance U سهمیه مجاز
rationing U سهمیه بندی
quota U سهمیه بندی
less than release unit U یکان درخط ترابری
cf U قیمت و هزینهی ترابری
pipage U ترابری بوسیله لوله
pipeage U ترابری بوسیله لوله
attack transport U ناو ترابری نیروی تک
amphibious transport dock U ناومخصوص ترابری اب خاکی
Berlin Transport Authority [BVG] U اداره ترابری برلین
ration U خارج قسمت سهمیه
apportionment U واگذاری سهمیه بودجه
ammunition credit U سهمیه مهمات ذخیره
authorized allowance supplies U سهمیه مجاز اماد
target allocation U سهمیه بندی هدف
authorized allowance supplies U سهمیه اماد مجاز
authorized parts list U سهمیه مجاز قطعات
circuit allocated use U سهمیه مدارهای مجاز
rationing system U نظام سهمیه بندی
rationed U خارج قسمت سهمیه
general allotment U سهمیه عمومی یا کلی
consolidated table of allowance U جدول سهمیه مشترک
common table of allowance U جداول سهمیه عمومی
consolidated table of allowance U جدول سهمیه عمومی
quota share treaty U قرار سهمیه بندی
table of allowance U جدول سهمیه مجاز
rations U خارج قسمت سهمیه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com