English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
electoral college U هیئت انتخاب کنندگان رئیس جمهور
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
presidential election U انتخاب رئیس جمهور
presidential U انتخاب رئیس جمهور
electorate U هیئت انتخاب کنندگان
electorates U هیئت انتخاب کنندگان
president U رئیس جمهور
First Ladies U زن رئیس جمهور
presidents U رئیس جمهور
First Lady U زن رئیس جمهور
presidentess U زن رئیس جمهور
president of the republic U رئیس جمهور
The then president . U رئیس جمهور وقت
veep U معاون رئیس جمهور
vice president U نایب رئیس جمهور
none other than the president U هیچ کسی به جز رئیس جمهور
favorite son <idiom> U رئیس جمهور ایالت شدن
vice presidency U مقام یا محل اقامت معاون رئیس جمهور
electress U خانمیکه عضوهیئت انتخاب کنندگان است
president of the board [ American E] U رئیس هیئت مدیره
chairman of the board [of directors/managers] U رئیس هیئت مدیره
chief executive officer [CEO] [American E] U رئیس هیئت مدیره
chairmen U مدیر رئیس هیئت مدیره
chairman U مدیر رئیس هیئت مدیره
republic U حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
republics U حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
presidential call U فرمان بسیج اعلام شده به وسیله رئیس جمهور بسیج اضطراری
monroe doctrine U اصولی که مونرو رئیس جمهور امریکابه عنوان خط مشی سیاست خارجی امریکا به کنگره امریکا در سال 3281 اعلام کرد
viewport U فرایندی که به استفاده کنندگان اجازه میدهد تا هر عکس انتخاب شده را در محل معینی روی یک صفحه نمایش قراردهند
emancipation proclamation U اعلامیه ازادی بردگان اعلامیهای که در اول ژانویه 3681 به وسیله ابراهام لینکلن رئیس جمهور امریکاصادر و به موجب ان به بردگان سیاهپوست امریکایی ازادی اعطا شد
fourteen points U طرح برنامهای برای صلح که "وودرو ویلسن " رئیس جمهور امریکا در 8 ژانویه 8191 ضمن خطابهای به کنگره امریکا اعلام کرد و درواقع پیامی به کلیه ملل ودول جهان تلقی شد
point four U چهارمین ماده از مواد اصلی نطق افتتاحیه ترومن رئیس جمهور امریکادر ژانویه 9491 در کنگره که در ان پیشنهاد شده بود که ایالات متحده امریکا به وسیله تامین کمکها و مساعدتهای فنی در کشورهای توسعه نیافته جهان
radio button U شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
presidium U هیئت عامله دائمی شاغل در دوره فترت هیئت رئیسه
boarded U هیئت عامله یاامنا هیئت مدیره
board U هیئت عامله یاامنا هیئت مدیره
boardroom U اتاق هیئت رئیسه یا هیئت امنا
boardrooms U اتاق هیئت رئیسه یا هیئت امنا
panels U نقاشی بروی تخته نقوش حاشیه دارکتاب اعضای هیئت منصفه فهرست هیئت یاعدهای که برای انجام خدمتی اماده اند
panel U نقاشی بروی تخته نقوش حاشیه دارکتاب اعضای هیئت منصفه فهرست هیئت یاعدهای که برای انجام خدمتی اماده اند
judicature U هیئت دادرسان هیئت قضاوت
petty jury U هیئت داوری هیئت قضات
lord high stew of england U رئیس تشریفات تاجگذاری رئیس دادگاه دادرسی
producers burden of tax U بار مالیات تولید کنندگان سهم تولید کنندگان از مالیات
panelist U عضو هیئت مشاوره و مباحثه یا عضو هیئت رادیو تلویزیون
paymaster general U رئیس سررشته داری رئیس کارپردازی
target selector U دوربین انتخاب هدف دوربینی که مخصوص انتخاب هدفها به وسیله توپ است
tree U روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
letter of recall U نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
populace U جمهور
the people U جمهور
demos U جمهور
defferential assets U هیئت رسیدگی باختلافات هیئت رسیدگی به حسابها
emcees U بعنوان رئیس تشریفات عمل کردن رئیس تشریفات شدن
public relations officer U رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
emcee U بعنوان رئیس تشریفات عمل کردن رئیس تشریفات شدن
public relations officers U رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
president-elects U رییس جمهور منتخب
presidentship U مقام ریاست جمهور
president-elect U رییس جمهور برگزیده
president-elects U رییس جمهور برگزیده
republic of letters U جمهور اهل ادب
president-elect U رییس جمهور منتخب
presidential U وابسته به ریاست جمهور
sophistication U نوع انتخاب سریع که اطلاعات مرحله اول مرتب سازی در مرحله دوم به کار می رود تا سرعت انتخاب را افزایش دهد
ineligibility U عدم قابلیت برای انتخاب شدن محرومیت از انتخاب شدن غیرقابل قبول
commonwealths U کشورهای مشترک المنافع جمهور
commonwealth U کشورهای مشترک المنافع جمهور
ruminantia U نشخوار کنندگان
recipients U دریافت کنندگان
recipient U دریافت کنندگان
check U جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checked U جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checks U جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
notonecta U بر پشت شنا کنندگان
information providers U تهیه کنندگان اطلاعات
secondary consumers U مصرف کنندگان دومین
producers association U انجمن تولید کنندگان
particular baptists U گروهی از تعمید کنندگان
we the under signed U امضا کنندگان زیر
weŠthe undersigned U ما امضاء کنندگان زیر
cheerleaders U سر دستهی تشویق کنندگان
cheerleader U سر دستهی تشویق کنندگان
visitors from abroad U بازدید کنندگان خارجی
revel rout U گروه کیف کنندگان
primary consumers U مصرف کنندگان نخستین
tertiary consumers U مصرف کنندگان سومین
the longs U پیش خرید کنندگان
menu item U یک انتخاب در فهرست انتخاب
consumer organization U سازمان حمایت از مصرف کنندگان
consumer research U مطالعه وضعیت مصرف کنندگان
back U پشتی کنندگان تکیه گاه
border crosser U عبور کنندگان از مرز پناهندگان
drug pushers U توزیع کنندگان مواد مخدر
syngraph U تنظیم کنندگان رسیده باشد
backs U پشتی کنندگان تکیه گاه
The demonstrators were waving the flags. U تظاهر کنندگان پرچمها راتکان می دادند
sorties U حمله پادگان محاصره شده بمحاصره کنندگان
sortie U حمله پادگان محاصره شده بمحاصره کنندگان
consumer research U تحقیق درخصوص احتیاجات و نحوه خریدمصرف کنندگان
computerese U استفاده کنندگان از کامپیوتر مجموعه اصطلاحات کامپیوتری
contravallation U استحکامات وسنگرخارجی که محاصره کنندگان میان اردوی خودوشهرمیس
attestation clause U عبارتی که در ذیل اسنادبلافاصله قبل از اسامی گواهی کنندگان امضا
home grown software U برنامههای نوشته شده توسط استفاده کنندگان سیستم کامپیوتری
recredential U نامهای است که بعضی اوقات رئیس دولتی که سفیر نزد ان ماموریت دارد در جواب احضار نامه سفیر به رئیس دولت فرستنده سفیر می نویسد و در واقع این نامه پاسخی است به استوار نامهای که سفیر در شروع ماموریتش تقدیم داشته است
decus U Society Users EqupmentComputer Digital انجمن استفاده کنندگان تجهیزات کامپیوتری
silicon U عنصری با خصوصیات نیمه هادی , به صورت کریستال برای تولید کنندگان IC
guide U EquipmentIB Processing انجمن بین المللی استفاده کنندگان کامپیوترهای بزرگ
guided U EquipmentIB Processing انجمن بین المللی استفاده کنندگان کامپیوترهای بزرگ
guides U EquipmentIB Processing انجمن بین المللی استفاده کنندگان کامپیوترهای بزرگ
silicon U محل پایه تولید کنندگان قط عات نیمه هادی آمریکا در california
The Web site allows consumers to make direct comparisons between competing products. U این وب گاه اجازه می دهد مصرف کنندگان مستقیما محصولات رقیبها را با هم مقایسه بکنند..
scrambles U دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
safety valve U پاس کوتاه به مدافع وقتی دریافت کنندگان دیگر بوسیله حریف مهار شده اند
prize fighting U درمحلهای عمومی برای جایزه که طرفین نزاع و شرط بندی کنندگان قابل تعقیب هستند
scrambling U دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
scrambled U دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
scramble U دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
sig U Interest Special زیرمجموعهای از یک سازمان تخصصی یا کلوپ استفاده کنندگان است بااعضایی دارای علاقههای مشترک
altar-rail U [نرده ای در جلو محراب کلیسا کشیش برگزار کننده ی مراسم را از سایر عبادت کنندگان جدا می کند.]
commissioning U هیئت
commissions U هیئت
corps U هیئت
attitude U هیئت
attitudes U هیئت
committee U هیئت
panel U هیئت
panels U هیئت
commission U هیئت
configuration U هیئت
configurations U هیئت
guize U هیئت
confranternity U هیئت
astronomy U هیئت
committees U هیئت
precedent U نمونه و پیش نویس اسناد مختلف که به منظور استفاده تهیه کنندگان بعدی اینگونه اسنادتهیه و منتشر میشود
precedents U نمونه و پیش نویس اسناد مختلف که به منظور استفاده تهیه کنندگان بعدی اینگونه اسنادتهیه و منتشر میشود
rollover U صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند
economic commission U هیئت اقتصادی
expedition U هیئت اعزامی
diplomatic mission U هیئت سیاسی
bureaus U هیئت اداری
hues U هیئت منظر
astronomy U هیئت استرونومی
faculty U هیئت علمی
commissioner U عضو هیئت
commissioners U عضو هیئت
astronomy U علم هیئت
petty jury U هیئت منصفه
department U قسمت هیئت
departments U قسمت هیئت
faculties U هیئت علمی
bureau U هیئت اداری
hue U هیئت منظر
council ot ministers U هیئت وزراء
bars U هیئت وکلاء
bar U هیئت وکلاء
physique U ترکیب هیئت
military comission U هیئت نظامی
military body U هیئت نظامی
collegium U هیئت یا کمیته
deputation U هیئت نمایندگی
staff U اعضاء هیئت
staffed U اعضاء هیئت
legislative body or assembly U هیئت مققنه
staffs U اعضاء هیئت
board of trade U هیئت بازرگانی
board of directors U هیئت مدیره
constituency U هیئت موسسان
astronomically U مطابق هیئت
jury U هیئت داوران
committee U هیئت یا کمیته
constituencies U هیئت موسسان
board of direcotors U هیئت مدیره
committees U هیئت یا کمیته
expeditions U هیئت اعزامی
physiques U ترکیب هیئت
knightage U هیئت شوالیه ها
board of directers U هیئت مدیره
deputations U هیئت نمایندگی
trial jury U هیئت منصفه
boarded U هیئت ژوری
boarded U هیئت کمیسیون
formats U قالب هیئت
legislature U هیئت مقننه
commission U هیئت مامورین
commissioning U هیئت مامورین
commissions U هیئت مامورین
format U قالب هیئت
executive U هیئت رئیسه
executives U هیئت رئیسه
board U هیئت کمیسیون
legislatures U هیئت مقننه
configurations U هیئت پذیری
configuration U هیئت پذیری
instituting U هیئت شورا
institutes U هیئت شورا
institute U هیئت شورا
top drawer U هیئت حاکمه
board U هیئت ژوری
governing bodies U هیئت حاکمه
governing body U هیئت حاکمه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com