Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 44 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
It was warm , but not hot .
U
هوا گرم بود ولی داغ نبود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
else rule
U
قانون منط ق برنامه دریک دستور -IF Then برای اعمال IF دیگر اگر شرط -IF Then برقرار نبود
he did not dislike itŠt.
U
بی میل نبود
he did not dislike itŠt.
U
ولی بی میل هم نبود
he did the wrong thing
U
نبود
he was in a good temper
U
توی غیظ نبود خلقش بجا بود
he was not inclined to go
U
مایل برفتن نبود
he was nothing of an expert
U
هیچ متخصص نبود متخصص کجا بود
he was proof against harm
U
اسیب بردار نبود
i'm sure i did not mean it
U
باور کنیدمقصودم این نبود
if i had thought of that
U
نبود
it did not profit me
U
مرا سودمند نبود
it was all quiet in london
U
درلندن خبری نبود
it was an incorrect procedure
U
جریانش درست نبود
it was beneath my notice
U
شایسته اینکه اعتنایی بان کنم نبود
it was no better
U
هیچ بهتر نبود
it was no part of my plan
U
ابداجزو طرح یا نقشه من نبود
it was not p to do that
U
کردن انکارمصلحت نبود
it was nothing short of
U
کم از.....نبود
it wasnot for noyhing that
U
بی خود نبود که
lack of incentive
U
نبود انگیزه
neither report was correct
U
هیچیک از ان دو گزارش درست نبود
no offences was meant
U
توهین نبود
once upon a time
U
یکی بودیکی نبود
parapherna
U
بخشی از دارایی زن که جزوجهیزیه نبود بلکه در اختیارخود زن بود
that is no new
U
اینکه خبر تازهای نبود
that was a quasi war
U
جنگ واقعی نبود- چیزی مانندجنگ بود
the well was a bad producer
U
ان چاه یک چاه نفت خیز خوبی نبود
there was no mail to day
U
امروز پست نبود
there was no secrecy about it
مطلب پوشیده ای نبود
there was not a soul
U
ذی نفسی انجا نبود
The food was not fit to eat.
U
غذای ناجوری بود ( قابل خوردن نبود )
There wasnt a thing to eat.
U
هیچ چیز نبود که بخوریم
My mind was elsewahere. My thouthts were wandering.
U
حواسم اینجا نبود ( حواسم جای دیگه بود )
I was scared stiff. I had my heart in my mouth.
U
دل تو دلم نبود
It wasnt much of a dinner .
U
زیاد شام مهمی نبود
He was I'll advised to quit (resign).
U
صلاحش نبود که استعفا ء دهد
Unfortunately it was not to be .
U
متأسفانه قسمت نشد ( نبود)
I had completely forgotten .
U
هیچ یادم نبود
Once upon a time .
U
یکی بود یکی نبود ( د رآغاز داستان )
It was an enjoyable performance, if less than ideal.
U
این نمایشی لذت بخشی بود اگرچه کاملا ایده آل نبود.
She wasn't any too pleased about his idea.
U
او
[زن]
در مورد ایده او
[مرد]
خیلی خوشحال نبود.
he that will not when he may when he will he shall have nay
<proverb>
U
چون توانستم ندانستم چه سود چون بدانستم توانستم نبود
Nobody was there but me.
U
هیچکسی غیر از من آنجا نبود.
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com