English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 162 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
exhaust fan U هواکش کارگاه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
snorkel U دودکش عبور از اب لوله هواکش هواکش
snorkels U دودکش عبور از اب لوله هواکش هواکش
resident engineer U مهندس مقیم در کارگاه ساختمانی یا نماینده مهندس مشاور در کارگاه
vented U هواکش
cooling fan U هواکش
blower U هواکش
femerell U هواکش
femerall U هواکش
aspirator U هواکش
breather U هواکش
breathers U هواکش
louvered U هواکش
wind scoop U هواکش
ventil U هواکش
vents U هواکش
vent U هواکش
venting U هواکش
fan U هواکش
ventilator U هواکش
air duct U هواکش
vent hole U هواکش
cowls U هواکش
cowl U هواکش
blowers U هواکش ها
fans U هواکش ها
ventilators U هواکش ها
air cleaner U هواکش
air ejector U هواکش
ventilator U هواکش
air poise U هواکش
cooling fans U هواکش ها
ventilators U هواکش
engine breather U هواکش موتور
air grate U پنجره هواکش
air scoop U دریچه هواکش
aspirator U بادبزن هواکش
airhole of a cellar U هواکش زیرزمین
wind pipe U لوله هواکش
connection to ventilator U اتصال به هواکش
ventilators U هواکش بادزن
vent pipe U لوله هواکش
ducts U دریچههای هواکش
underground duct of kiln U هواکش کوره
ventilator U هواکش بادزن
ducts U منفذ هواکش
fuel tank vent U هواکش تانک سوخت
trunk U کانال هواکش ناو
trunks U کانال هواکش ناو
crankcase ventilator U هواکش کارتر اتومبیل
airport U دریچه هوا هواکش
airports U دریچه هوا هواکش
ventiduct U هواکش ناه کش مفرهوا
sculptoris U کارگاه
workshops U کارگاه
detective U کارگاه
detectives U کارگاه
shopboard U کارگاه
industrial unit U کارگاه
engineering workshop U کارگاه
atelier U کارگاه
sculptor U کارگاه
establishments U کارگاه
plants U کارگاه
sculptors U کارگاه
shopped U کارگاه
establishment U کارگاه
shop U کارگاه
plant U کارگاه
field U کارگاه
workshop U کارگاه
fielded U کارگاه
fields U کارگاه
shops U کارگاه
workhouses U کارگاه
workhouse U کارگاه
loom U کارگاه بافندگی
loomed U کارگاه بافندگی
smith's shop U کارگاه اهنگری
plant U تجهیزات کارگاه
site manager U رئیس کارگاه
plants U تجهیزات کارگاه
site clearance U تخلیه کارگاه
looming U کارگاه بافندگی
looms U کارگاه بافندگی
welding shop U کارگاه جوشکاری
pilot plant U کارگاه نمونه
milling shop U کارگاه فرزکاری
works inspector U بازرس کارگاه
cottage industries U کارگاه خانگی
sited U کارگاه ساختمانی
sites U کارگاه ساختمانی
studio U کارگاه کارخانه
studio U کارگاه هنری
studios U کارگاه کارخانه
studios U کارگاه هنری
production U فرآورده کارگاه
carpet workshop U کارگاه قالیبافی
cottage industry U کارگاه خانگی
site U کارگاه ساختمانی
manufactory U کاردستی کارگاه
lathe shop U کارگاه تراشکاری
job office U دفتر کارگاه
atelier U کارگاه هنری
field shop U کارگاه صحرایی
engineering workshop U کارگاه صنعتی
building site U کارگاه ساختمانی
automatic turning shop U کارگاه تراشکاری
deadman U کارگاه برفی
building sites U کارگاه ساختمانی
assembly shop U کارگاه مونتاژ
shop U کارگاه تعمیرگاه
artist's workshop studio U کارگاه هنری
shopped U کارگاه تعمیرگاه
shops U کارگاه تعمیرگاه
shipyard U کارگاه کشتی سازی
sweatshop U کارگاه بهره کشی
workshop U اتاق کار کارگاه
workshops U اتاق کار کارگاه
storage pile U انبار مصالح در کارگاه
sweatshops U کارگاه بهره کشی
acid recovery plant U کارگاه بازیابی اسید
acid restoring plant U کارگاه بازیابی اسید
shipyards U کارگاه کشتی سازی
ball joint vise U گیره ساچمهای کارگاه
electroplating shop U کارگاه عملیات گالوانیزهای
workroom U اتاق کار کارگاه
plants U محل کارخانه یا کارگاه
machine shop U کارگاه محاسبات ماشینی
pattern shop U کارگاه مدل سازی
pullery U کارگاه پوست تراشی
plant U محل کارخانه یا کارگاه
molding shop U کارگاه قالب گیری
winding shop U کارگاه سیم پیچی
plant records U امار تجهیزات کارگاه
mix in place U تهیه بتن در خود کارگاه
maintenance shop U کارگاه تعمیر و نگهداری تعمیرگاه
forges U ساختن کوره یا کارگاه اهنگری
on site concrete U بتن ساخته شده در کارگاه
craftshop U کارگاه هنرهای دستی تفریحی
forge U ساختن کوره یا کارگاه اهنگری
ex works U تحویل در کنار کارگاه یاکارخانه
pouring bay U کارگاه کوچک ریخته گری
stance U طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
stances U طرزایستادن در مقابل حریف بوکس کارگاه
dockyard U کارگاه کشتی سازی shipyard : syn
dockyards U کارگاه کشتی سازی shipyard : syn
hauls U فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauled U فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
hauling U فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
haul U فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
haul road U راه مخصوص حمل مصالح ساختمانی به کارگاه
lithography U کارگاه تهیه فیلم و زینک کتاب و مجله
fitting shop U کارگاهی که در انجا اجزای ماشین را سوار میکنند کارگاه مونتاژ
bench check U کارگاه مجهز به دستگاههای ازمایشی علامت نقطه بازرسی نقشه برداری
free haul U در حمل مصالح ساختمانی به کارگاه حداکثر مسافتی را که کرایه اضافی بدان تعلق نگیردگویند
operating bridge U پلی که جهت عبور و انتقال وسایل کار در کارگاه ساختمانی ساخته میشود پل بهره برداری
relative humidity U رطوبت نسبی [مقدار این رطوبت در فضای کارگاه بافت حائز اهمیت بوده و کم یا زیاد بودن آن اثر مستقیم بر کار بافنده می گذارد.]
strikes U اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
strike U اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
balance earth works U یک اندازه بودن حجم خاک برداری با حجم خاک ریزی در یک کارگاه
Safavid period U دوران صفویه [اوج دوران شکوفایی فرش ایران که دیگر هرگز تکرار نشد. ایجاد کارگاه های بزرگ قالبافی اصفهان و کاشان تحولی شگرف به دنبال داشت و شاهکارهای آن هنوز در موزه های جهان جلوه گری می کند.]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com