English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
pressure cabin U هواپیمای دارای دستگاه تهویه مقاوم با فشار هوا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
air condition U دارای دستگاه تهویه کردن تهویه کردن
passive earth pressure U فشار مقاوم خاک
ventilators U دستگاه تهویه
ventilator U دستگاه تهویه
defendants U مقاوم درمقابل زور و فشار
defendant U مقاوم درمقابل زور و فشار
air-conditioners U دستگاه تهویه مطبوع
air-conditioner U دستگاه تهویه مطبوع
air conditioner U دستگاه تهویه مطبوع
turbofan U دستگاه تهویه یا بادبزن متحرک بوسیله توربین
compressors U دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressor U دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
immune U مقاوم دربرابرمرض بر اثر تلقیح واکسن دارای مصونیت قانونی وپارلمانی
isopiestic U دارای فشار یکسان خط هم فشار
variometer U دستگاه فشارسنج هواپیمای بی موتور
low tension U دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
hardened site U حفاظ مقاوم پایگاه مقاوم در مقابل تک ش م ر و اتمی
jet propelled U دارای سرعت سیر هواپیمای جت
turboprop U هواپیمای دارای موتورتوربین دار
jet-propelled U دارای سرعت سیر هواپیمای جت
turbojet engine U موتور هواپیمای دارای توربین جت
lead aircraft U هواپیمای نوک یا هواپیمای رهبر هواپیمای هادی در تک هوایی
air picket U هواپیمای مخصوص اکتشاف و گزارش و ردیابی هواپیماو موشکهای دشمن هواپیمای گشتی هوایی هواپیمای پیشقراول هوایی
low potential system U دستگاه کم فشار
press U دستگاه فشار
presses U دستگاه فشار
energy absorber U مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
high tension apparatus U دستگاه فشار قوی
high tension bridge equipment U دستگاه ازمایش فشار قوی
barometers U دستگاه اندازه گیری فشار هوا
tonometer U دستگاه اندازه گیری فشار وکشش
oil pressure U دستگاه اندازه گیری فشار روغن
barometer U دستگاه اندازه گیری فشار هوا
superincumbent U دارای فشار زیاد فشاری
click U تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
clicked U تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
clicks U تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
clicking U فشار دادن دکمه بالای دستگاه ماوس paste and cut
mark mark U اعلام رها کردن بمب به هواپیمای بمب افکن از سوی دستگاه کنترل زمینی
drone U خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
droned U خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
drones U خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
droning U خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
towing U به حرکت دراوردن هواپیمای بی موتور با هواپیمای موتوردار یا اتومبیل یا قرقره و طناب
turbogenerator U دستگاه مولد برق دارای توربین
clean aircraft U هواپیمای اماده بلند شدن هواپیمای بدون مخازن خارجی
jet stream U جریان باد جت استریم درطبقه استراتوسفر که دارای فشار و سرعت زیاد میباشد
isallobar U خط فرضی که نقاط دارای فشار جوی مساوی در زمان معینی رانشان میدهد
isallobaric U خط فرضی که نقاط دارای فشار جوی مساوی در زمان معینی رانشان میدهد
cut-outs U روزنهای در هواپیماهی دارای کابین با فشار تنظیم شده بعنوان در پنجره و غیره
cut-out U روزنهای در هواپیماهی دارای کابین با فشار تنظیم شده بعنوان در پنجره و غیره
stereophonic U دارای دستگاه تقویت کننده صوت از سه جهت
supercharged U موتور دارای دستگاه رساننده هواوسوخت بیشتر
auto cat U هواپیمای رله کننده هواپیمای واسطه مخابراتی
dive bomber U هواپیمای بمب افکن شیرجه هواپیمای عمودرو
bogey U تماس با هواپیمای دشمن هواپیمای دشمن هواپیمای ناشناس
bogeys U تماس با هواپیمای دشمن هواپیمای دشمن هواپیمای ناشناس
bogies U تماس با هواپیمای دشمن هواپیمای دشمن هواپیمای ناشناس
ring and bead sight U دستگاه نشانه روی که دارای شکاف درجه حلقوی و مگسک میباشد
pressure breathing U تنفس مصنوعی دادن با تولیداختلاف فشار هوا دستگاه تنفس یدکی اکسیژن برای خلبان
escort aircraft U هواپیمای اسکورت هواپیمای مراقب
fighters U هواپیمای شکاری هواپیمای جنگنده
notional aircraft U هواپیمای قراردادی هواپیمای نمونه
fighter U هواپیمای شکاری هواپیمای جنگنده
flying crane U هواپیمای اخراجات هواپیمای جراثقال
air scout U هواپیمای دیده ور هوایی هواپیمای مخصوص گشت زنی هوایی
cabin pressure U فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
hostile track U تعقیب هواپیمای دشمن ردگیری هواپیمای دشمن
airing U تهویه
aeration U تهویه
aerification U تهویه
ventilation U تهویه
heating/air conditioning equipment U تهویه
pressurized cabin U اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
compensating relief valve U شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
vantilating system U سیستم تهویه
ventilation U سیستم تهویه
trunking U کانال تهویه
air-conditioning U تهویه هوا
system of ventilation U سیستم تهویه
arrow-loop U شکاف تهویه
ventilation U تهویه کردن
ventilates U تهویه کردن
natural ventilation U تهویه طبیعی
air conditioning U تهویه مطبوع
ventilating U تهویه کردن
air vent U تهویه هوا
air relife valve U دریچه تهویه
aerates U تهویه کردن
ventilated U تهویه کردن
ventilate U تهویه کردن
aerated U تهویه کردن
aerate U تهویه کردن
vent pipe U لوله تهویه
ventilating equipment U تجهیزات تهویه
aerating U تهویه کردن
induced ventillation U تهویه مصنوعی
air relief cock U مجرای تهویه
pitot static system U سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure U فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
air conditioning plant U تاسیسات تهویه مطبوع
air space ratio U درجه تهویه خاک
ventilatory U تهویه دار تهویهای
sewer ventilation U تهویه شبکه فاضلاب
breather tube U لوله تهویه یا هواگیری
air machine U ماشین تهویه معدن
tolerant U مقاوم
resistant U مقاوم
refractory U مقاوم
resisters U مقاوم
resistor U مقاوم
renitent U مقاوم
plasma plating U مقاوم
resister U مقاوم
resistors U مقاوم
ventilate U تهویه کردن هوا دادن به
air-hole U [تهویه فضای خالی سرداب]
ventilated U تهویه کردن هوا دادن به
ventilates U تهویه کردن هوا دادن به
aeration irrigation U ابیاری برای تهویه خاک
wind wing U پنجره کوچک تهویه اتومبیل
ventilating U تهویه کردن هوا دادن به
adamant U مقاوم یکدنده
rigid cores U هستههای مقاوم
hardened site U پایگاه مقاوم
weatherproof U مقاوم در برابرهوا
resistive force U نیروی مقاوم
forcing cone U مخروط مقاوم
counterpoise U نیروی مقاوم
stand up <idiom> U مقاوم بودن
moment of resistence U لنگر مقاوم
resisting moment U لنگر مقاوم
stabile U مقاوم در برابرگرما
water resistant U مقاوم در برابر اب
adamantly U مقاوم یکدنده
Is there air conditioning? U آیا تهویه مطبوع وجود دارد؟
resistance to failure U مقاوم در برابر ترک
heat resisting steels U فولادهای مقاوم حرارتی
drag chain conveyor U نقاله با زنجیر مقاوم
heat fast paint U رنگ مقاوم گرما
resistance to cracking U مقاوم در برابر شکستگی
shell proof U مقاوم در مقابل گلوله
resistance to tempering U مقاوم در برابر بازپخت
torsion resistant U مقاوم در برابر پیچش
drag force U نیروی مقاوم حرکت
swelling resistant U مقاوم در برابر تورم
resistant to heat U مقاوم در برابر گرما
lightfast U مقاوم در برابر نور
windproof U مقاوم در مقابل باد
wear resistant U مقاوم در بربر سائیدگی
creep resistant U مقاوم در برابر خزش
passive earth pressure U رانش مقاوم خاک
internal resisting moment U لنگر مقاوم درونی
resistance to plastic deformation U مقاوم در برابر تغییر شکل
acid resistant U ماده مقاوم در برابر اسید
stainless steel U فولاد مقاوم در برابر خوردگی
insulant U ماده مقاومت کننده مقاوم
fracture proof U مقاوم در برابر شکستگی نشکن
resistor U اسباب مقاوم دربرابر برق
resistance to corrosion U مقاوم در برابر زنگ زدگی
resistors U اسباب مقاوم دربرابر برق
thermistor U الت مقاوم درمقابل برق
earthquake proof foundation U غیر مقاوم درمقابل زلزله
resister U اسباب مقاوم دربرابر برق
deadman U پایه استقرارسنگر دستک مقاوم
resisters U اسباب مقاوم دربرابر برق
cabin pressurization safety valve U شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio U نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
phosphate esters U مایعات هیدرولیکی مقاوم در برابراتش و حرارت
acid fast U مقاوم در برابر رنگ بری اسید
resistance to deflaction U مقاوم در برابر تغییر شکل خمشی
synchro U دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
attitude director indicator U دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
meteorograph U دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
rawin U دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
bomb proof U پناهگاه یاساختمانی که در مقابل بمب مقاوم باشد
incolen U الیاژهای مقاوم اهن و کرم با نیکل زیاد
cold wet clothing U لباس گرم و مقاوم در مقابل رطوبت و برودت
transponder U فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator U دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
cassette U پوشش مقاوم برای نگهداری و محافظت نوار نغناطیسی
cassettes U پوشش مقاوم برای نگهداری و محافظت نوار نغناطیسی
monel U الیاژی از نیکل و کبالت که دربرابر خوردگی مقاوم است
printed U دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
ac dc set U دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
all mains set U دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
semaphore U دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
prints U دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
print U دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
quad density U تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
facsimile recorder U دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
equilibrator U دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
pulmotor U دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
low head plant U نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
stiffer U مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
stiffest U مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
stiff U مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
plasma plating U ضد خوردگی و مقاوم دربرابر سایش روی سطح توسط جریان بسیار داغ
isobar U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com