Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 75 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
competitor
U
هم اورد
competitors
U
هم اورد
rival
U
هم اورد
rivaled
U
هم اورد
rivaling
U
هم اورد
rivalled
U
هم اورد
rivalling
U
هم اورد
rivals
U
هم اورد
antagonist
U
هم اورد
antagonists
U
هم اورد
corrival
U
هم اورد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
size
U
بر اورد کردن
sizes
U
بر اورد کردن
bar mitzvah
U
پسریهودی که وارد 31 سالگی شده و باید مراسم مذهبی رابجا اورد
bar mitzvahs
U
پسریهودی که وارد 31 سالگی شده و باید مراسم مذهبی رابجا اورد
funnily
U
چنانکه خنده اورد
souvenir
U
ره اورد
souvenirs
U
ره اورد
grievous
U
اندوه اورد
present
U
ره اورد اهداء
presented
U
ره اورد اهداء
presenting
U
ره اورد اهداء
presents
U
ره اورد اهداء
jetsam
U
کالای اب اورد
scissors
U
سگک از رو که فشار زیاد به کمر وارد می اورد
adversaries
U
مبارز هم اورد
supplement
U
پس اورد هم اورد
supplemented
U
پس اورد هم اورد
supplementing
U
پس اورد هم اورد
supplements
U
پس اورد هم اورد
consequence
U
دست اورد
consequences
U
دست اورد
gift
U
ره اورد
gifts
U
ره اورد
result
U
دست اورد
resulted
U
دست اورد
resulting
U
دست اورد
snowdrift
U
برف باد اورد
snowdrifts
U
برف باد اورد
flotsam
U
اب اورد
an ovoviviparous animal
U
جانوری که دردرون شکم تخم می گذاردوبچه خودرادرهمانجا ازتخم بیرون می اورد
annual accumulation of sediment
U
سال اورد ته نشست
bogota
U
نام شهری در جمهوری کلمبیای امریکا که در سال 8491 کنفرانسی در ان منعقدشد و سازمان دولتهای امریکایی را به وجود اورد
can one p a soul out of hell?
U
ایاکسی میتواندبدعاروحی راازدوزخی بیرون اورد
colourably
U
چنانکه بتوان برای ان بهانهای اورد
demarche
U
بعمل می اورد . به این معنی که فرستاده ویژهای برای مذاکره درباره مطلب مورد نظر و تقدیم مدارک کتبی به ان کشور نزد وزیرامور خارجه ان می فرستد
ecdysiast
U
زن رامشگری که در حین رقص تکه تکه لباس خود رادرمی اورد و تقریبا عریان می رقصد
epispastic
U
مشمع یاچیزدیگری که تاول اورد
ethernet
U
نوعی سیستم شبکه که امکان حمل اطلاعات سمعی و بصری را همانند داده کامپیوتری فراهم می اورد
gruesomely
U
چنانکه وحشت اورد
hard contact printing
U
چاپ تماسی که در ان هدچاپگر با نیروی محسوسی روی لایه زیرین فشار واردمی اورد
he brought more money
U
باز پول اورد
he brought more money
U
قدری دیگر پول اورد
he called his kindred together
U
خوبشاوندان خودرافراهم اورد
he lined up his men
U
مردان خود را در صف اورد صف ارایی کرد
kame
U
تپه کوچک متشکله ازسنگ وخاک اب اورد متعلق بدوره یخبندان
lenz' law
U
جریان القاء شده در یک مدار که نسبت به یک میدان مغناطیسی دارای حرکت نسبی است میدانی در جهت مخالف میدان اصلی بوجودمی اورد
limit velocity
U
حداقل سرعت ابتدایی توپ یاخمپاره که بتوان با ان نفوذلازم را به دست اورد
marxist economics
U
نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
milch cow
U
کسیکه باسانی میتوان پول از او در اورد
moraine
U
یخ اورد
nauseant
U
دارو و یا چیزدیگری که تهوع اورد
neoclassical school
U
مکتبی که براساس ان رقابت و پیروی ازاصول حداکثرساختن مطلوبیت و سود میتواندتخصیص ایده الی از منابع رادر اقتصاد بوجود اورد
office of the future
U
ارتباطات داده و سایر تکنولوژیهای الکترونیکی بعمل می اورد
opprobriously
U
چنانکه رسوایی اورد
perniciously
U
چنانکه زیان اورد
private automatic branch exchange
U
یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
probabiliorism
U
عقیده باینکه بهر طرف بیشتراحتمال درستی دارد بایدروی اورد
pusher tractor
U
تراکتور چرخ زنجیری که اسکریپر را هنگام خاکبرداری به حرکت درمی اورد
say's law
U
عرضه تقاضای خودرا بوجود می اورد بنابراین تعادل همواره در سطح اشتغال کامل وجود خواهدداشت
say's law
U
از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد
setup
U
توپ اسان برای برگرداندن وضع گویهایی که به اسانی می توان امتیاز بدست اورد
teething ring
U
حلقه لاستیکی مخصوص گازگرفتن کودک تا دندان در اورد
toolkit software
U
بسته نرم افزاری که به شخص امکان توسعه کاربردهای خاص خود رابسیار ساده تر از حالتی که شخصا" تمام یک برنامه رامی نویسد فراهم می اورد
voice answer back
U
یک دستگاه پاسخ صوتی که میتواندسیستم کامپیوتری را به یک شبکه تلفنی وصل کند تا پاسخ صوتی را به درخواستهای انجام شده از ترمینالهای تلفنی فراهم اورد
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com