Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 176 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
evergreen
U
همیشه سبز همیشه بهار
evergreens
U
همیشه سبز همیشه بهار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
marigold
U
گل همیشه بهار
marigolds
U
گل همیشه بهار
amaranth
U
همیشه بهار
calendula
U
گل همیشه بهار
douglas fir
U
یک نوع گیاه همیشه بهار بلندی که در غرب امریکامی روید
everblooming
U
همیشه بهار همیشه شکوفا
hen and chickens
U
همیشه بهار همیشه بهار باغی
love lies bleeding
U
گل همیشه بهار
kratom
U
[درختی همیشه بهار و در عین حال برگریز استوایی که از خانواده قهوه است و برگش مصرف داروئی دارد]
Other Matches
frequenter
U
همیشه رو
eer
U
همیشه
for ever and aday
U
همیشه
incessantly
U
همیشه
ayŠaye
U
همیشه
ay
U
همیشه
at all times
U
همیشه
evermore
U
همیشه
everywhen
U
همیشه
alway
U
همیشه
for evermore
U
همیشه
sempre
U
همیشه
ever
U
همیشه
ever-
U
همیشه
always
U
همیشه
at all hours
<adv.>
U
همیشه
year in year out
U
همیشه
anytime
<adv.>
U
همیشه
any time
<adv.>
U
همیشه
at any time
<adv.>
U
همیشه
forever and a day
<idiom>
U
برای همیشه
once and for all
<idiom>
U
برای همیشه
as ever
U
مانند همیشه
adinfinitum
U
برای همیشه
forever
U
برای همیشه
infinite time
U
برای همیشه
immortality
U
برای همیشه
for good
U
برای همیشه
as usual
U
مانند همیشه
immortally
U
تا جاودان همیشه
insenescible
U
همیشه جوان
dead load
U
همیشه بار
aeon
U
برای همیشه
foreverness
U
برای همیشه
ad infinitum
U
برای همیشه
sinedie
U
برای همیشه
ay
U
برای همیشه
eternality
U
برای همیشه
eternity
U
برای همیشه
resident
U
که همیشه درکامپیوتراست
tippling
U
همیشه نوشیدن
tipples
U
همیشه نوشیدن
still
U
راکد همیشه
tippled
U
همیشه نوشیدن
tipple
U
همیشه نوشیدن
stiller
U
راکد همیشه
stillest
U
راکد همیشه
stills
U
راکد همیشه
residents
U
که همیشه درکامپیوتراست
permafrost
U
همیشه یخبسته
perpetuity
U
برای همیشه
sempiternity
U
برای همیشه
forever
U
برای همیشه
on tap
<adj.>
U
همیشه در دسترس
evermore
U
برای همیشه
japanese andromeda
U
بوته همیشه سبزاسیایی
positive definite matrix
U
ماتریس همیشه مثبت
i have got him on my brain
U
همیشه به اوفکر میکنم
i always photograph badly
U
عکس من همیشه بد در می اید
evergreen trees
U
درختان همیشه سبز
for good
<idiom>
U
برای همیشه ،پایدار
for keeps
<idiom>
U
تا ابد ،برای همیشه
chucker
U
پرتابگر همیشه خطازن
I always stick to my word.
U
من همیشه سر حرفم می ایستم
at someone's beck and call
<idiom>
U
همیشه آماده پذیرایی
never to be at a loss for an answer
U
همیشه حاضر جواب بودن
I always fulfil my promises .
U
من همیشه به قولم عمل می کنم
she always had her way
U
همیشه موافق میل اوعمل می شد
to pledge one's troth
U
قول همیشه وفادار را دادن
as ... as ever
<adv.>
U
آنطور ... مثل همیشه
[سابق]
to get straight A's
U
همه درسها را
[همیشه]
۲۰ گرفتن
go steady
<idiom>
U
همیشه بایک نفر قرارگذاشتن
He always gives in to his wife.
U
همیشه تسلیم زنش است
cast the first stone
<idiom>
U
همیشه آماده جنگیدن است
to always look for things to find fault with
U
همیشه دنبال یک ایرادی گشتن
abjured
U
برای همیشه ترک گفتن
abjures
U
برای همیشه ترک گفتن
abjuring
U
برای همیشه ترک گفتن
abjure
U
برای همیشه ترک گفتن
exceptional
U
متفاوت ونه مثل همیشه
temporarily
U
برای زمان مشخص یا نه همیشه
Sara always wanted a puppy.
U
سارا همیشه یک سگ پاپی می خواست.
The shell does not always contain a pearl.
<proverb>
U
همیشه در صدف گوهر نباشد .
jitterbug
U
آدم همیشه نگران و دلواپس
panicky person
U
آدم همیشه نگران و دلواپس
non scrollable
U
که همیشه نمایش داده میشود.
nervous Nelly
U
آدم همیشه نگران و دلواپس
perennially
U
بطور ماندگاریا دائمی همیشه
He has always lived there.
U
او همیشه آنجا زندگی کرده است.
give someone the benefit of the doubt
<idiom>
U
همیشه بهترین را درمورد کسی فرض کن
in a rut
<idiom>
U
همیشه کار مشابه انجام دادن
A bad workman always blames his tools.
<proverb>
U
کارگر بد همیشه از وسایلش غیبجویى مى کند.
I always make a point of being on time . I always try to be punctual .
U
همیشه مقید هستم که سر وقت بیایم
couch potato
U
کسی که همیشه در خانه بیکار می نشیند
I am always ready to help my friends.
U
همیشه حاضرم بدوستانم کمک کنم
She is always making trouble for her friends.
U
همیشه برای دوستانش درد سر بوده
eager beaver
<idiom>
U
شخص همیشه داوطلب کار اضافه
on tap
<adj.>
U
همیشه آماده
[برای ریختن از شیره بشکه]
A constant guest is never welcome .
<proverb>
U
به همیشه میهمان خوشامد گفته نمى شود .
It is yours for keeps .
U
این برای همیشه پیش خودت باشد
date
U
افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
dates
U
افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
He is trying to prove himself all the time.
U
او
[مرد]
همیشه می خواهد نشان بدهد از پس کار بر می آید.
danger warning level
U
مقدار موجودی کالا که میبایست همیشه در انبارموجود باشد
he is always a little peculiar
U
او همیشه اندکی اخلاق عجیب از خود نشان میدهد
to always find something to gripe about
U
همیشه چیزی برای گله زدن پیدا کردن
permanently
U
انجام دادن به طریقی که برای همیشه باقی بماند
solid
U
خطایی که همیشه در حین استفاده از یک وسیله ایجاد میشود
solids
U
خطایی که همیشه در حین استفاده از یک وسیله ایجاد میشود
man a bout town
U
ادم بیکاری که همیشه به باشگاه و نمایشگاههای شهر میرود
window
U
فضایی درصفحه نمایش که همیشه محدوده دستورات موجود را می نویسد
You should always be careful walking alone at night.
U
همیشه موقع پیاده روی تنها در شب باید مراقب باشید.
window
U
فضایی در صفحه نمایش که همیشه محدوده دستورات موجود را می نویسد
He's always moaning that we use too much electricity.
U
او
[مرد]
همیشه قر می زند که ما بیش از اندازه برق خرج می کنیم.
The grass is always greener on the other side of the fence.
<proverb>
U
مرغ همسایه غازه
[مردم دیگر همیشه در موقعیت بهتری هستند.]
clearance fit
U
اتصالی که در ان حدود دوعضو جفت شونده همیشه مونتاژ را محکم می سازد
Carrie is her own worst enemy, she's always falling out with people.
U
کری همیشه با همه بحث و جدل می کند و برای خودش دردسر می تراشد.
hottest
U
سخت افزار که همیشه فعال ست و در صورت خرابی سیستم به عنوان پشتیبان به کار می رود
residents
U
داده نوشتار که همیشه در چاپگر یا وسیلهای که نیاز به بار کردن ندارد وجود دارد
hot
U
سخت افزار که همیشه فعال ست و در صورت خرابی سیستم به عنوان پشتیبان به کار می رود
hotter
U
سخت افزار که همیشه فعال ست و در صورت خرابی سیستم به عنوان پشتیبان به کار می رود
resident
U
داده نوشتار که همیشه در چاپگر یا وسیلهای که نیاز به بار کردن ندارد وجود دارد
tout temps prist
U
تسلیم خوانده در برابرخواهان با اعلام این که همیشه برای تحویل یا انجام خواسته حاضر است
absolute address
U
مرجع صفحه گسترده که همیشه به یک خانه اشاره میکند حتی اگر به محل دیگر کپی شود
The whole problem with the world is that fools and fanatics are always so certain of themselves, and wiser people so full of doubts.
U
مشکل اصلی در دنیا این است که احمق ها و متعصب ها همیشه از خودشان مطمئن و انسان های عاقل پر از تردید هستند.
After a few days out of the office it always takes me a while to get into gear when I come back.
U
بعد از چند روز دور بودن از دفتر همیشه مدتی زمان می برد تا پس از بازگشت دوباره سر رشته امور را به دست بیاورم.
straight "A " student
U
دانش آموزی
[دانش جویی]
که همیشه همه درسها را ۲۰ می گیرد
permanent
U
آنچه برای مدت طولانی یا برای همیشه باقی بماند
vernal
U
شبیه بهار باطراوت چون بهار
Better late than never.
<proverb>
U
آهسته برو همیشه برو.
stack
U
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacks
U
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacked
U
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
command.com
U
در -MS DOS فایل برنامهای که حاوی مفسر دستورات سیستم عامل است این برنامه همیشه در حافظه مقیم است و دستورات سیستم را تشخیص میدهد و به عمل تبدیل میکند
spring
U
بهار
clematis
U
فل بهار
springs
U
بهار
terraces
U
بهار خواب
terrace
U
بهار خواب
primed
U
بهار جوانی
orange flower
U
بهار نارنج
prime of life
U
بهار عمر
primes
U
بهار جوانی
the pride of life
U
بهار عمر
lilies of the valley
U
موگه بهار
spring time
U
هنگام بهار
spring tide
U
فصل بهار
springtime
U
فصل بهار
prime
U
بهار جوانی
may
U
بهار جوانی
lily of the valley
U
موگه بهار
spring time
U
فصل بهار
springtime
U
شباب بهار زندگانی
orange flower water
U
عرق بهار نارنج
neroli
U
عطر بهار نارنج
one swallow does not make a summer
<proverb>
U
با یک گل بهار نمی شود
essential oil of orange flower
U
عطر بهار نارنج
spring cleaning
U
خانه تکانی درفصل بهار
over the hill
<idiom>
U
به پایان رسیدن بهار جوانی
pyxie
U
بوته خزنده وهمیشه بهار
orgeat
U
شربت بهار نارنج با شیره بادام
chaparral
U
بلوط کوتاه وهمیشه بهار جنگل
this game is proper to spring
U
این بازی مخصوص بهار است
groundhog day
U
روز دوم فوریه که بعقیده عوام اگرافتابی باشدنشانه انستکه اززمستان شش هفته مانده است و اگر ابری باشد نشانه اوایل بهار استwoodchuck
peach design
U
نقش هلو
[این نقش هم بصورت شکوفه درخت هلو به نشانه بهار و هم بصورت میوه به نشانه طول عمر در فرش های چین بکار می رود.]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com