English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
universalization U همگانی سازی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
public U آزاد برای استفاده همگانی , ساخته شده برای استفاده همگانی
public U همگانی
generals U همگانی
nonquota U همگانی
communal U همگانی
wall-to-wall U همگانی
communally U همگانی
generable U همگانی
universal U همگانی
plenum U همگانی
plenums U همگانی
general U همگانی
generals U جامع همگانی
general U جامع همگانی
universal complex U عقده همگانی
universal symbol U نماد همگانی
universal trait U صفت همگانی
family check U کیش همگانی
hecatomb U قربانی همگانی
holocausts U کشتار همگانی
holocaust U کشتار همگانی
public instractions U تعلیمات همگانی
public U همگانی ملی
utility U صنایع همگانی
public health U بهداشت همگانی
public building U بنای همگانی
long house U ماوای همگانی
agora U همایشگاه همگانی
pissoir U ابریزگاه همگانی
latrine U ابریز همگانی
cross examination U بازجویی همگانی
pissoir U شاشگاه همگانی
mass education U اموزش همگانی
mass media U رسانههای همگانی
semipublic U نیمه همگانی
rectification U یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
public domain software U نرم افزارعمومی یا همگانی
public domain software U نرم افزار همگانی
land sturm U نام نویسی همگانی
pogroms U ازار وکشتار همگانی
pogrom U ازار وکشتار همگانی
cafeteria messing U ناهار خوری همگانی
holocausts U اتش سوزی همگانی
holocaust U اتش سوزی همگانی
socialized medicine U بیمه پزشکی همگانی
public traffic U رفت و امد همگانی
public works U کارهای ساختمانی همگانی
common good U خیر عمومی یا صلاح همگانی
indignation meeting U مجمع برای افهارتنفریا خشم همگانی
sanitarian U کارشناس بهداشتی جانبدار بهداشت همگانی
social security U بیمه وبازنشستگی همگانی تامین اجتماعی
gymnopaedic U درباب رقص هایی گفته میشدکه بچههای برهنه درجشنهای همگانی می
calculating U دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials U وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
ordnance plant U کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger U الت کنگره سازی یادندانه سازی
telpak U سرویسی که توسط شرکتهای همگانی مخابراتی برای اجاره کانالهای با پهنای باندزیاد بین دو یا چندین نقطه ارائه می گردد
pre-treatment U عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address U سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
frustration U خنثی سازی محروم سازی
irritancy U پوچ سازی باطل سازی
subjugation U مقهور سازی مطیع سازی
formularization U کوتاه سازی ضابطه سازی
imagery U مجسمه سازی شبیه سازی
frustrations U خنثی سازی محروم سازی
ouster U بی بهره سازی محروم سازی
erasable U 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
community property U اموال مشترک زن وشوهر اموال همگانی
saved U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression U سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sorts U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hits U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic U کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
dump U 1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
Indeo U فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
externals U روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external U روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
individualized U تک سازی
local anasthesia U سر سازی
compaction U تو پر سازی
idolization U بت سازی
truncation U بی سر سازی
individualizing U تک سازی
padding U له سازی
individualizes U تک سازی
individualize U تک سازی
individualised U تک سازی
individualising U تک سازی
individualises U تک سازی
deflexion U خم سازی
individuation U تک سازی
repk lection U پر سازی
bridge building U پل سازی
pavements U کف سازی
pavement U کف سازی
bridgework U پل سازی
stylization U مد سازی
flection U خم سازی
individualization U تک سازی
flooring U کف سازی
retortion U خم سازی
retortion U کج سازی
plasticization U نرم سازی
rubefaction U قرمز سازی
ruggedization U با دوام سازی
russification U روسی سازی
scenography U مجلس سازی
rustication U دهاتی سازی
resolving U برطرف سازی
anonymization U گمنام سازی
lamponery U هجونامه سازی
simulations U همانند سازی
vaporization U بخار سازی
retrenchment U مستحکم سازی
confectionary U شیرینی سازی
reviviscence U زنده سازی
road bed U زیر سازی
precipitousness work U خلاصه سازی
storage U ذخیره سازی
popularization U محبوب سازی
anabiosis U زنده سازی
road making U راه سازی
saccharification U قند سازی
aromatization U معطر سازی
aromatization U عطر سازی
weaponry U اسلحه سازی
arrefication U رقیق سازی
arrefication U لطیف سازی
asphalt paving U جاده سازی
urbanization U شهری سازی
road building U جاده سازی
road construction U جاده سازی
wording U عبارت سازی
accommodations U برون سازی
perpetuation U جاودان سازی
sensitization U حساس سازی
accommodation U برون سازی
peneplanation U دشت سازی
pedogenesis U جلگه سازی
infuriation U خشمگین سازی
segmentation U قطعه سازی
ordering U مرتب سازی
sacrfing U جفت سازی
intensification U پر قوت سازی
oscillation U نوسان سازی
inspissation U غلیظ سازی
sanguification U خون سازی
saponification U صابون سازی
rarafaction U لطیف سازی
lancination U مجروح سازی
oscillations U نوسان سازی
lancination U پاره سازی
scorification U تفاله سازی
pimpling U حباب سازی
sedimentation U رسوب سازی
pilework foundation U پی سازی با شمع
decentralization U نامتمرکز سازی
unification U یکی سازی
landscape painting U منظره سازی
simulations U فاهر سازی
solution U چاره سازی
forgery U صورت سازی
inurement U معتاد سازی
re construction U دوباره سازی
implementation U پیاده سازی
roofing U سقف سازی
reduction U ساده سازی
reductions U ساده سازی
activation U فعال سازی
invalidation U باطل سازی
irksomeness U کسل سازی
rearrngement U پس وپیش سازی
curtailment U کوتاه سازی
solutions U چاره سازی
puppydom U خود سازی
punctation U نقطه سازی
forgeries U سند سازی
puppyhood U خود سازی
stripping U برهنه سازی
purification U خالص سازی
quadrature U مربع سازی
acidification U اسید سازی
rarafaction U رقیق سازی
forgeries U صورت سازی
forgery U سند سازی
proportionment U متناسب سازی
activation barrier U سد فعال سازی
extinction U خاموش سازی
refrigerating technique U فن سرما سازی
simulation U شبیه سازی
afforestment U جنگل سازی
simulation U فاهر سازی
restoration to life U زنده سازی
simulation U همانند سازی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com